ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

نَهان‌ْخانه‌یِ دل..

نَهان‌ْخانه‌یِ دل..

前往频道在 Telegram

غم‌َ‌ش در نَهان‌ْخانه‌یِ دل نشیند!

显示更多
未指定国家未指定类别
213
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
#هزار_و_دویست_و_نود_و_شش_شب #روضه‌_خانگي به تو مُحتاجم #احتیاج من هوایِ روضه‌هاست #ابی‌عبدالله

#هزار_و_دویست_و_نود_و_شش_شب #روضه‌_خانگي به مناسبت ۶۹ شب عزاداری "ما هر سالمون ختمه اباالفضل العباسه" -به یاد مرحوم حسین بختیاری

#وصیت #رفیق ۳.📎شب‌هایِ از راه نرسیده ... •آن شب که دیگر... رویِ سنگِ غسالخانه از این رو به آن رو می‌شوم... آن شب‌ که دیگر... دست‌های من میانِ کفن بسته‌ند و... نه می‌توانم برایش به سینه بزنم... نه می‌توانم تو را به آغوش بکشم؛ آن شب که دیگر... دهانم پر شده از پنبه و نمی‌توانم اسم محبوبم را آه بکشم آن شب‌... که مُحرّم می‌رسد و من نمی‌رسم.. برای آن‌شب‌ها سپُرده‌َم تو را... رویِ سینه‌َم به خاك بسپُرند تا گوشت و پوست و استخوانِ من... آمیخته به تار و پود تو... مُتبرّك به غُبارِ تن و جانِ محبوب... پَر بکشند تا دیارِ یار... پیراهن سیاهِ عزیزم! رفیقِ در آغوشِ هم گریسته‌یِ من! شب‌هایی که گذشت... امشب... و شب‌های نیامده... هرچه بود بینِ خودمان بماند و یار! به دیدارش اگر رسیدی... از جانبِ من مَحضرش عرضه بدار که؛ «او تنها بهانه‌یِ من برایِ نفس کشیدن بود.. و تنها دلیل‌َ‌م برایِ جان سپردن! او اوّلین و آخرین اُمیدِ من برایِ دوست داشتنِ کسی بود.. من حسرتِ به آغوش کشیدن‌َش را زندگی کردم ... حلال کند اگر کم گذاشتم... حلال کند اگر کاری از دستم برنیامد.. حلال کند آن شب‌هایی را... که مُحرّم می‌رسد و مشتی خاك... فاصله انداخته میان من و او ! بگو... خیلی دوستش داشتم ... بگو... جز خودش کسی را ندارم ... بگو... تا دیر نشده بغلم‌ کند!» #به_قلم_غریب پ.ن؛ غمت مباد که دنیا ز هم جدا نکند رفیق‌های در آغوشِ هم گریسته را !

#وصیت #رفیق ۲.📎امشب آغوش در آغوشِ هم.. آمده‌یم محضرِ صاحب‌عزا ! که من، تو را تحویل دهم تا مُحرّم‌ِ سالِ بعد ... که تو بگویی این بی سروپا را تحویل بگیرند و برسانند به مُحرّم بعد! تو قول دادی یادت بماند... چه به حال و روزِ شب‌هایِ من گذشت ... من هم قول می‌دهم.. یادم بماند تو... امانتِ محبوبِ منی و... نگاهِ لطفِ مادرش اگر نبود... ما مَحال بود بهم برسیم! #به_قلم_غریب

