230
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-2730 天
帖子存档
230
من هیچ وقت دورو نبودم.
همیشه سعی کردم پاک باشم.
هیچ وقت چیزی برای خودم نخواستم.
هیچ وقت به کسی زور نگفتم.
حتی اگه ناخواسته دلی رو شکوندم بازم کمک میکردم دلی رو که شکوندم خوب بشه.
همیشه به حیوان های خیابونی غذا میدم.
همیشه برای پرنده ها ظرف آب و دونه میذارم.
به مادرم و پدرم کمک میکنم.
حتی اگه حالم بد باشه بقیه رو شاد نگه میدارم.
و در آخر به من میگویند< آدم بد>
آراموچ
230
من کوچک بودم...
دختری با موهای پریشانِ مشکی، گمشده در تاریکیِ یک اتاق سرد.
و تو، هیولایی بودی که نقاب انسان بر چهره داشت.
خوب بلد بودی با واژههایت، ذهن یک کودک را به بند بکشی.
خوب بلد بودی نخهای وجودم را بگیری و مرا عروسکِ دستانت کنی.
و خوب میدانستی رفتنت، پایانِ من خواهد بود
آراموچ_مال ۳ سال پیشه این متن!
230
جایی دورتر از خودم ایستادهام! به تماشای کسی که جای من زندگی میکند؛ چه بیرحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی
