ch
Feedback
آکادمی بازنمایی

آکادمی بازنمایی

前往频道在 Telegram

«مسئله‌ی بازنمایی در تصویر» . اینستاگرام بازنمایی: https://www.instagram.com/baznemaei?igsh=MTJteXR6OXVzd25ucw== ایمیل بازنمایی: baznemaie@gmail.com

显示更多
未指定国家未指定类别
216
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+230 天
帖子存档
paul nash ضرورت بیان در گرماگرم جنگ.pdf17.11 MB

●در پرونده‌ی پل نش، سعی کرده‌ایم فقط از آثار او عبور نکنیم؛ بلکه ردّ نگاهش، تجربه‌ی جنگ و نسبت پیچیده‌اش با زمین و تصویر را دنبال کنیم. پژوهشی که قدم‌به‌قدم شکل می‌گیرد و هر بار بخشی تازه از این هنرمند را پیش چشم می‌گذارد. @Baznemaie

«پرونده پل‌نش؛ روایتی از آنچه دیده شد و آنچه پنهان ماند.» @Baznemaie «آکادمی بازنمایی؛ از ایده تا اجرا.»
+1
«پرونده پل‌نش؛ روایتی از آنچه دیده شد و آنچه پنهان ماند.» @Baznemaie
«آکادمی بازنمایی؛ از ایده تا اجرا.»

The First Paul Nash Case"

دومین PDF از پروندهٔ «پل نش» منتشر شد؛ این‌بار با تمرکز بر تحلیل آثار و خوانش تصویری آن‌ها. 📌این پرونده ادامه دارد.. و در بخش‌های بعدی، ابعاد دیگری از جهان فکری و تصویری پل نش را دنبال خواهیم کرد.

pdf paul nash زمین جنگ زده.pdf8.74 MB

امر نو| مسئلهٔ وجود در بستر تاریخ ⬛️۷. گرویس عقیده دارد که آفرینش امر نو در مدرنیسم نمود آزادی انسان، چنان‌که اغلب تصور می‌شود نیست. بلکه محصول اضطرار ویژه زمانی و استراتژی آگاهانه فرهنگ مدرنیته است. در ادامه چنین نگرشی گرویس حکم می‌دهد که نومایگی اساسا بر عدم دستیابی به ذات و پدیده ممکن شده است. نوآوری یعنی شناخت ارزش‌های گذشته و نشان دادن واکنشی هوشمندانه به سنت فرهنگ. نوآوری امری مبتنی بر ظهور چیزی سابقاً پنهان نیست. گرویس با صراحت در خصوص مدرنیسم می‌گوید که آن‌ها متوهمانه گمان می‌بردند که با پناه بردن به دیگری می‌توان از بار سنگین تاریخ و فرهنگ و نهاد خلاص شد. اما او می‌گوید هیچ ناکجایی برای شکل دادن به امر نو وجود ندارد. «امر نو ناکجایی نیست». این شاید ضد رمانتیک‌ترین نظرات گرویس در مورد غایت مدرنیسم بود. به این اعتبار دوره معاصر به دیگریِ مدرنیسم مشکوک است و‌ اصالت آن را زیر سوال می‌برد و روحانیت دوره مدرن را رد می‌کند. شورشی علیه ناکجایی بودن مدرنیسم. ⬛️۸. اما گرویس امر نو را چگونه تعریف می‌کند؟ او دنیای برون‌فرهنگی (واقعیت حی و‌ حاضر پیرامون ما) را در مقابل فرهنگ (آنچه که به عنوان ارزش بایگانی شده) قرار می‌دهد. ادعا می‌کند که هنرمند در قبال این واقعیت؛ هرآنچیزی که به عنوان چیزهای پیش‌پا‌افتاده، بی‌مصرف، اتفاقی، فاقد ارزش سوژه‌بودگی پیرامونش هست و ارزش هنری دانسته نمی‌شوند، مسئولیت دارد که آن‌ها را حاوی ارزش کند. به نوعی واقعیت همچو مادهٔ خامی‌ست و‌ نوآوری یعنی معنامند کردن درام‌گونه این مادهٔ خام. البته گرویس هنرمندی را دارای این توانایی می‌داند که با آرشیو گذشته ارتباط مستقیم و نزدیک دارد. بر این اعتقاد است که هنرمند در جای دورافتاده و دور از فرهنگ می‌تواند چیز متفاوت تولید کند اما نه امر نو. امر نو در تناظر با آرشیو امکان تحقق دارد. #مطالعه #امر_نو #تاریخ_هنر #آکادمی_بازنمایی #حسین_صالح #پژوهش

بخشی دیگر از پژوهش‌های ما در «بازنمایی» دربارهٔ مسئلهٔ «امر نو» ___ «امر نو» تنها در پیدا کردن چیزی متفاوت یا ساختن فرمی تازه
بخشی دیگر از پژوهش‌های ما در «بازنمایی» دربارهٔ مسئلهٔ «امر نو» ___ «امر نو» تنها در پیدا کردن چیزی متفاوت یا ساختن فرمی تازه خلاصه نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند به تغییری بنیادین در شیوهٔ مواجههٔ ما با جهان و آنچه پیش‌تر شناخته‌ایم اشاره داشته باشد. چیزی کهنه ممکن است در مواجهه‌ای تازه دوباره امکان نو شدن پیدا کند و چیزی ظاهراً نو، بدون تغییر در نگاه، همچنان در گذشته باقی بماند. در مجموعهٔ «۸ مسئلهٔ امر نو» تلاش کردیم این مفهوم را از خلال پرسش‌هایی دربارهٔ تاریخ، سنت، تجربه، زبان تصویر و امکان‌های بازنمایی دنبال کنیم؛ نه برای رسیدن به تعریفی قطعی، بلکه برای گشودن میدان‌های تازه‌ای از پرسش و تأمل. در این بخش، دو مسئلهٔ پایانی این پرونده را مرور می‌کنیم؛ دو پرسش که می‌توانند بحث «امر نو» را به نقطه‌ای دیگر ببرند و نسبت ما با هنر، تصویر و جهان معاصر را دوباره پیش روی‌مان قرار دهند. @Baznemaie

