خزعبلات اش دارکل...!
前往频道在 Telegram
666
订阅者
-624 小时
-167 天
-7930 天
帖子存档
متنی از آقای فاسانو خوندم که شعری درباره مولانا نوشته بودن، به هنگامی که از فرط خستگی از ناتوانی در نوشتن شعر، به خواب رفتن و خواب مولانا رو دیدن و چنین اثری رقم زدن...
Repost from Haha?.
+1
این پست فور بزنید و ی پست ریپ کنید تا عکس یا آرت هاتونو فور کنم و رندوم آهنگ بدم، از چند نفرم رندوم از این چیبی ها بکشم.
جوین باشید.
خط میخوره
Repost from مستر بیک
♤ این پیامو بفرست تو کانال هنریت
یه فولدر ویژه آرتیستها جمع کردیم 🎨
پروفایلتون توش ثبت شده تا بقیه آرتیستا پیداتون کنن
لیست ۱
لیست ۲⚠️ این پیامو از چنلتون پاک نکنید 📌 تو کانال خودم عضو باشید تا خبرشو بگیرید صبر کنید 👀
«تو شاهی وگر اژدها پیکری؟
بباید زدن، داستان آوری
اگر هفت کشور به شاهی تو راست
چرا رنج و سختی همه بهر ماست؟...»
Over and over I keep going over the world we knew بارها و بارها دنیایی که میشناختیم را مرور میکنم Once when you walked beside me زمانی که در کنار من قدم میزدی That inconceivable, that unbelievable world we knew آن دنیای غیرقابل تصور، آن دنیای باورنکردنی که ما میشناختیم When we two were in love وقتی ما دو نفر عاشق بودیم
