ᴄ. ᴘʀɪᴠᴀᴛᴇ ɪɴᴠᴇѕᴛɪɢᴀᴛᴏʀ ⌕
前往频道在 Telegram
Dm: @cadiartist Insta: https://www.instagram.com/cadeou_s?igsi=NnI2aTI1ZGZ4enlk Unknown: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8909065787
显示更多未指定国家未指定类别
410
订阅者
+524 小时
+457 天
+16930 天
帖子存档
اینم از براشا و پالت رنگی که استفاده میکنم! برای شروع خیلی لازم نیست صدتا براش مختلف داشته باشین. یه براش نرم و ساده برای سایهها رو روشنیها، یه براش سخت و تمیز برای اسکچ و لاینآرت، و یه براش با opacity/pressure حساس برای رنگگذاری و جزئیات داشته باشین کاملا کافیه.
هاییی واقعاً نمیدونی چقد خوشحال شدم اینو خوندم، مخصوصاً اینکه گفتی حرفای من باعث شروع نقاشی کشیدن شد ♡ همینطور ادامه بده و اصلاً منتظر نباش از همون اول همهچیز عالی باشه- همین که شروع کردی و داری دستت رو راه میندازی، خودش یه قدم بزرگه
وغصه اینو نخور که مثلا دیر شروع کردی و فلان اتفاقاً میتونی از همین الان با آرت دیجیتال پایههات رو قوی کنی و بعداً کلی از چیزایی که یاد میگیری به دردت میخوره- دقیقا مثل من
و خواهشاً یادت نره اون طراحی اولت رو نگه داری! یه روز که چند سال گذشت برگرد و نگاهشون کن.. اون موقع میبینی چقدر جلو اومدی
سلاممم
خیلی طراحیا و نقاشی های خوشگلی داری و واقعا هیچ توصیفی رو واسشون ندارم.
با حرف هایی که زدی منم شروع کردم، یعنی خیلی وقت بود دوست داشتم ارت دیجیتال یاد بگیرم، چون میخواستم رشته ی انیمیشن و بردارم به دلایلی نشد.( البته دانشگاه حتما انیمیشن میشه)
با حرفایی که زدی درمورد جذشته ی خودت بهم امید دادی که منم شروع کنم تا به یه جایی برسم و حتی یه طرحی رو اولین بار توی سیستمم کشیدم، اونم با موس که حتی فکرشم نمیکردم بتونم بدون لرزش باهاش کار کنم.
و اخرشم میخوام بپرسم چه نوع براش هایی واسه چه کارهایی خوبه، توی فتوشاپ چون دارم توی اون کار میکنم، البته اگر زحمتی نیست💞🫂
Repost from ᴄ. ᴘʀɪᴠᴀᴛᴇ ɪɴᴠᴇѕᴛɪɢᴀᴛᴏʀ ⌕
اتفاقاً داستان خود من هم دقیقاً از همینجا شروع شد.. وقتی شروع کردم، حتی یک لحظه هم فکر نمیکردم نقاشی یه روز تبدیل به بخش بزرگی از زندگیم یا حتی منبع درآمدم بشه.
تو خونمون از این کامپیوتر قدیمی و بزرگا داشتیم که باهاش فقط بازی میکردم.. ولی یه روز از سر بیکاری برنامهی نقاشی رو باز کردم و شروع کردم به کشیدن. اولش صرفاً جنبهی فان داشت، ولی وقتی سعی کردم از روی عکسی که انتخاب کرده بودم نقاشی بکشم، دیدم اصلاً شبیهش نشده. بهجای اینکه بگم خب عادیه چون هیچی از نقاشی بلد نیستم با خودم گفتم خب، دفعهی بعد باید دقیقتر بکشم. همین یک جمله شاید یکی از مهمترین اتفاقات مسیرم بود. بعد از مدتی متوجه شدم دیگه فقط برای سرگرمی نقاشی نمیکنم. داشتم دنبال آموزش میگشتم، برنامههای مناسبتر نصب میکردم و هر بار سعی میکردم چیزی رو بهتر از دفعهی قبل انجام بدم. شروع کارم واقعاً از روی علاقه بود. هر بار که یک نکتهی جدید یاد میگرفتم و نتیجهی کارم کمی بهتر میشد، ذوق میکردم. سالهای دبیرستان رو تقریباً با هر چیزی که دم دستم بود گذروندم؛ گاهی با ماوس، گاهی حتی با انگشتم روی گوشی. و با وجود همهی محدودیتها، واقعاً ازش لذت میبردم.
ولی دیگه برای دانشگاه آماده بودم که این سرگرمی رو کنار بذارم و دنبال چیزی برم که فکر میکردم آیندهی امنتری برام داره. تا اینکه موقع ثبتنام یه اتفاقی افتاد..توی بیشتر شهرا رشتههای نقاشی و انیمیشن معمولاً متقاضی کافی ندارن و کلاسا به حدنصاب نمیرسن. اما اون سال، برای اولین بار تعداد متقاضیها به اندازهای بود که احتمال تشکیل یک کلاس وجود داشت.و من میدونستم ممکنه این فرصت دیگه هیچوقت تکرار نشه.بین یک آیندهی بهظاهر امن و چیزی که سالها بهش علاقه داشتم و براش تلاش کرده بودم، گیر کرده بودم.و میدونید چی شد؟ برای اولین بار، قلبم رو انتخاب کردم.یک قلم نوری ساده ولی کاربردی خریدم و برای اولین بار واقعاً برای هنرم هزینه کردم. روی لپتاپم برنامههای نقاشی و انیمیشن نصب کردم و وارد مسیری شدم که تا اون موقع فقط یک سرگرمی به نظر میرسید.دو سال سخت درس خوندم و تمرین کردم.. از فیگور حیوان و انسان و آناتومی گرفته تا تئوری رنگ، پرسپکتیو، بکگراند، طراحی سنتی، نقاشی دیجیتال و کلی چیزای دیگه...و واقعا باورم نمیشد. چیزی که سالها فقط به چشم تفریح بهش نگاه میکردم، میتونست اینهمه عمق داشته باشه.هر بار که فکر میکردم "دیگه تقریباً بلدم" با یه موضوع جدید روبهرو میشدم و میفهمیدم هنوز چیزهای خیلی زیادی برای یاد گرفتن وجود داره. و الان، بعد از حدود پنج سال تلاش، تازه دارم به استایلی میرسم که واقعاً از دیدنش احساس رضایت میکنم. هنوز هم چیزهای زیادی هست که میخوام یاد بگیرم و اپگرید کنم، ولی وقتی به پشت سرم نگاه میکنم، میبینم چه مسیر طولانیی رو با تمام سختیاش طی کردم. و فکر میکنم بالاخره میتونم به خودم یه خسته نباشی خوب بگم. یاد گرفتن یه هنر بهصورت حرفهای اصلاااا مسیر راحتی نیست. پر از مقایسه، شک، شکست، روزهایی که فکر میکنین هیچ پیشرفتی نکردین و لحظاتیه که دلتون میخواد هرچی که انجام دادین بندازین دور.. ولی اگر بخوام از تجربهی خودم یک چیز به کسی که تازه میخواد شروع کنه بگم، اینه: منتظر ابزار مناسب، شرایط مناسب یا استعداد کافی نمونین. با همون چیزی که دارین شروع کنید. ابزار بهتر میتونه کارتون رو راحتتر کنه، اما چیزی که واقعاً شما رو جلو میبره، تمرین، کنجکاوی و ادامه دادنه. و مهمتر از همه، خودتون رو با کسی که سالها جلوتر از شماست مقایسه نکنید. اگر قرار هست با کسی مقایسه بشید، با خودِ قبلیتون مقایسه بشید. شاید امروز فقط یک طراحی ساده بکشین که ازش راضی نباشین، ولی چند سال بعد وقتی بهش نگاه کنین، ممکنه دقیقاً همون طراحی بهتون یادآوری کنه که از کجا شروع کردین. منم دقیقاً از همونجا شروع کردم.. با یه کامپیوتر قدیمی، یه ماوس و یه نقاشی که اصلاً شبیه رفرنسش نشده بود.
