# lovestay
前往频道在 Telegram
— ˗ˏˋ ꒰ 🎱 ꒱ ˎˊ˗ — Stray kids everywhere all around the world you make straykids stay CB97an.t.me
显示更多未指定国家未指定类别
2 771
订阅者
+224 小时
+197 天
+17830 天
帖子存档
Repost from N/a
چانجین شیپر، از دنیای خیالات بیرون بیا و با دنیای واقعی آشتی کن.
🐶 الان میرم بخوابم، چون فردا هم یه روز شلوغ دیگه پیش روم دارم. فعلاً خدافظ~~~
یکی از استیها گفت که امروز روز سخت و ناراحتکنندهای براش بوده، ولی اینکه الان میتونه به سونگمین گوش بده باعث شده روزش رو بهخوبی تموم کنه.
🐶 اینکه بودن من توی این دنیا بتونه همچین تأثیری روی تو بذاره، باعث میشه احساس کنم دارم زندگی ارزشمندی رو میگذرونم.
سونگمین گفت که «وقتی زمان زیادی بگذره»، دوست داره کارهایی مثل اجرای برنامهی رادیویی رو امتحان کنه، حتی اگه فقط برای مدت کوتاهی باشه؛ چون مطمئن نیست که بتونه هر روز این کار رو انجام بده.
سونگمین گفت که از نتیجهی عکاسی برای مجلهی Dazed خیلی راضیه. گفت کار کردن با عکاس و سردبیر مجله براش خیلی لذتبخش بوده.
🐶: راستش، کاری که من انجام میدادم فقط این بود که لباسهام رو عوض کنم و همونجا وایسم و به دوربین نگاه کنم... یه کم خجالت میکشیدم، برای همین خیلی به مانیتور نگاه نمیکردم، ولی در نهایت عکسها عالی شدن. حالا میفهمم برای عکاس بودن چقدر باید حساسیت و نگاه دقیقی داشت. منم میخواستم عکاس بشم، مخصوصاً اوایل دوران دبیو، وقتی خیلی از عکس گرفتن لذت میبردم. یادمه با خودم فکر میکردم که دوست دارم عکاسی رو جدی دنبال کنم.
سونگمینی گفت که دلش میخواسته عکاس بشه
🐶 چون راستش وقتی تازه دبیو کرده بودم، منم میخواستم عکاس بشم. اون موقع که خیلی از عکس گرفتن لذت میبردم، با خودم فکر میکردم «شاید وقتی بزرگتر شدم، دوست داشته باشم عکاسی رو هم امتحان کنم.»
یه استی پرسید چطور میتونه بهتنهایی با استرسش کنار بیاد.
سونگمین جواب داد که پیادهروی رو دوست داره. از قدم زدن کنار رودخونه لذت میبره، ولی بیشتر از اون، دوست داره توی جنگل قدم بزنه. گفت وقتی توی جنگل قدم میزنه، صداهایی میشنوه که به آروم شدنش کمک میکنن.
🐶: توی چت گروهی بابل نوشتم: «عشق ما فقط یه ساعت دوام میاره» ولی واقعاً چرا همچین چیزی گفتم؟ اون روز داشتیم از یه جای دور برمیگشتیم، برای همین خیلی سرحال و حواسم جمع نبود. من اینو به هوانگ هیونجین گفتم، درسته؟ آره، دقیقاً همینطوره... به نظرم برای هوانگ هیونجین، عشقی که فقط یه ساعت دوام داشته باشه خیلی بیشتر از یه عشق طولانیمدت مناسبه. میگین هیونجین وقتی بهش میگم هوانگ هیونجین، قهر میکنه؟ میخواین فقط صداش کنم هیونجین؟ خب، پس دلم میخواد حتی بیشتر از قبل بهش بگم هوانگ هیونجین.
🐶 وقتی وارد اکتبر شدیم و از سپتامبر به اکتبر رفتیم، راستش حدود یه هفته حالم خوب نبود. واقعاً حتی نمیخوام به اون دوران فکر کنم. توی جاهایی با ارتفاع زیاد اجرا داشتم و پروازهای خیلی طولانی میرفتم. و همهی اینا فکر کنم فشار زیادی به بدنم آورد، ولی بعد از اینکه یه بار حسابی مریض شدم، الان درواقع یه جورایی حالم بهتره. میدونی، بهتره آدم از قبل سرما بخوره، چون اگه وقتی کلی کار داری مریض بشی، واقعاً خیلی سخته… پس خوشحالم که اون دوران گذشت.
