# lovestay
前往频道在 Telegram
— ˗ˏˋ ꒰ 🎱 ꒱ ˎˊ˗ — Stray kids everywhere all around the world you make straykids stay CB97an.t.me
显示更多未指定国家未指定类别
2 434
订阅者
+824 小时
+767 天
+15230 天
帖子存档
سونگمین اخیراً بیشتر از اینکه یه دفتر خاطرات کامل و مفصل بنویسه، چیزایی شبیه یادداشتهای کوتاه برای خودش مینویسه. قبلاً که خاطرات روزانهش رو با جزئیات مینوشت، خیلی درگیر گذشته و اشتباهاتش میشد و مدام بهشون فکر میکرد.
ولی الان بیشتر از هر چیزی دلش میخواد فرداش از امروز بهتر و پربازدهتر باشه. برای همین این روزها فقط توی برنامهی یادداشتهای گوشیش مینویسه که اون روز چه کارهایی انجام داده و چه برنامههایی رو پیش برده.
درباره البوم صحبت کردن :
یوری: استریکیدز هم از نظر موسیقی و هم از نظر موفقیت به چیزای خیلی زیادی رسیدن و آلبوم «This & That» هم از وقتی منتشر شده، در سراسر دنیا فوقالعاده مورد استقبال قرار گرفته. خودت در مورد این موضوع چه حسی داری؟ انگار همین که یه آلبوم منتشر میکنین، کل دنیا واکنش نشون میده، نه؟ 🐶: آره، معلومه که خیلی قدردانیم. خودمون هم میدونیم که بازخوردها همیشه مثبت نخواهند بود؛ بالاخره ما یه گروهم که موسیقی میسازه. با این حال، همیشه از کسایی که بهطور مداوم به موسیقیمون گوش میدن و همینطور از کسایی که واقعاً از تیم بودنمون، رابطهمون با همدیگه و خودِ ما لذت میبرن و از ته دل دوستمون دارن، ممنونیم. ما همیشه این قدردانی رو با خودمون داریم و در فعالیتهای گروهی و موسیقیمون هم همین حس رو ادامه میدیم. یوری: استریکیدز قراره اواخر ماه آگوست یه کنسرت سولو در ورزشگاه ملی توکیو برگزار کنه و به اولین هنرمندان مرد بینالمللی تبدیل بشن که در این ورزشگاه اجرا دارن.
سونگمین گفته که خیلی اهل معاشرت و دیدن آدمها نیست. توی خونه خیلی راحت و راحته و همیشه هم یه کاری برای انجام دادن داره، برای همین واقعاً نیازی نمیبینه که با دوستاش قرار بذاره و بیرون بره. واقعاً به زمانی نیاز داره که بتونه با خودش و افکارش تنها باشه.
وقتی هر روز بین اعضای گروه و در کنار بقیهست و بالاخره برمیگرده خونه، شدیداً به فضای شخصی خودش نیاز داره. گفته که کاملاً هم براش کافیه هر از گاهی خانوادهش رو ببینه.
این مکالمه بعد از کاور اهنگ Ocean گفته شده :
یوری: واقعاً دلم میخواد یه تشویق حسابی بهت بدم. 👏 🐶: حسابی؟ یوری: خیلی حسابی! حس میکردم دارم صدای یه پسر خیلی ساده و بیآلایش رو میشنوم که از ته دل میخونه. 🐶: یه جورایی مثل بچههای روستایی؟ یوری: یه کم سادهدل و بیآلایش؟ من این مدلشو خیلی دوست دارم. 🐶: من فقط فکر کردم دارم متن آهنگ رو میخونم. یوری: آخه خیلی از کسایی که آهنگای منو میخونن، سعی میکنن خیلی ظریف و شیک اجراش کنن، ولی من واقعاً بیشتر دوست داشتم وقتی تو مثل سونگمین، ساده و بیتکلف خوندیش؛ با یه کم قدرت بیشتر. 🐶: ممنون که به این چیزا توجه کردی. ممنونم.
🐶: میدونی، حالا که اینو یهویی شنیدم، یه کم حتی ناراحت شدم. این اواخر اصلاً نشنیدم کسی بهم بگه «پاپی نابغهی وکال»... نمیدونم همهی فنا کجا رفتن؟😭 همین که اون پیام رو دیدم، یهو یادم افتاد یه دورهای بود که مدام منو با این اسم صدا میزدن.
