•دلاچایی•
前往频道在 Telegram
💆🏻♀️🐈☕
显示更多未指定国家未指定类别
207
订阅者
+324 小时
+27 天
+530 天
帖子存档
207
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است اینکه گوید بدلی ره است دلرا
دل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد.
-وحشی بافقی.✨یه لقمه شعر.
207
هر بار که سطحتان بالا میرود، چیزی را از دست خواهید داد؛ یک عادت، یک دوستی، یک رابطه، یک نسخه از خودتان. این باخت نیست. این هزینهی ورود است.🤌☁️
سلام صبحتون بخیر🌱🙂↔️
207
من آدمیم که بیش از اندازه کنار بقیه میمونم؛بیش از اندازه تحمل میکنم و خیلی اهل سازش هستم، اما وقتی که برم دیگه برنمیگردم...
207
Repost from N/a
گاهی دل درجایی جا میماند که نباید
حتى نزدیکش میشد
و بعضی اشتباه ها
آن قدر عزیز می شوند که تمام «درستها» را بی معنا میکنند
گاهی عشق هست ولی سرنوشت، تمام
راههای رسیدن را میبندد فقط
نگاه می ماند و قلبی که از تکرار شدن
خسته تر از همیشه…
207
خودت را جایی خرج کن که ارزشش را دارد.
وقتی میگویم «خودت» یعنی وقتت، انرژیت و احساساتت که چه بسا همه لیاقت انرژی تو را ندارند. ✨
207
نباید به هر کسی در زندگی خوشامد گفت. بعبارتی، طبق توصیه ی کنفوسیوس خودتان را با کسانی که به خوبی خودتان نیستند درگیر نکنید.-تیکه کتاب. آدمهای سمی.
207
قرار نیست با همه صمیمی باشیم...
بعضی آدمها برای احترام گذاشتناند،
بعضی برای سلام و احوالپرسی،
و بعضی برای دوستی.
همه را نباید به حریم دل راه داد.
داشتن حد و مرز در روابط، نشانه غرور نیست؛ نشانه ارزش قائل شدن برای آرامش، شخصیت و احساسات خودمان است.
گاهی فاصلههای درست، زیباترین شکلِ احترام هستند.
صبحتون بخیر🕊💆🏻♀️
207
نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتی
نیمِ باقیمانده هم هروقت فرصت داشتی
بر زمین افتادم و دیدم سراغم آمدی
دستِ یاری چیست؟ سودایِ غنیمت داشتی
خانهای از جنسِ دلتنگی بنا کردم، ولی
چون پرستوها به ترکِ خانه عادت داشتی
زخم خوردم، گاهی از ایشان و گاه از چشمِ تو
با رقیبان بر سرِ جانم رقابت داشتی
ای که ابرویت به خونریزی کمر بستهست، کاش
اندکی در مهربانی نیز همت داشتی...
