پژواك𓋜
前往频道在 Telegram
Iɴᴀʟʟᴀʜᴀ Mᴀᴀ`s Sᴀʙɪʀᴇᴇɴ.. 🦢 ㅤㅤ
显示更多未指定国家未指定类别
212
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
افسوس به اونایی که دیدن موفقیت های یک زن را ندارند لقب مرد برشان نمیخوانه
پرنسسک ها🎀💅
پرسید: «اینهمه رمان و کتاب میخونی، آخرش چه فایده؟»
اممم… همین که مثل تو پشت سرِ کسی حرف نمیزنم، عیبهایم را نادیده نمیگیرم، برای پوشاندنشان دیگران را متهم نمیکنم و در کارهایی که به من مربوط نیست مداخله نمیکنم؛ همین فایدهاش است.
راستش، مه ارزش کتابهایم را از ۹۹٪ آدمهای زندگیام بیشتر میدانم💅📚😌
ما چطور خویش را مسلمان میخانیم
چنانچه خویش را از تشنه گان حقیقت میخانیم اما از جمله دورغ گویانیم
خدا بر ما پرده پوشی میکند اما تا عیبی بیبینیم به نمایش میگذاریم.
دانیم که ارامش در سجده و نماز به درگه آن است اما بدون دلیل قانع کننده ترک گوییم
بر اینکه امت آن محبوب هستیم مفتخریم و اما صلوات را به فراموشی میگیریم
آن را الگو خویش میدانیم اما بیشتر سبک زندگی خود را مطابق سلبریتی ها تنظیم میکنیم
ما از قضاوت مردم بیزاریم و اما هر یکی را به نوبه خویش به قضاوت میکشیم
از عواقب غیبت با خبریم و با این حال غیبت میکنیم
میدانیم دنیا جز سرای دو روزه نیست اما در بند آنیم و خویش ره به اسارت میکشیم
حجاب کننده گان را عامل فساد و بر بی حجابان برجسپ دارندگان دل پاک میزنیم
حجاب را متعلق به زنان میدانیم و نگاه مردان با این جمله(مرد هستند دیکه ) توجیه میکنیم
این هنوز دلایلی اندک است اما بر ثابت کردن اینکه ما فقط از مسلمانی لقبش ره داریم کافی است.
ما مسلمانیم یا مسلماننما؟
«من با فرا رسیدن شب، بسیار خوشحال میشوم؛ فقط به این خاطر که میتوانم از دیدن و معاشرت با مردم کمی آسوده شوم.»
•سفیان ثوری رحمهالله
تکیه کردن به غیرِ خدا،
چیزی جز شکستی دوباره برای تو نیست.
عزیزی میگفت: در سختیهای زندگی بسیار رنج خواهی کشید، تا بیاموزی چگونه در سحرگاهان بر زانو بنشینی و با تمام آنچه در دل داری، با آفریدگارت راز و نیاز کنی.
باورم کن؛ نقطهی دگرگونیِ زندگیات از همان سجدهای آغاز میشود که در آن، برای مدتی طولانی با خدا سخن میگویی.
Repost from چـکـامـهـ زار 🌘📜
حداقل صدها غزل در وصف چشمت گفتهام
خاک عالم بر سرت یک ذره با احساس باش.
🪭
❌️دیوار ها موش داره
✅️فرشتگان در نوشتن اعمال مان اند.
اولی یک ترسو از حرف مردم ره به بار میاره
و دومی ترس از الله ج در وجود ما شکل میته
Repost from آوازِ ـــــــ نی🍁
چه کسی میداند من با خدا چه راز و نیازی دارم؟
چه کسی میداند شبها چقدر اشک میریزم و با او سخن میگویم؟
او میشنود؛ بی آنکه خسته شود، بیآنکه قضاوتم کند.
چون اگر به دیگری بگویم، شاید حتی طاقتِ شنیدنِ تمامِ حرفهای دلم را نداشته باشد،
اما خدا،
او همیشه برای شنیدنِ من هست…
#آواز_نی
احتیاج دارم که این ازدحامِ افکارِ پریشان و اندوهناک را برهم بزنی و مرا در آغوش بگیری و در گوشم نجوا کنی: «تمام شد، من اینجا هستم.»
