Эко"
前往频道在 Telegram
207
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
207
بعضی آدمها خانهای برای بازگشت دارند؛ جایی در میان آغوشها، خاطرهها و صداهای آشنا. اما بعضی دیگر، تمام عمرشان را صرف ساختن پناهگاهی درون خود میکنند چون خیلی زود فهمیدهاند که هر چیزی میتواند از بین برود.
آنها کمتر حرف میزنند، بیشتر تماشا میکنند و آهستهتر از دیگران اعتماد میکنند. نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارند، بلکه چون یاد گرفتهاند هر حقیقتی را نمیتوان با هر کسی قسمت کرد.
عجیب است؛ کسانی که بیش از همه به فهمیده شدن نیاز دارند، معمولاً همانهایی هستند که کمتر از همه خودشان را توضیح میدهند.
شاید دلیلش این باشد که بعضی زخمها با کلمات توصیف نمیشوند،آنها فقط در سکوت، در فاصله گرفتن و در نگاههایی که بیش از حد خسته به نظر میرسند، زندگی میکنند
و گاهی انسان آنقدر به تنهایی عادت میکند که دیگر نمیداند از دنیا فاصله گرفته است یا دنیا از او."
207
«بهتر است ناراضی باشید و بدترینها را بدانید، تا اینکه در بهشتِ احمقها خوشحال باشید؛ زیرا حقیقت، هرچقدر هم که بیرحم باشد، دستکم چهرهٔ واقعی خود را پنهان نمیکند.
بعضی آدمها تمام عمرشان را صرف فرار میکنند؛ از حقیقت، از دیگران و از خودشان. آنها چشمهایشان را میبندند و نامش را آرامش میگذارند. اما بعضی دیگر محکوماند که ببینند؛ حتی وقتی دیدن دردناک است، حتی وقتی هر پاسخ، پرسشِ تلختری را به دنبال میآورد
بدبختیِ آدمِ آگاه این نیست که رنج میکشد؛ بدبختیِ او این است که دیگر نمیتواند نادان باشد. او میفهمد که بسیاری از لبخندها واقعی نیستند، بسیاری از عشقها موقتیاند و بسیاری از آدمها هرگز آنگونه که ادعا میکنند، نیستند.
و شاید دردناکترین حقیقت این باشد که هرچه عمیقتر به جهان نگاه کنی، بیشتر احساس میکنی که به آن تعلق نداری
بااینحال، بعضی روحها برای آسایش آفریده نشدهاند؛ آنها برای فهمیدن، برای تحمل کردن و برای حمل کردن حقیقتی آفریده شدهاند که دیگران جرئتِ نگاه کردن به آن را ندارند.