🐶: خب، اول از همه ساعت ۱۱ صبح میریم یه جای خفن. یه دوری میزنیم و از آکواریوم دیدن میکنیم. یوری: آکواریوم؟ 🐶: یه لحظه... بیخیال این! چون میگن «لذت بردن از زیبایی کوه با شکم پُر بیشتر میچسبه»! خب، یه ثانیه... یوری: پس بفرستشون کوهنوردی. 🐶: پس اینطوری، دقیقاً ساعت ۱۱ صبح، مستقیم میریم کوهنوردی! چند تا خیار تازه هم با خودمون میبریم و میریم تا قله... یوری: برای اونایی هم که خیار دوست ندارن، هویج میبریم. 🐶: دقیقاً! برای هر نفر یه هویج. بعد از کوه میایم پایین و میریم سراغ پاجون و... معمولاً با پاجون چی میخورن؟ یوری: ماکگولی. 🐶: از کوه که میایم پایین، مستقیم پاجون رو با ماکگولی میزنیم بر بدن. یوری: البته یه کم، که زیادی مست نشن. 🐶: فقط یه لیوان کوچیک، در حد اینکه اشتهاشون باز بشه... ولی خب بعد از کوهنوردی همه خستهان و دیگه جون هیچ کاری رو ندارن... هوم، شاید بریم گیمنت؟ یوری: چه فکر خوبی! 🐶: میریم گیمنت، بازی میکنیم و بعدش میشه وقت شام. شاید بریم قایق تفریحی هم سوار شیم؟ یوری: واو، این دیگه داره تبدیل به یه دیت فوقالعاده لاکچری میشه. 🐶: میریم رودخونهی هان، سوار قایق تفریحی میشیم و اونجا من مهمونتون میکنم به خوشمزهترین پاستا و یه استیک آبدار. بعدشم دیگه با خیال راحت میتونین برگردین خونه.
یوری: وقتی پای اعضا وسط باشه، هنوزم تقریباً مثل دوران کارآموزی و اوایل دبیوتت شیطونی میکنی؟
🐶: با اعضا؟ خب یه چیزی هست که میگه «با بقیه همونطور رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار کنن.» ما توی گروهمون هشت تا پسر هستیم و من که نمیتونم مثلاً بگم «اوپا~♡» و از این کارا بکنم، پس کلاً با همدیگه شوخی میکنیم و سر به سر هم میذاریم.
درباره اسکیزو ها حرف زدن :
🐶: هر کدوم از اعضا یه عروسک مخصوص خودشون دارن. یکی روباهه، یکی گرگه، یکی جوجهست، یکی خرگوش... یه «خوکخرگوش» هم داریم. یوری: خوکخرگوش دیگه چیه؟ 🐶: اسمش تگیه. یوری: تگی؟ 🐶: خیلی بامزه و دوستداشتنیه. یوری: کدوم عضو «خوکخرگوشه»؟ 🐶: میخوای حدس بزنی؟ یوری: کیه؟ چانگبین-نیم؟ 🐶: اوه؟ دقیقاً! واقعاً اعضا رو خوب میشناسی، همون اول درست حدس زدی! یوری: معلومه، کیه که استریکیدز رو نشناسه؟ 🐶: کیه که چوی یوری رو نشناسه؟ یوری: بریم ادامه بدیم.
سوال : پنج دقیقه توی آسانسور با کسی که کنارش معذب میشی تنها بمونی، یا از پلهها ۲۰ طبقه بری بالا؟
🐶: حتماً باید دقیقاً پنج دقیقه باشه؟ یوری: ممکنه آسانسور خراب بشه یا یه اتفاق دیگهای بیفته. 🐶: بیست طبقه از پلهها برم بالا؟! یوری: چرا؟ 🐶: آخه اصلاً دوست ندارم پنج دقیقه توی آسانسور با کسی باشم که کنارش معذبم. یوری: توی زندگیت کسی هست که کنارش معذب باشی؟ 🐶: راستش... همین الان یه کم معذبم... یوری: پس منم از پلهها میرم. 🐶: نه، منظورم این نیست که الان کنار تو معذبم، ولی ترجیح میدم بهجای اینکه پنج دقیقه توی آسانسور با کسی باشم که کنارش احساس راحتی نمیکنم، از پلهها برم بالا. یوری: موافقم، تازه ورزش هم حساب میشه!
یوری: تو از اون آدمایی هستی که بلافاصله بعد از غذا خوردن، میز رو جمع میکنی؟ 🐶: آره، حتماً باید همون موقع همهچی رو جمع کنم. وقتی خردههای غذا یا ظرفهای کثیف روی میز مونده باشه، اصلاً نمیتونم به کارای دیگه تمرکز کنم. یوری: واو، پس واقعاً از پشت گوش انداختن کارا خوشت نمیاد؟ 🐶: نه، فقط دیدن اون همه ریختوپاش برام سخته. یوری: ظرف شستن چطور؟ 🐶: بستگی داره. اگه عجله داشته باشم و مجبور باشم سریع برم، خب میرم. ولی توی بیشتر مواقع، معمولاً همون موقع همه ظرفها رو میشورم. یوری: پس هیچ کاری رو نمیذاری برای بعد. 🐶: دقیقاً. حالا تو برعکس من، همیشه کاراتو میندازی برای بعد؟ یوری: چی؟ چرا باید این کارو بکنم؟ من که اصلاً کارامو عقب نمیندازم. 🐶: جدی؟ همهچی رو همون لحظه انجام میدی؟ یوری: آره.
