LOW SIGNAL
前往频道在 Telegram
چیزایی که بنظرم جالبن رو باهاتون شیر میکنم، غر میزنم، از سایبر سکیوریتی میگم و برداشت های شخصیم Blog:https://zist.digital/delta Mastadon : https://defcon.social/delta donate : https://daramet.com/lowsignal Access is Control, Control is Political
显示更多未指定国家未指定类别
553
订阅者
+624 小时
+117 天
+6030 天
帖子存档
553
چجوری بازی های ویندوزیای که کاملا قانونی دانلود کردیم رو D: با کمک استیم و پروتون روی لینوکس نصب کنیم؟
https://youtu.be/V9vSFYhOXZY
ویدیو درست کردم بعد از قرن ها :)
553
🌱 وگانیسم؛ وقتی رژیم غذایی تبدیل به ایدئولوژی میشه
چند وقت پیش یه پست اینستاگرامی دیدم که واقعاً برام عجیب بود. توی پست، گوشت خوردن با کشتار ۱۸ و ۱۹ دی مقایسه شده بود و در نهایت نویسنده به این نتیجه رسیده بود که گوشت خوردن حتی از اون جنایت هم بدتره!
اینجاست که به نظرم وگانیسم از یک انتخاب غذایی قابل احترام، تبدیل به یک ایدئولوژی عجیب و افراطی میشه.
اینکه کسی گوشت نخوره، کاملاً انتخاب خودشه. میتونه به خاطر حیوانات، محیطزیست، سلامتی یا هر دلیل شخصی دیگهای باشه. هیچ مشکلی هم باهاش ندارم.
اما وقتی برای اثبات اخلاقی بودن این انتخاب، کشتار انسانها رو با کشتن حیوانات برای غذا مقایسه میکنی و حتی نتیجه میگیری گوشت خوردن «جنایت بدتری»ه، دیگه بحث صرفاً درباره رژیم غذایی نیست.
این مقایسه از اساس مشکل داره.
قتل انسان، خصوصاً کشتار انسانهای بیگناه، فقط از بین بردن یک موجود زنده نیست. پای آگاهی، شخصیت، روابط انسانی، حقوق، آزادی و عاملیت یک انسان وسطه. اینکه یک حیوان هم موجودی دارای ارزش و رنجپذیریه، میتونه مبنای یک بحث اخلاقی جدی باشه؛ اما از این نمیشه خودکار نتیجه گرفت که کشتن حیوان برای غذا از کشتار انسانها جنایت بزرگتریه.
ضمن اینکه اگر معیار اخلاقی ما این باشه که «هر آسیبی به حیوان، معادل جنایت علیه انسانه»، باید خیلی از چیزهایی که هر روز مصرف میکنیم رو دوباره بررسی کنیم.
کشاورزی صنعتی هم بدون مرگ و آسیب حیوانات انجام نمیشه. برای تولید غذا زمین تغییر میکنه، زیستگاهها از بین میرن، آفتکش استفاده میشه و موجودات زیادی در این فرایند کشته میشن.
پس مسئله به این سادگی نیست که یک طرف «قاتل حیوانات» باشه و طرف دیگه «انسان اخلاقی».
حتی استدلال «انسان برای خوردن گوشت ساخته نشده» هم چندان معنای اخلاقی نداره. انسان یک همهچیزخواره و در طول تاریخ از منابع گیاهی و حیوانی استفاده کرده. اینکه امروز تصمیم بگیریم گوشت نخوریم کاملاً ممکن و قابل احترامه، ولی این انتخاب شخصی بهخودیخود یک قانون اخلاقی جهانی تولید نمیکنه.
من حتی با نقد دامداری صنعتی مشکلی ندارم. اتفاقاً میشه درباره رنج حیوانات، شرایط نگهداری، مصرف منابع، آلودگی و اثرات محیطزیستی صنعت دامداری بحث جدی کرد.
ولی این با گفتن اینکه «تو چون گوشت میخوری، قاتلی» فرق داره.
و از اون مهمتر، با مقایسه گوشت خوردن با کشتار انسانها و نتیجهگیری اینکه اولی جنایت بزرگتریه، زمین تا آسمون فرق داره.
به نظرم این دقیقاً جاییه که یک انتخاب غذایی تبدیل به ایدئولوژی میشه؛ جایی که به جای تلاش برای کاهش رنج، شروع میکنیم به ساختن یک سلسلهمراتب اخلاقی برای آدمها.
اگر وگان هستی، باش.
اگر گوشت نمیخوری، نوش جان.
