ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

RyujinPatji ( Mr Fanboy era )

RyujinPatji ( Mr Fanboy era )

前往频道在 Telegram

ناشناس من: @RyujinPatji_bot

显示更多
未指定国家未指定类别
486
订阅者
+424 小时
+267 天
+9230 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+35
在5个频道中
九月 '26
+92
在72个频道中
Get PRO
八月 '26
+233
在55个频道中
Get PRO
七月 '260
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+122
在21个频道中
Get PRO
五月 '260
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+34
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
08 十月+4
07 十月+2
06 十月+1
05 十月+2
04 十月+11
03 十月+10
02 十月+2
01 十月+3
频道帖子
خسته نباشی

2
قسمت دهم - بلو بدنیست #UNKOWNLOVER https://t.me/thomaskongwi
34
3
بیا یه سر اینورا کلی مامی فقیر هست😂😌
37
4
៹•° 𝖳︎𝗅︎𝖾𝖥𝗂𝗋𝗌𝗍𝗈𝗇︎𝖾 𝗎𝗉𝖽𝖺𝗍𝖾 ࿐ ♯توی ۴۳ دقیقه،بیشتر از ۲.۸ میلیون بات فروش داشتن. 🩷: مامان، چرا اینقدر پولدارین+1
៹•° 𝖳︎𝗅︎𝖾𝖥𝗂𝗋𝗌𝗍𝗈𝗇︎𝖾 𝗎𝗉𝖽𝖺𝗍𝖾    ࿐ ♯توی ۴۳ دقیقه،بیشتر از ۲.۸ میلیون بات فروش داشتن. 🩷: مامان، چرا اینقدر پولدارین؟ "
37
5
این ترکیب باعث میشه همش جیغ بزنی😭🗣
41
6
آپدیت توییتر جی‌تی 🐺: برادر من #Update ⋆ #Net NET AT ESQUIRE AFTER HOURS ୨ৎ 𝖭𝖤𝖳𝖩𝖩ᵃʳᵉᵃ 𓂃
آپدیت توییتر جی‌تی 🐺: برادر من #Update ⋆ #Net NET AT ESQUIRE AFTER HOURS ୨ৎ 𝖭𝖤𝖳𝖩𝖩ᵃʳᵉᵃ 𓂃
43
7
برید بخوابید که فردا کلی چیزمیز میزارم.‌ یادتون نره چک کنید🫶☺️
43
8
ساب این برنامه کوتاه ولی بسی مزخرف بود😭کوشته شدم
44
9
عاشق پک‌هاتم😭✨ فایتینگ
47
10
没有文字...
35
11
‌     My Heart in a Rainbow World  ‌ ‌‌‌‌ ‌‌      Book Kasidet🎀#pack
36
12
没有文字...
36
13
‌     My Heart in a Rainbow World  ‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌     ‌‌ ‌Force Jiratchapong🎀#pack
36
14
没有文字...
33
15
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ๑ 𝖬𝗋 𝖥𝖺𝗇𝖻𝗈𝗒 𝖤𝖯5 ‌ ‌ ‌ 📸 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌(,,>ㅅ<,,) ‌ ‌ ‌‌ ‌𝖶𝖺𝗇 𝖠𝗌𝗁𝖺𝗐𝗂𝗇
32
16
没有文字...
32
17
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ๑ 𝖬𝗋 𝖥𝖺𝗇𝖻𝗈𝗒 𝖤𝖯5 ‌ ‌ ‌ 📸 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌(,,>ㅅ<,,) ‌ ‌ ‌‌ 𝖳𝗁𝗂𝗋𝖽 𝖳𝗁𝖺𝗋𝗂𝗍
33
18
درسکوت‌شب — 5 — بلاخره پیداش کردم! چند ثانیه گذشت. چشمان ریوجین از روی صورت خونسرد پتجی برداشته نمی‌شد. ـ دستمال بیار. ـ همین؟ انتظار یه واکنش خشن‌تر داشتم! ـ دلت واکنش خشن می‌خواد؟ پتجی جا خورد. ـ نه، معلومه که نه! سپس سریع به سمت دستمال کاغذی رفت، چند لایه دستمال را مچاله کرد و آن‌ها را به سمت ریوجین گرفت. ـ خودت تمیزش کن. ـ من؟ کارآموز بودم، باریستا شدم و حالا قراره خدمتکارت هم بشم؟ ـ گندی که زدی رو جمع کن. پوزخندی روی لب‌های پتجی نشست. با حالتی که انگار ایده‌ای در سرش داشته باشد، گفت: ـ باشه! دستمال‌ها را محکم روی لباس ریوجین کشید. لباس نه‌تنها بهتر نشد، بلکه چند قسمت آن هم چروک شد. اخمی روی ابروهای ریوجین نشست. ـ عرضه‌ی انجام دادن این کار رو هم نداری؟ ـ من اومدم که کارآموز بشم، نه خدمتکار! ـ اصلاً از رفتارت خوشم نیومد. ـ برام اهمیتی نداره. پتجی دستمال خیس را برداشت و با حرص روی صورت ریوجین کوبید و با عصبانیت از اتاق خارج شد. پاهایش را محکم به زمین می‌کوبید و بدون اینکه حواسش به جلوی پایش باشد، راه می‌رفت. ـ عوضی... زیر لب غر زد و دستش را بین موهایش کشید. ناگهان پایش به چیزی گیر کرد، اما قبل از اینکه بیفتد، دستانش را روی چیزی محکم گذاشت تا تعادلش را حفظ کند. سرش را بالا آورد. پسری ظریف و زیبا روبه‌رویش ایستاده بود؛ با لباسی کاملاً سفید. پتجی لحظه‌ای محو نگاهش شد، اما ناگهان یادش آمد دستانش هنوز خیس از قهوه است! به‌سرعت دستانش را برداشت و با چشمانی گرد به لباس سفید پسر خیره شد. حالا دو طرف شانه‌ی لباس سفید، لکه‌های قهوه‌ای دیده می‌شد. ـ من متأسف... ـ اشکال نداره. ـ پس بذار برات بشورمش. ـ گفتم که اشکال نداره. پتجی از مهربانی پسر جا خورد و سعی کرد سریع خودش را جمع‌وجور کند. هنوز نمی‌دانست چه بگوید که صدایی از پشت سر پسر شنید: ـ پور! انتظار نداشتم الان بیای به دیدنم. پتجی خشکش زد. پور؟ اسمی آشنا که همیشه تی‌تی درباره‌اش صحبت می‌کرد. سال‌بالایی و الگوی خیلی از سال‌پایینی‌های رشته‌ی هنر! پتجی آرام به پسر روبه‌رویش نگاه کرد. ـ تو... پور هستی؟
58
19
با تشکر از این‌ پک رنجی‌تایم خفن🤌❤️‍🔥
120
20
.
85