سونگمین از روتین روزاش صحبت کرد :
🐶: حالا که صحبت از تعادل شد... این روزها دارم کلی تمرین فیزیکی انجام میدم تا تعادل بدنم رو کاملاً به حالت درستش برگردونم. تمام وقت آزادم، خارج از کار، صرف همین میشه. واقعاً دیگه فقط وقت دارم برای کار، تمرینهای توانبخشی، دوباره کار و بعد هم دوباره تمرین. حتی اگه یه ذره وقت آزاد پیدا کنم، فقط سعی میکنم یه کم بخوابم. یوری: پس توی خونه دیگه به چه کارایی میرسی؟ 🐶: موسیقی گوش میدم... اول لباسشویی رو روشن میکنم، بعد غذا میخورم، ظرف و چیزایی که استفاده کردم رو جمعوجور میکنم و اتاقم رو مرتب میکنم... و وقتی بالاخره میرم توی تخت، میبینم ساعت شده دو نصفهشب. تقریباً همین.
یوری : معمولاً سعی میکنم کسایی رو که میگن واقعاً عاشق موسیقیم هستن رو دعوت نکنم. چون وقتی به آهنگام گوش میدن، یه حس آروم و ساکت و ریلکس ازم میگیرن و با همین تصور میان اینجا. ولی من فکر نمیکنم واقعاً اینطوری باشم.
🐶: فکر میکنی آدم نسبتاً آرومی هستی؟
یوری: آره؟
🐶: مگه نیستی؟
یوری : میترسم نتونم انتظاراتشون رو برآورده کنم و ناامیدشون کنم.
🐶: پس... شاید بهتره من برم؟ 😭
سونگمین گفت به البوم یوری وقتی ریلیز شده گوش داده، اما وقتی یوری تاریخ ریلیزشو ازش پرسید اشتباه گفت😭😭
سوال : گوکباپ رایگان تا آخر عمر یا قهرمانی تیم بیسبال محبوبم؟
🐶: قهرمانی تیم بیسبال محبوبم! خب... دلیلش اینه که تیمی که از بدو تولد طرفدارشم، تا حالا حتی یه بار هم قهرمان نشده.(😭😭😭) واسه همین قهرمانی رو انتخاب میکنم! دلم میخواد یه بار ببینم تیم محبوبم جام قهرمانی رو بالای سرش میبره. یوری: ولی گوکباپ یه مشکل مربوط به یکی از نیازهای ضروری زندگی رو حل میکنه، در حالی که قهرمانی تیم بیسبال فقط باعث خوشحالیت میشه، مگه نه؟ 🐶: ولی حتی اگه پولشم بدی، بازم تیمم قهرمان نمیشه که!😭
سونگمین درباره پاپی خطاب شدنش صحبت کرد 😭
یوری: چرا «سگ» نوشتی، نه «تولهسگ»؟ 🐶: وقتی کوچیکتر بودم، فنها خیلی وقتها بهم میگفتن «تولهسگ»، ولی الان بزرگتر شدم، پس شاید دلیلش همین باشه. ولی دلیل اصلی اینه که ممبرها بیشتر و بیشتر منو «سگ» صدا میکنن! خودمم نمیدونم چرا 😂 یوری: حتی ممبرها هم اینطوری صدات میکنن؟ 🐶: آره. نمیدونم چرا، ولی مثلاً میگن «هی، سگ!» البته از روی بدجنسی نیست~ یوری: من اولین باره میشنوم یکی رو اینطوری صدا کنن؛ «هی، سگ!» 🐶: هیونگها منو اینطوری صدا میکنن. یوری: احتمالاً به نظر خودشون بامزه میاد. 🐶: شاید. آخه کلمه کوتاهیه. تازه اینکه بگن «سونگمین~» یهجورایی زیادی رسمی و معمولیه، واسه همین میگن «هی، سگ!» 😭
یوری: آخه کیه که استریکیدز رو نشناسه؟
🐶: آخه کیه که چوی یوری رو نشناسه؟
یوری: پس تو اینطوریای؟
🐶: خواستم ادات رو دربیارم، ولی هیچی به ذهنم نرسید.
یوری: تو زیاد کسی رو دست میاندازی؟
🐶: اگه با کسی صمیمی باشم، آره.
