ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Sour Pomegranate 🐦‍⬛️(زخمی مارول)

Sour Pomegranate 🐦‍⬛️(زخمی مارول)

前往频道在 Telegram

❝A corner of my life (my mind)❞ بیا حرفتو بزن🫵🏼✨ @TalkingtoSoobot http://t.me/Chevalet_bot?start=8g9XYq9sa2uz پروایت: https://t.me/+mMSJ82HUY8o3NzE0

显示更多
未指定国家未指定类别
415
订阅者
+124 小时
+27 天
-3230 天
帖子存档
۵ بار داری اسمو عوض میکنی چیشده؟😭😂

به روی چشم😭🙏🏻

لیدیی اتیش باز کنید آتیش بزنیمم

دووم پاپیونی مهربونه رید قرارشونو یادش نرفته

پروفو ببینیدد

چطوری دقیقا.. تو شهر خبری نیست روستا..

عمم از روستا زنگ زد گفت اینجا تو آسمون جنگنده و پدافند...

یعنی منتظر کپ کارتر باشیم؟

درسته سونی تو این مورد اشغال بود اما ao3 هیچ وقت ناامیدت نمیکنه
درسته سونی تو این مورد اشغال بود اما ao3 هیچ وقت ناامیدت نمیکنه

این یادتونه؟

Shy Nerd Boyfriend X Jacked Up And Naughty Boyfriend. #Spiderman 🦹 @Comicpersia
+1
Shy Nerd Boyfriend X Jacked Up And Naughty Boyfriend. #Spiderman 🦹 @Comicpersia

#فکت خانه خراب کن امروز. بعد از مرگ گوئن استیسی، اندرو گارفلید به صورت جدی(یا شوخی) به سونی گفته بوده که بیاید جنسیت ام جی رو
+1
#فکت خانه خراب کن امروز. بعد از مرگ گوئن استیسی، اندرو گارفلید به صورت جدی(یا شوخی) به سونی گفته بوده که بیاید جنسیت ام جی رو برعکس کنید و مایکل بی جوردن رو برای نقش ام جی که مرد شده رو کست کنین. (= مدیرای سونی این ایده رو رد کردن، اما بعد ها خود مایکل بی گفته بود که از این ایده استقبال میکنه و دوست داره در کل با اندرو فیلم بازی کنه چون اندرو آدم شوخ و باحالیه. (= #Spiderman 🦹 @Comicpersia

دلیلی که ایوانز اومده دوومزدی🙏 ایوانز از دست تو

من منتظرم پشت صحنه‌ی دوومزدی بیاد

بچه ها پدرو تو کامیک‌کان داشت رابرتو میخورد پشت صحنه چیکار چیکارد میکرده‌....

عالیه عاشقشم

خسته نباشی عزیزمم

Repost from N/a
𝐅𝐨𝐫 𝐦𝐲 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐒𝐨𝐨
نقش تو داخل سوپرنچرال یه شیطان(Demon) می‌شد. موجودی تاریک که انسان ها رو تسخیر می‌کنه و به داشتن چشم های سیاه معروفه.
شکارچی ها متوجه خشک شدن تمام گل و گیاه های یه روستای کوچیک داخل شرق آمریکا شدن. خشک شدن تمام اون گل و گیاه در عرض یه روز قطعا یه اتفاق نرمال نبود.
پس برادرهای وینچستر تصمیم گرفتن بررسی این مورد رو به عهده بگیرن. سم و دین سوار به ایمپالا وارد روستایی که جمعیت کمی تو اون درحال راه رفتن بودن کرد. با دیدن درخت هایی که کاملا خشک و پوسیده شده بودن سم و دین چند ثانیه شوکه شدن. روستا بیشتر شبیه روستاهای نفرین شده داخل قصه ها شده بود. با تعجب شروع به قدم زدن داخل روستا کردن. با صحبت کردن با بعضی از آدم های محلی متوجه موضوعی شدن. تمام این اتفاقات با وارد شدن دختر جوونی به روستا شروع شد. دختری که بالای تپه ها زندگی می‌کرد. هر دو پسر با چک کردن وسایل موردنظرشون به سمت کلبه‌ی تو حرکت کردن. با رسیدن به اون شروع به در زدن کردن. با مکث طولانی‌ای تو در رو باز کردی. سم و دین با نگاه تو احساس سرما کردن. چشم هایی که با قدرت و نفوذ به اونها خیره شده بود. تو زیرلب" باز وینچسترها" رو زمزمه کردی. پسرا با شنیدن حرفت با تعجب ابرویی بالا انداختن. تو با مکث درحالی که وارد کلبه می‌شدی شروع به حرف زدن کردی. درباره اینکه لازم به نقش بازی کردن نیست و هم تو و هم اون دو برادر می‌دونن کی هستی. درباره اینکه یکی از بزرگترین و قدرتمندترین شیاطین جهنم بخاطر یه رقابت مسخره نفرین شده. و تنها راه شکستن نفرین داخل این روستا و بین این آدم هاست. و در آخر اضافه کردی که قصد کار دردسرسازی تو اینجا نداری و صرفا برای نجات دادن خودت به اینجا اومدی. دین با حالتی تهاجمی گفت چه جوری باید به حرفای تو اعتماد کنیم. تو با حرف پسر ابرویی بالا انداختی و بعد با لحن خنثی‌ای جواب دادی که این بستگی به خودشون داره. اینکه تو هیچ دلیلی برای بیشتر کردن مدت زمان موندن‌ات بین انسان های احمق نداری و فقط میخوای دوباره به جهنم برگردی. در آخر سم و دین با تهدید کردن تو، به اینکه حواسشون به تو هست و قرار نیست همینجوری ول‌ـت کنن از روستا رفتن.
برادرهای وینچستر تو رو با قدرت‌ـت که باعث حس کردن سرما و مرگ داخل بدنشون می‌شد به یاد میارن.

پنکیک درست میکنم🙏