انجمن شاعران مرده.
前往频道在 Telegram
203
订阅者
+224 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
میدانستم که آدم میتواند نومید باشد،
اما نمیدانستم که این واژه چه مفهومی دارد.
مانند همهی مردم گمان میکردم گونهای
بیماری روحی است. اما نه، جسم است که
رنج میبرد. پوستم اذیتم میکند، سینهام
و همهی اعضای بدنم درد میکنند.
احساس میکنم در سرم خلأ ایجاد شده و
حالم دارد بههم میخورد. از همه بدتر این
طعم ناخوشایندی است که در دهان دارم.
نه از خون خبری هست، نه از مرگ و نه از
تب، ولی درعین حال هر سه در دهانم
هستند. کافی است زبانم را توی دهانم
بچرخانم تا همه چیز در نظرم تیرهوتار
شود و از همهی مردم متنفر شوم. آدم
بودن چه دشوار و چه تلخ است.
کالیگولا - کامو
Repost from گوشهٔدفتر.
انسان کسی را میتواند نجات دهد که خود اصرار به سقوط نداشته باشد؛ ولی وقتی سرشت کسی چنان فاسد شد که سقوط در نظرش نجات جلوه کرد، چه میشود کرد؟
آنا کارنینا - لئو تولستوی.