💬: سونگمین، این روزا چییکاوا ترند شده، دیدیش؟
🐶: نه، حس میکنم اینو همیشه میگم، ولی حتماً شماها از دستم کلافه میشین، چون من هیچوقت از این ترندها باخبر نیستم. حتماً با خودتون میگین «آخه چرا این... اینقدر دیر میگیره؟» بههرحال، چییکاوا رو سرچ میکنم ببینم قضیهش چیه!
💬: کنجکاوم بدونم بودن توی گروهی که همه به صمیمیت اعضای استری کیدز با هم نزدیکن چه حسی داره. انگار یه گروه از دوستایی داری که میتونی تا آخر عمرت کنارشون باشی؟
🐶: خب، فکر کنم بیشتر حس یه خانواده رو داره. چطور بگم؟ البته یه چیزی هم هست، نه؟ حالا که دیگه همهمون همدیگه رو خیلی خوب میشناسیم، هرچی صمیمیتر میشیم، بیشتر سعی میکنیم یه فاصلهی مشخصی رو حفظ کنیم و حواسمون به این موضوع باشه. من از اون آدمها نیستم که صرفاً چون با کسی خیلی صمیمیام، بیش از حد باهاش خودمونی بشم؛ اتفاقاً چون اینقدر به هم نزدیکیم، فکر میکنم باید یه کم بیشتر مراقب رفتارم باشم. البته فکر کنم این موضوع بسته به زمان و شرایط، یه کم تغییر هم میکنه. این زندگی گروهی و کنار هم بودن... ولی بچه های ما واقعاً فوقالعادهان، مگه نه؟
دربارهی بالم لب معروفش و جملهی لاسش تو چت گروهی بابل «یعنی عشق ما فقط یه ساعت دوام داره؟» حرف زد
🐶 اون «پس تو برام بزنش!» دربارهی بالم لب، فقط تلاشم برای یه لاس زدن مسخره بود که اصلاً از پسش برنمیام. اون حرف «عشق توی چت گروهیمون که فقط یه ساعت دوام داره» توی بابل هم... آره... واقعاً نمیدونم موقع گفتن اون حرف به چی فکر میکردم؟ آخه اون روز یه جای خیلی دور رفته بودیم و برگشته بودیم، فکر کنم دیگه درستوحسابی تو حال خودم نبودم...
💬 مینا، وقتی ذهنت خیلی درگیره چیکار میکنی؟ من وقتی ذهنم شلوغه، درحالیکه به آهنگهات گوش میدم قدم میزنم.
🐶 وقتی ذهنم خیلی درگیره؟ هوم، راستش فکر نمیکنم وقتی ذهنم درگیره سعی کنم کار خاصی انجام بدم. فقط با خودم میگم «آه، دوباره دارم زیادی فکر میکنم»، مثلاً «باز شروع کردم به فکر کردن.» هر وقت سعی میکنم یه جوری حواسم رو پرت کنم، آخرش باز هم به همون موضوع فکر میکنم... وقتی پذیرفتم که من کلاً آدمیام که زیاد فکر میکنه، شروع کردم به تلاش برای اینکه بهجاش افکارم رو مثبتتر و سالمتر کنم.
💬: سونگمین واقعاً آدم جالبیه، از نظر احساسی خیلی حساسه.
🐶: واقعاً؟ یعنی من انقدر احساساتیام؟ راستش من آدم خیلی واقعگراییام، ولی شاید وقتی پای موسیقی و آواز خوندن وسط میاد، همهچی تغییر میکنه. اون لحظهها یه کم آسیبپذیرتر میشم؛ یا شاید دقیقاً همون موقعهاست که احساس میکنم بیشترین آزادی رو دارم.
💬: آره، اکتبر واقعاً ماه سختی بود، ولی شنیدن صدات واقعاً حالم رو بهتر میکنه. ممنونم ازت، تو هم حتماً خوب و بهاندازه غذا بخور. 🐶: تو هم حتماً خوب و بهاندازه غذا بخور.
