ch
Feedback
Эк𝗈”

Эк𝗈”

前往频道在 Telegram

@neotoxamobot.

显示更多
未指定国家未指定类别
210
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-1630 天
帖子存档
Repost from N/a
Тонущий в крови‌

Repost from N/a
+1
‌ ‌‌𝐕𝕬𝚳‌𝐏𝐈𝕽𝚬‌ beauty is cold and otherworldly ; something between элегантность and темнота . Pale skin , piercing eyes , and sharp fangs are part of her distinctive appearance ‌ Her movements are quiet and graceful , yet she possesses a speed and strength far beyond an ordinary human . The night is more familiar to her than the day , and darkness is her natural realm
‌ The night is her home †‌ Существо холодной красоты и тёмных тайн, скрытых веками.

چک کنید

30بشه

یکی میاد تو چنل لعنتی

الان میزارم

sticker.webp0.00 KB

🤩rwrd✅} and I'll give you a syndrome based on ur vibe.💭
Limit 🎀230/20

sticker.webp0.00 KB

باشه

چالش بزارم؟

گیر کرده

این عدد شوم 227چرا تموم نمیشه

.

How was your day?
Anonymous voting

rose absolue, peau salée until we’re nothing but bones & stardust.

اما من به هر‌حال رنج را دوست ندارم، ولی احساس رنج را دوست دارم زیرا این خود محکی است برای انسانیت. آن وقت که انسان هیچ رنجی احساس نکند جا دارد که در انسانیت خود شک کند! شاید برای همین است که من از درد فرار نمی‌کنم؛ فقط از ماندن در آن می‌ترسم. درد را مقدس نمی‌دانم، اما چیزی در آن هست که آدم را بی‌پرده با خودش روبه‌رو می‌کند. در لحظه‌های رنج، دیگر نمی‌توانم پشت غرور، بی‌تفاوتی یا آن تصویری که از خودم ساخته‌ام پنهان شوم. می‌فهمم چه چیزهایی هنوز برایم مهم‌اند، چه کسانی هنوز می‌توانند قلبم را بلرزانند، و چه زخم‌هایی برخلاف تمام ادعاهایم هنوز زنده‌اند من گاهی فکر می‌کنم آدم‌ها نه با شادی، که با چیزهایی که حاضرند برایشان درد بکشند شناخته می‌شوند. شادی می‌تواند دروغ بگوید؛ می‌تواند نقابی باشد که آدم برای دیگران می‌زند. اما رنج، بی‌رحم‌تر از این حرف‌هاست. وقتی چیزی را از دست می‌دهی، وقتی کسی را می‌خواهی و نمی‌توانی داشته باشی، وقتی دلت پر است اما زبانت سکوت کرده، آن‌وقت دیگر چیزی برای پنهان کردن باقی نمی‌ماند. با این حال، نمی‌خواهم آن‌قدر به رنج وابسته شوم که نبودنش برایم پوچی بیاورد. نمی‌خواهم زخمی بودن را تبدیل به هویت خودم کنم. انسان بودن فقط توانایی درد کشیدن نیست؛ توانایی دوباره دوست داشتن، دوباره امیدوار شدن و حتی با وجود تمام چیزهایی که شکسته‌اند، هنوز نرم ماندن است شاید انسانیت دقیقاً همین تناقض باشد؛ اینکه از درد متنفری، اما می‌دانی اگر هیچ‌چیز در تو درد نکند، چیزی از تو مرده است و من هنوز ترجیح می‌دهم درد داشته باشم، تا اینکه آن‌قدر بی‌حس شوم که دیگر هیچ‌چیز برایم مهم نباشد چون شاید بدترین نوع رنج، خودِ رنج نباشد؛ بدترینش روزی‌ست که دیگر حتی توانِ رنج کشیدن هم در تو باقی نمانده باشد.