528
订阅者
-124 小时
-87 天
-2630 天
帖子存档
527
این (دوتا؟) پارت خیلی قشنگ بود😭
خیلی خوب مینویسی عاشقتونم😭
ولی اخرش چی؟:(
من نمیخوام😭😭😭😭
الان رو دستت گریه کنم راضی میشی؟
527
https://t.me/sekainani/9263
دقیقاا
بیشتر احساس میکنم اسکای از این ناراحت شد که نانی بهش ایمان نداشت تا اینکه نتونست انتخاب بشه
527
البته قبول دارم
هیچی بدتر از این نیست که کسی که بهش اعتماد داری بهت اعتماد نداشته باشه حتی شده برای چند ثانیه
527
مثلا یه درصد فکر کنید پاس رو میداد و اسکای دروازه خالی رو گل نمیکرد
اونطوری ضربه بدتری نمیخورد؟
527
سلام عاسیسم ممنونم خیلی خوشحالم کردی🤏🏻💙
اسکای خیلی چیزاش از روی زندگی واقعی خودم و اطرافیانم نوشته میشه و واقعا میفهمم اگر باهاش همزاد پنداری کنید حق دارید
527
سلام و عرض ادب کلی حرف دارم راجب این دوتا چپتر ولی خبببپمیصتحغ اولاً که خسته نباشیی من همیشه اینجارو چک میکنم ببینم یه وقت خدای نکرده آپ نکرده باشی و ندیده باشم☝🏻
دوماً بنده خودم را در اسکایی که خانوادهش ازش ناامید شدن میبینم.
موقع خوندنش واقعاً انقدر ناراحت شدم چون کاملاً میتونم درک کنم انتظارات و توقعات زیاد و استرس اینکه نا امیدشون نکنی چقدر سخته و خب همیشه اونجوری که میخوای پیش نمیره.
بعد اینکه صبرکن ببینم چی؟
چرا باباش همچین حرفی زد راجب نانی یعنی واقعاً نانی از قصد اینکارو کرد؟بگو که نه بگو بگپگنخثثمخسسنکن اما نانی خیلی انگار بی قصد اینکار رو کرد انگار اصلاً بهش فکر نکرد که اگه اینکار رو کنم اینجوری میفهمید چی میگم؟😭🤣
527
اولین ستاره توی چشم های مشکیش خاموش شد اولین ستاره و اولین نور از خونهی امنش، نانی.حین خوندن ریز ریز داشتم نابود میشدم تا به اخرش رسیدم و اره دیگه منی وجود نداره.
527
اون رابطه با یه همچین چیزی خراب نمیشه ولی این استارتش بود
بهتون گفتم رابطشون با یه اتفاق یهویی بهم نمیریزه
همه چیز اروم و تدریجی اتفاق میوفته هی اتفاقات دست به دست هم میدن و گند میخوره به همچی
