off the record ward
前往频道在 Telegram
‘ raised on pop punk and bubblegum 💿⋆˚꩜。 obsessed with everything i love @thefourthwallbot <3 http://t.me/RedChtBot?start=1627542505 > me if you wanna be friends: @teechandesu <3
显示更多未指定国家未指定类别
313
订阅者
+224 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
و دلیل اینکه دارم دربارهی این موضوع صحبت میکنم اینه که اگر شما (شمای نوعی) حتی توی یک اثر داستانی هم نمیتونید این پیچیدگی رو ببینید و مدام همهچیز رو به «خوب» و «بد» تقلیل میدید، احتمالاً آدمهای واقعی رو هم همینجوری سیکیم خیاری قضاوت میکنین. چون آدمهای واقعی که دیگه از کاراکترهای فیکشنال هم پیچیدهترن.
خیلی از کاراکترها، چه توی انیمه، چه توی کتاب، هستن که ملت خیلی راحت راجع بهشون نظر میدن، یه عالمه لیبل بهشون میزنن و با اطمینان کامل دربارشون نظرهای قطعی میزنن؛ انگار که آدمها قرار نیست پیچیدهترین موجوات دنیا باشن.
یکی از بدیهیترین چیزهایی که یه اثر داستانی میتونه بهتون نشون بده اینه که آدمها اینقدر ساده نیستن؟🙏🏻 ممکنه یه کاراکتر کارهای واقعاً بدی بکنه و در عین حال بشه فهمید چرا به اون نقطه رسیده. ممکنه یه تصمیمش قابل دفاع نباشه، ولی این به این معنی نیست که کل شخصیتش رو میشه با یه برچسب خلاصه کرد.
خیلی ناراحت میشم که بعضیا مقاومت میکنن که تشخیص بدن کرکترها چقدر با واقعیت انسانی جور درمیان، و اینکه انقدر سخته آدمها رو خارج از دوگانهی سیاه و سفید، ویلن و هیرو، یا خوب و بد ببینن؛ چون نشون میده چقدر سواد و آگاهی کلی نسبت به اون اثر کمه. یعنی واقعاً دارن با کونشون برداشت میکنن، و بعد هم بر اساس همون برداشت سطحی شروع میکنن به تحلیل کردنش. (حتی تحلیل هم نه، کامنت میدن صرفا)
the greatest anime ending ever made both musically and visually and i will die on this hill.
the kind of songs i need to listen to so i don’t crash out on a random saturday:
i would still love you even if you turned into a cat every time we hugged, but you’re not nerdy enough to understand.
اجازه بدید ریواچ فروتز بسکت این هفته تموم شه، چون من خیلی نظرات جدیدی دارم که بدم☝️🏻کاش همتون دیده بودین تا باهام همراهی میکردین.
امروز صبح اصلاً دلم نمیخواست از رختخواب بیرون بیایم. میخواستم تمام روز دراز بکشم و در رویا باشم.
دلم برای نامهای از تو یک ذره شده است. میخواهم بدانم سفر تو چگونه خواهد بود و سلامتیات در چه وضعیست [….] سفر دریا چطور بود؟هوا الان چطور است؟گرم؟اهالی خانه را چگونه دیدی؟آیا در زندگی روزمرهی یالتا جا افتادهای؟
بنویس و همه چیز را به من بگو. غمگینی یا اینکه خوشحالی از هم جدا شدیم؟
اینجا همهچیز بسیار کند میگذرد. دیروز و امروز هم صبح و هم عصر در تئاتر بودم. کتابی انگلیسی با خودم به جلسات تمرین بردم و خواندمش بعد هم روزنامهها را خواندم. کار زیادی روی صحنه نداریم. «سانین» هنوز سرگرم کُر است. شروع این نمایشنامه تا قیامت طول خواهد کشید. دیروز برای تو تلگرامی رسید. من آن را باز کردم تا اگر موردی بسیار فوری باشد برایت تلگرام بزنم. از تو برای اجرای «سه خواهر» به نفع خیریه در پترزبورگ اجازه خواسته بودند. من از «نمیروویچ» خواستم جواب بدهد. کار درستی کردم؟ برای تو که مسئلهای نیست که خودت تصمیم نگیری مگر نه؟ به نظر میرسد نمایشنامه همانقدر که مال توست، مال ما هم هست. قرار است برایت لیست برنامههای تئاتر را بفرستد.