اما اینکه به خاطر یک بشقاب غذا، خودت رو در جایگاه اخلاقی بالاتری از بقیه قرار بدی و کشتار انسانها رو با ناهار مردم مقایسه کنی، دیگه دفاع از حیوانات نیست؛ این افراط ایدئولوژیکه.
553
Repost from N/a
🐧 لینوکس ۳۵ ساله شد!
در ۲۵ اوت ۱۹۹۱، لینوس توروالدز در یک پیام معروف، لینوکس را فقط یک پروژهی تفننی معرفی کرد؛ پروژهای که بعدها تقریباً همهجا حضور پیدا کرد: از کامپیوترهای شخصی و سرورها گرفته تا گوشیهای اندرویدی، رزبریپای، موشک Falcon 9 و حتی بالگردی روی مریخ!
برای تولد ۳۵ سالگی لینوکس، یک صفحهی تعاملی ساختم که داستان آن را از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۶، در قالب ۲۱ اتفاق مهم روایت میکند.
🔗 نسخهی آنلاین:
https://parsabordbar.github.io/linux35/
⭐ سورس پروژه:
https://github.com/ParsaBordbar/linux35
اگر خوشتون اومد، خوشحال میشوم بهش استار بدید تا بیشتر دیده بشه :)
#Linux #لینوکس #OpenSource #WebDevelopment
↻ @imbordem
553
آمریکا چند هکر مرتبط با ایران رو تحریم کرده؛ ولی بخش جالب ماجرا خود تحریم نیست.
طبق گزارش The Hacker News، آمریکا میگه این افراد در حملات سایبری علیه زیرساختهای مختلف، از بخش انرژی و دفاع گرفته تا درمان و فناوری اطلاعات، نقش داشتن.
یعنی با یک داستان «یه سایت رو هک کردن» طرف نیستیم.
بحث اینه که گروههای وابسته به دولتها دارن دقیقاً میرن سراغ چیزهایی که اگر از کار بیفتن، زندگی واقعی آدمها مختل میشه.
آب، برق، انرژی، بیمارستان، سیستمهای صنعتی و…
حتی گفته شده آدرسهای رمزارزی مرتبط با این شبکه حدود ۱۶.۸ میلیون دلار تراکنش داشتن و آمریکا برای اطلاعاتی که به شناسایی افراد پشت این حملات کمک کنه تا ۱۰ میلیون دلار جایزه گذاشته.
چیزی که برای من جالبه اینه که این اتفاق یه بار دیگه نشون میده «امنیت سایبری» دیگه فقط دغدغه بچههای IT نیست.
وقتی یک سیستم آبرسانی یا نیروگاه هک میشه، دیگه مهم نیست مهاجم پشت لپتاپش نشسته یا با تانک اومده.
اثر نهایی یکیه: یک زیرساخت واقعی از کار میافته.
و این دقیقاً همون دلیلیه که به نظرم سازمانها باید کمکم از مدل «همهچیزمون به یک سرویس خارجی وصله» فاصله بگیرن.
چون روزی که اینترنت قطع بشه، سرویس تحریم بشه، API قیمتش رو چند برابر کنه یا یک نفر تصمیم بگیره دسترسیتون رو ببنده، تازه میفهمید چقدر از زیرساخت خودتون رو واقعاً در اختیار ندارید.
منبع:
The Hacker News
@LOW_SIGNAL73
553
یه نظریهای دارم که مدتیه بهش فکر میکنم و شاید بشه اسمش رو گذاشت «سرمایه اجتماعیِ بدبختی».
به نظرم وقتی یک جامعه برای مدت طولانی تحت فشار اقتصادی، اجتماعی و روانی قرار میگیره، یه اتفاق جالب ممکنه بیفته: بدبختی از یه وضعیت ناخوشایند، کمکم تبدیل میشه به یک وضعیت عادی و حتی به یک جور اعتبار اجتماعی.
توی جامعهای که تقریباً همه احساس میکنن نسبت به چند سال قبل خودشون وضعیت بدتری دارن، ناراضی بودن دیگه چیز عجیبی نیست. برعکس، تبدیل میشه به زبان مشترک جامعه. همه از گرونی، آینده، کار، پول، مهاجرت، روابط و هزار چیز دیگه حرف میزنن و تقریباً هرکسی چیزی برای شکایت کردن داره.
اما مسئله از جایی جالب میشه که «رنج کشیدن» تبدیل به بخشی از هویت فرد بشه.