Repost from ᴄ. ᴘʀɪᴠᴀᴛᴇ ɪɴᴠᴇѕᴛɪɢᴀᴛᴏʀ ⌕
یکی از سوالاییی که خیلی ازم میپرسن اینه که "با چه ابزاری شروع به نقاشی کردی؟" و چیزی که همیشه دلم میخواد در جوابش بگم اینه که برای شروع، لازم نیس ابزار خاص یا گرونی داشته باشین. هر چیزی که باهاش میتونین خلاقیتتون رو بیان کنین، برای شروع کافیه... ماوس، گوشی، تبلت ساده، کاغذ و مداد... هیچکدوم نباید باعث بشن فکر کنین محدودید یا حتماً باید مثل بقیه شروع کنین.
سلام
ببهشید شرمندم که مزاحم شدم ولی میشه بپرسم چطوری نقاشی رو شروع کردی و از کجا؟
چقدر طول کشید و روزی چقدر وقت گذاشتی؟
آخه من عاشق نقاشیم ولی خب انگار هیچ استعدادی ندارم...
دوست داشتین بیان حرف بزنین.. بیکارم ༎ຶ‿༎ຶ
http://t.me/HidenChat_Bot?start=8909065787
یه چیزی که باید بدونی اینه که تعداد سالایی که یه هنر یا رشته رو خوندی، لزوماً تعیینکنندهی سطح مهارتت نیس... ممکنه یکی چند ماه، ولی هر روز و هدفمند تمرین کنه و خیلی بیشتر از کسی که سالها بدون تمرین واقعی ادامه داده پیشرفت کنه.
پس اگه فکر میکنی که مثلا "۱۰ سال یه رشتهی دیگه خوندم، دیگه برای شروع یه هنر دیر شده" اصلاً اینطور نیس.. خیلیا بعد از سالها فعالیت توی یه حوزهی کاملاً متفاوت، مسیرشون رو عوض کردن و هنر رو شروع کردن اصلا هم کسی جانمونده بودن.
اگه دوست داشتید انیمه Blue Period رو هم ببین.. داستانش دقیقاً دربارهی کسیه که از صفر شروع میکنه و با تمرین و پشتکار وارد دنیای هنر میشه.
تغییر مسیر به معنی هدر دادن سالهای قبلی نیست.. بعضی وقتا مسیری که سختتره، همون مسیریه که بیشتر از هرچیزی ارزش دنبال کردن داره.
هیچوقت برای شروع دیر نیست؛ فقط هرچی زودتر شروع کنی، زودتر به جایی میرسی که میخواستی
تغییر مسیر دادن به معنی این نیس که داری وقتتو هدر میدی، بعضی وقتا حتی اگه مسیر رسیدن به هدفت سخت و طاقت فرسا باشه بازم داری به هدفی میرسی که بیشتر از هدف دیگهایی برات ارزشمندتره
پیشنهاد میکنم انیمه blue period ببینی، داستان درمورد پسریه که بهترین نمرههارو داره و میتونه بهترین دانشگاها و بورسههارو بگیره ولی یه روز با دیدن فقط یه نقاشی قلبش به تپش اومد و از اون روز فقط به این میتونست فکر کنه که چطوری میتونه نه تنها یه آرتیست بلکه یه آرتیست خاص بشه.. این پسر نه استعدادی داشت نه تو زندگیش نقاشی کشیده بود-- ولی با تمرین هرروزه و استراتژی نقاشی یاد گرفتن تونست بورسیه هنر هم بگیره
پس به فکر این نباش که "عه ۱۰ سال اینو خوندم حالا یه هنر یاد بگیرم جا موندم" نه اصلا همچین چیزی وجود نداره تو اینترنت همیشه داستان آرتیستایی میبینم سالها مهندس و پرستار و دکتر بودن ولی یه دفعهایی دوست داشتن تغییر مسیر تو زندگی بدن و زود هم یاد گرفتن
