848
订阅者
无数据24 小时
-27 天
+130 天
帖子存档
848
بودن یا نبودن: مسئله این است
آیا شایسته تر آن است که به تیر و تازیانه تقدیر جفاپیشه تن دردهیم ،
یا این که ساز و برگ نبرد برداشته ، به جنگ مشکلات فراوان رویم
تا آن دشواری ها را ز میان برداریم؟
مردن،آسودن- سرانجام همین است و بس؟
و در این خواب دریابیم که رنج ها و هزاران زجری که این تن خاکی. میکشد، به پایان آمده
پس این نهایت و سرانجامی است که باید آرزومند آن بود
مردن...آسودن...و باز هم آسودن.... و شاید در احلام خویش فرورفتن
ها! مشکل همین جاست ؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ
پس از رهایی از این پیکر فانی ، چه رویاهایی پدید میآید
مارا به درنگ وامی دارد؛ و همین مصلحت اندیشی است
که این گونه بر عمر مصیبت میافزاید
وگرنه کیست که خفت و ذلت زمانه،ظلم ظالم ،اهانت فخر فروشان ،رنج های عشق تحقیر شده ، بی شرمی منصب داران و دست ردی که نااهلان بر سینه شایستگان شکیبا میزنند ، همه را تحمل کند،
در حالی که می تواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟
کیست که این بار گران را تاب آورد،
و زیر بار این زندگی رنج آور ، ناله کند و خون دل خورد؟
اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،
از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،
اراده آدمی را سست نماید
و وا میداردمان که مصیبت های خویش را تاب آوریم،
نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمیدانیم
و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته ،
و این نقش مبهم اندیشه است که رنگ ذاتی عزم مارا بی رنگ میکند
و از این رو اوج جرئت و جسارت ما
از جریان ایستاده و ما را از عمل باز میدارد
دیگر دم فرو بندیم ، ای اوفلیا مهربان، ای پری رو ، در نیایش های خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر
848
درِ پیویه بنده هم به روی شما بازه هروقت خواستید با صدای همچون ترانه ی خودتون مارو مستفیض بفرمایید