مثلاً کسی که میگه «من دیگه واقعاً بریدم، زندگی نابوده، هیچ امیدی ندارم»، معمولاً با همدلی بیشتری مواجه میشه. در مقابل، کسی که بگه «من اتفاقاً وضعم خوبه، از زندگیم راضیم و خیلی هم خوشحالم» ممکنه با واکنش متفاوتی روبهرو بشه؛ انگار در شرایطی که همه باید ناراضی باشن، خوشحال بودن کمی غیرعادیه.
حتی ممکنه به جایی برسیم که آدم از داشتن رفاه احساس کنه باید خجالت بکشه یا حداقل اون رو پنهان کنه. چون در یک جامعه افسرده، بدبخت بودن قابلفهمتر و قابلقبولتر از خوشحال بودنه.
از همینجا یک چرخه شکل میگیره:
بحران واقعی باعث رنج واقعی میشه. رنج زیاد عادی میشه. بعد شکایت و نشان دادن رنج تبدیل به رفتار اجتماعی عادی میشه. بعد از مدتی، آدمها ممکنه ناخودآگاه مشکلات خودشون رو بیشتر از چیزی که هست تجربه یا روایت کنن، چون «بدبخت بودن» تبدیل به بخشی از هویت اجتماعیشون شده.
این لزوماً به این معنی نیست که مردم دروغ میگن یا مشکلات واقعی ندارن. اتفاقاً ممکنه مشکل کاملاً واقعی باشه، ولی ذهن فرد به مرور اون مشکل رو تبدیل کنه به روایت دائمی زندگی خودش.
یعنی به جای اینکه بگه «من یک مشکل دارم»، کمکم به این نتیجه میرسه که «من آدم بدبختی هستم».
و این دو تا خیلی با هم فرق دارن.
قسمت دیگه این ماجرا هم رابطه جامعه با آدمهای مرفهه. طبیعتاً ناراحتی از نابرابری یا بیعدالتی چیز عجیبی نیست. اما اگر شرایطی ایجاد بشه که صرفاً «حال خوب داشتن» باعث ایجاد حس بد در دیگران بشه، اون موقع به نظرم وارد مرحله جالبتری شدیم.
مثلاً وقتی کسی میگه «چطور میتونی اینقدر خوشحال باشی؟ مگه توی همین جامعه زندگی نمیکنی؟»
اینجا شادی تقریباً تبدیل میشه به چیزی که باید برای داشتنش توضیح بدی.
انگار جامعه به یک توافق نانوشته رسیده که «همه باید ناراضی باشیم» و کسی که خارج از این الگو قرار میگیره، عجیب به نظر میرسه.
البته این نظریه یک سؤال مهم هم داره: آیا واقعاً مردم بدبختی رو انتخاب میکنن، یا جامعهای که واقعاً مدت زیادی تحت فشار بوده، رفتاری تولید میکنه که از بیرون شبیه انتخاب بدبختی به نظر میرسه؟
ممکنه چیزی که ما بهش میگیم «فرو رفتن در بدبختی»، در واقع نتیجه ناامیدی، درماندگی، مقایسه اجتماعی و نداشتن چشمانداز روشن برای آینده باشه.
اما اگر فرضیه من درست باشه، مسئله فقط این نیست که یک جامعه فقیر یا افسرده شده. مسئله اینه که بعد از مدتی، خودِ بدبختی تبدیل به یک ارزش اجتماعی میشه؛ چیزی که به آدم هویت میده، باعث همدلی گرفتنش میشه و حتی ممکنه جایگاهش رو در جمع تعریف کنه.
و شاید یکی از خطرناکترین بخشهای ماجرا همین باشه: جامعهای که در اون بدبختی عادی شده، فقط آدمهای بدبخت تولید نمیکنه؛ ممکنه آدمهایی هم تولید کنه که دیگه نتونن تصور کنن خوشحال بودن، موفق بودن یا داشتن یک زندگی خوب، حق طبیعی اونهاست.
@LOW_SIGNAL
553
چرا حذف فیزیکی بازیها و تبدیل همهچیز به Subscription ایدهی خوبی نیست؟
چیزی که این چند سال دارد اتفاق میافتد فقط تغییر روش پرداخت نیست؛ دارد رابطهی ما با محصولی که میخریم را عوض میکند.
قبلاً وقتی یک بازی را میخریدی، حداقل در معنای معمولش، یک نسخه از آن بازی داشتی. میتوانستی نصبش کنی، نگهش داری، دوباره چند سال بعد سراغش بروی و حتی اگر شرکت سازنده تصمیم گرفت سرویسش را تعطیل کند، نسخهای از بازی همچنان نزدت بماند.
اما وقتی همهچیز تبدیل به سرویس شود، «خریدن» کمکم جای خودش را به «اجازهی استفاده کردن» میدهد.