#وصیت #رفیق ۱.📎شب‌هایی که گذشت... •تو یادت می‌ماند که هنوز مُحرّم نیامده نگاه‌ِ نگران‌‌َم دوخته شد به تو.. تو یادت می‌ماند یك گوشه از گوهرشادِ امام‌رضا شاید هم کُنجِ دنجِ آزادی... اجازه‌ گرفتم این ۶۹ شب را کنارِ تو نفس‌ بکشم... •تو یادت می‌ماند شبِ اوّل مُحرّم.. دم غروب؛ زیرِ آسمان... وقتی نامش را به لب آوردم و... تو را به تن کشیدم؛ دست‌هایم چگونه می‌لرزید! تو یادت می‌ماند برایِ سرسلامتیِ حضرتِ صاحب‌عزا درست وسطِ سینه‌َت نوشتم؛ «ای جانِ جهان؛ جهانِ جان؛ ادرکنی!» تو یادت می‌ماند وقتی آدم‌ها ... اسمِ محبوبم را آه می‌کشیدند قلبم چطور خودش را... به در و دیوارِ می‌کوبید تا پایِ داغِ عشق بایستد! تو یادت می‌ماند هُرمِ مشت‌هایِ گره‌کرده‌ای که در روضه... به دلِ شکسته‌ی من و تنِ تو می‌خورد... تو جایِ کبودیِ سینه و... شکستگیِ سر و صورتم را... بیشتر از بقیه دیدی... تو یادت می‌ماند اشك‌هایی که هرشب... چند قطره‌ش را به تو می‌سپردم... تو یادت می‌ماند آن حرارتی را... که در تبِ عشق و فراق کشیدم... آن شب‌هایی را که با غمِ بغل نشدن... بغل‌َت می‌کردم و تا صُبح... در آغوشِ هم می‌گریستیم! تو یادت می‌ماند ذره ذره وجودِ سوخته‌م... پای هروله و ذکر... مثل اسپند روی آتش بود حتی چندبار باهم تا پایِ ... گریبان چاك کردن در غمِ یار رفتیم ... #به_قلم_غریب

#آن غمَ‌ت مباد! که دنیا زِ هم جُدا نکند رفیق‌هایِ در آغوشِ هم گریسته را..
#آن غمَ‌ت مباد! که دنیا زِ هم جُدا نکند رفیق‌هایِ در آغوشِ هم گریسته را..

76a85f2c.mp31.90 MB

امام رضا علیه‌السلام در باب خدمتگزاری به امام زمان علیه‌السلام؛ وَلَا تَسْتَبْدِلْ بِنا غَیرَنا.. فَاِنَّ اسْتِبْدالَک بِنا غَیرَنا عَلَیک یسِیرٌ... وَهُوَ عَلَینا کثِیرٌ ... پ.ن: خدمتگزار خوب نبودیم برای تو .. خدمتگزار خوب نیاری به جایِ ما ! #یااباعبدالله

کمی ز فاصله کم کن؛ بیا بهم برسیم #ابی‌عبدالله

26d87e25.mp35.19 MB

-صدقه‌برای‌سلامتی‌صاحب‌عزا‌فراموش‌نشود-

یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ

#یااباعبدالله #حسرة_علیك ما غریب بودیم و دلتنگ.. روزگار... تنها گیرمان آورد تاخت و تاخت... تو... پای سنگین روزگار را از سینه‌مان برداشتی و... پیکرِ نحیف و خسته و... از نفس‌افتاده‌مان را به آغوش کشیدی‌ ما.. نفس کشیدن یاد گرفتیم و فهمیدیم پناه یعنی؛ وقتی دنیا دنیا حرفی و... کسی بغل‌ت می‌کند. روزگار گذشت... قلب‌های ما.. می‌خواستند برای کسی بتپند از غم کسی مذاب شوند و از چشم‌های‌مان سرازیر شوند تو.. پایِ اشك و عشق را به زندگی‌مان کشیدی از آن روز نبضِ ما با غم تو می‌زد ما.. رویِ پا بند نبودیم... تو گویی اسپند روی آتش تو جرعه جرعه شیرینی جنونِ اسمت را به دهانِ ما نشاندی... از آن روز حرف‌های ما رنگ ماه گرفت و عطرِ آه! القصه... روزگار آدم را با کسی که دوستش دارد امتحان می‌کند! دنیا چرخید و چرخید... اشك و عشق و جنون به تحیّر ختم شد و... اسم تو را آه کشیدن به آهِ حسرت! به جای نفس.. دردِ فراق کشیدیم و.. به جایِ غریب‌هایِ دلتنگِ خسته جنازه‌هایی شدیم.. چشم‌ به راه قدم‌های تو بر مزارِ قلب‌هایمان‌. این‌ها را نوشتم که بگویم ما مرده یا زنده گرفتارِ روزمرّگیِ روز-مرگی یا بیچاره و آواره‌ی نگاه مُحتاجِ توییم! و احتیاجِ ما همان آغوشی‌ست که از روزگار نجات‌مان داد آغوشِ مُحرّم‌ مهربان و عزیزِ تو! پ.ن؛ بغل بگیر مرا احتیاجِ من بغل است! #به_قلم_غریب #محرم_الحرام_١٤٤۸