اشتراک این ماه را ندادی؟ دسترسی قطع میشود.
سرورهای بازی تعطیل شدند؟ تمام.
شرکت تصمیم گرفت بازی را از فروشگاه حذف کند؟ تمام.
شرکت ورشکست شد؟ باز هم تمام.
و بدتر از همه، ممکن است چند سال پول داده باشی و در نهایت چیزی که واقعاً مالک آن باشی وجود نداشته باشد.
البته Subscription ذاتاً بد نیست. برای چیزهایی که واقعاً هزینهی دائمی دارند، منطقی است. سرویسهای آنلاین، فضای ابری، سرویسهای استریم، نرمافزارهایی که دائماً زیرساخت و سرویس سمت سرور ارائه میکنند، نمونههای قابلقبولی هستند.
مشکل از جایی شروع میشود که Subscription تبدیل شود به مدل پیشفرض برای هر چیزی.
بازیای که تمام محتویاتش روی سیستم خودت است، چرا باید تا ابد اجارهای باشد؟
نرمافزاری که هیچ سرویس دائمی خاصی ارائه نمیکند، چرا باید مالکیتش تبدیل به اجاره شود؟
حتی سختافزار هم کمکم دارد به همین سمت میرود؛ دستگاهی که واقعاً خریدهای، اما بعضی قابلیتهایش پشت اشتراک قفل شدهاند.
این روند در نهایت یک چیز را عادی میکند:
تو پول میدهی، اما مالک نمیشوی.
و از نظر من این اتفاق از خودِ قیمت هم مهمتر است.
چون مسئله فقط این نیست که ماهی چند دلار پرداخت میکنیم؛ مسئله این است که چه مقدار کنترل روی چیزهایی که بابتشان پول دادهایم باقی میماند.
دنیایی که در آن همهچیز Subscription باشد، در ظاهر خیلی مدرن و راحت است.
ولی ممکن است چند سال دیگر به جایی برسیم که برای استفاده از چیزهایی که قبلاً میخریدیم، باید هر ماه اجازهی استفاده بگیریم.
و خب، شاید یک روز حتی شورت پاتون هم Subscription-Based بشه؛ اشتراک رو تمدید نکردی، سیستم DRM شورتتون رو از پاتون درمیاره.
پیشرفت تکنولوژی قرار بود زندگی ما را راحتتر کند، نه اینکه مالکیت را به یک قابلیت پریمیوم تبدیل کند.
@LOW_SIGNAL73
553
پلیاستیشن و کمپین #PSBlackout
طرفداران معترض به تصمیم سونی برای کنار گذاشتن دیسکهای فیزیکی، از کاربران سراسر دنیا خواستن از ۲ تا ۹ شهریور ۱۴۰۵ کنسولهای خودشون رو خاموش کنن یا برای یک هفته از حساب کاربریشون خارج بشن.
هدف کمپین اینه که با کاهش فعالیت کاربران، به سونی نشون بده همه با آیندهای که در اون مالکیت بازیها کمرنگتر میشه موافق نیستن.
نظر شخصی من اینه که البته همهچیز داره خیلی خوب پیش میره. فردا شورت پاتون هم با اشتراک ماهانه عرضه میشه و اگه اشتراکتون رو تمدید نکنید، شورتتون رو از پاتون درمیارن.
بعد هم احتمالاً یک پلن Premium Underwear+ معرفی میکنن که با پرداخت سالانه، قابلیتهایی مثل پوشیدن شورت بدون تبلیغات و دسترسی آفلاین به شورت رو فعال میکنه.
شوخی به نظر میاد، ولی مسیر واقعاً عجیبیه. شرکتها دارن کمکم از فروش محصول به سمت فروش دسترسی میرن.
بازی رو نمیخری، اشتراک میگیری. فیلم رو نمیخری، اشتراک میگیری. موسیقی رو نمیخری، اشتراک میگیری.
یه روز هم احتمالاً برای استفاده از چیزی که قبلاً خریدی باید ماهانه پول بدی.
به دنیای آینده خوش اومدیم؛ جایی که پول میدی، ولی مالکیت همچنان یک قابلیت پریمیوم محسوب میشه.
شما حاضرید برای اعتراض به حذف دیسکهای فیزیکی، یک هفته پلیاستیشنتون رو خاموش کنید؟
@LOW_SIGNAL73
553
همه لیک ها به ترتیب :
https://drive.google.com/file/d/1EqtdzTqRGAvVHQdSshr5V3Q86-ps_IyX/view
@LOW_SIGNAL73