sticker.webp0.07 KB

#احتیاج من و همه‌ی عزیزانم را در عافیت و سلامت به شبِ اوّل مُحرّم‌ ١٤٤۹ت برسان. #ابی‌عبدالله

#روضه‌_خانگي اُُمیدِ ما به شبِ اوّلِ مُحرّم‌ِ توست .. #محرم_الحرام_١٤٤۸ #هزار_و_سیصد_بیست_و_هفت_شب تا شبِ اول مُحرّم‌الحرام ١٤٤۹ -حسین‌آقابختیاری‌رحمة‌الله‌علیه #ربنالاتحرمنامن‌ذکر‌اباعبدالله #هب‌لی‌دموعا‌للبکاء‌علیك‌یااباعبدالله #إنی‌محتاج‌إلیك‌یااباعبدالله

#روضه‌_خانگي امام صادق علیه‌السلام؛ فَارْحَمْ تِلْکَ الْوُجُوهَ الَّتِی غَیَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَارْحَمْ تِلْکَ الْخُدُودَ الَّتِی تَقَلَّبَتْ عَلَی قَبْرِ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ (علیه‌السّلام) وَارْحَمْ تِلْکَ الْعُیُونَ الَّتِی جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا وَارْحَمْ تِلْکَ الْقُلُوبَ الَّتِی جَزِعَتْ وَاحْتَرَقَتْ لَنَا وَارْحَمْ تِلْکَ الصَّرْخَةَ الَّتِی کَانَتْ لَنَا اللَّهُمَّ اِنِّی اَسْتَوْدِعُکَ تِلْکَ الْاَنْفُسَ وَتِلْکَ الْاَبْدَانَ حَتَّی تُرَوِّیَهُمْ مِنَ الْحَوْضِ یَوْمَ الْعَطَشِ. #محرم_الحرام_١٤٤۸ #هزار_و_سیصد_بیست_و_هفت_شب تا شبِ اول مُحرّم‌الحرام ١٤٤۹

#روضه‌_خانگي آه .. اندازه‌ی یک آه نفس دارم و بس ! #محرم_الحرام_١٤٤۸ #هزار_و_سیصد_بیست_و_هفت_شب تا شبِ اول مُحرّم‌الحرام ١٤٤۹

#روضه‌_خانگي -اِی‌علی‌اکبر... عاشقِ خویش فراموش نکن #ابی‌عبدالله #محرم_الحرام_١٤٤۸ #هزار_و_سیصد_بیست_و_هفت_شب تا شبِ اول مُحرّم‌الحرام ١٤٤۹

#روضه‌_خانگي «خداحافظ اِی برادرِ زینب.» -یك خط شبِ آخرِ مُحرّم‌ت -یك خط شبِ آخرِ حرم‌ت .. به انضمام آه . #محرم_الحرام_١٤٤۸ #هزار_و_سیصد_بیست_و_هفت_شب تا شبِ اول مُحرّم‌الحرام ١٤٤۹