روایتی تصویری از همراهی، تجربه و آموختن در کارگاه بازنمایی. پنج‌شنبه‌ها | ساعت ۱۰ تا ۱۴ @Baznemaie
+2
روایتی تصویری از همراهی، تجربه و آموختن در کارگاه بازنمایی. پنج‌شنبه‌ها | ساعت ۱۰ تا ۱۴ @Baznemaie

pdf paul nash .pdf9.06 MB

امروز اولین PDF ما درباره پل نش منتشر می‌شود. امیدواریم این آغاز مجموعه‌ای ارزشمند از محتوای آموزشی و تخصصی باشد.🌟

یکی از ویژگی‌های آثار رودن، سطح ناتمام بسیاری از مجسمه‌های اوست. بخش‌هایی از سنگ، دست‌نخورده باقی می‌مانند و انگار پیکره هنوز در حال بیرون آمدن از دل ماده است. این انتخاب، یک نقص نیست؛ بلکه یادآور این حقیقت است که انسان نیز هرگز موجودی کامل و پایان‌یافته نیست. ما همیشه در حال شکل گرفتن، تغییر کردن و کامل‌تر شدن هستیم. امروز تقریباً هیچ مجسمه‌ساز معاصری را نمی‌توان یافت که به شکلی از رودن تأثیر نگرفته باشد. او نگاه هنرمندان را از بازآفرینی ظاهر انسان، به کشف جهان درونی او تغییر داد. پس از رودن، مجسمه دیگر فقط نمایش بدن نبود؛ بلکه رسانه‌ای شد برای بیان احساس، تنش، حرکت و روان انسان. آثار آگوست رودن، بیش از صد سال پس از خلقشان، هنوز مخاطب را متوقف می‌کنند. دلیل این ماندگاری، تکنیک فوق‌العاده یا شهرت آثارش نیست؛ بلکه شناخت عمیق او از انسان است. او نشان داد که هنر زمانی جاودانه می‌شود که بتواند تجربه‌ای مشترک را روایت کند؛ تجربه‌ی تردید، عشق، رنج، امید و جست‌وجوی معنا. شاید به همین دلیل است که وقتی مقابل یکی از مجسمه‌های رودن می‌ایستیم، احساس نمی‌کنیم با سنگ یا برنز روبه‌رو هستیم؛ بلکه انگار انسانی واقعی، در سکوت، داستان زندگی خود را برایمان تعریف می‌کند. #اگوست_رودن #معرفی_هنرمند #تاریخ_هنر #مطالعه #مجسمه

پیش از رودن، مجسمه‌ها اغلب بی‌حرکت و آرمانی بودند؛ بدن‌هایی بی‌نقص که بیشتر به اسطوره‌ها شباهت داشتند تا انسان‌های واقعی. اما رودن به جای نمایش یک بدن کامل، به دنبال ثبت لحظه‌ای زنده بود؛ لحظه‌ای که عضلات منقبض می‌شوند، دست‌ها حرف می‌زنند و سکوت چهره، داستانی طولانی را روایت می‌کند. او سنگ و برنز را چنان شکل می‌داد که گویی در حال نفس کشیدن‌اند. رودن باور داشت که هنر نباید فقط زیبا باشد؛ باید صادق باشد. به همین دلیل، آثار او گاهی خشن، ناتمام یا حتی ناآرام به نظر می‌رسند. اما همین ناتمامی، بخشی از حقیقت انسان است. او نمی‌خواست قهرمانانی بی‌نقص خلق کند؛ می‌خواست انسان را همان‌گونه که هست، با رنج، امید، عشق و اضطراب به تصویر بکشد. مجسمه‌ی «متفکر» برای بسیاری نماد اندیشیدن است، اما رودن آن را صرفاً برای نمایش تفکر نساخت. این پیکره، انسانی را نشان می‌دهد که تمام وجودش درگیر اندیشیدن است. عضلات منقبض‌اند، بدن خم شده و هر بخش از پیکره، وزن یک تصمیم یا یک پرسش بزرگ را حمل می‌کند. در نگاه رودن، فکر کردن فقط فعالیت ذهن نیست؛ تجربه‌ای است که تمام جسم انسان را درگیر می‌کند.

اگوست رودن" وقتی نام آگوست رودن را می‌شنویم، شاید اولین تصویری که به ذهنمان می‌رسد مجسمه‌ی «متفکر» باشد. اما رودن فقط خالق چن
اگوست رودن" وقتی نام آگوست رودن را می‌شنویم، شاید اولین تصویری که به ذهنمان می‌رسد مجسمه‌ی «متفکر» باشد. اما رودن فقط خالق چند اثر مشهور نبود؛ او کسی بود که مسیر مجسمه‌سازی مدرن را تغییر داد. پیش از او، بسیاری از مجسمه‌ها در جست‌وجوی کمال ظاهری بودند، اما رودن نشان داد که آنچه هنر را ماندگار می‌کند، نمایش حقیقت انسان است؛ با تمام نقص‌ها، احساسات و تردیدهایش. @Baznemaie

امر نو| مسئلهٔ وجود در بستر تاریخ 🟪۵.ایدهٔ خاص پسامدرن اعلام می‌دارد که مدرنیسم دست‌کم به عنوان سنت پیروز شده‌است اما بقدری این پیروزی گران بود که فرقی با شکست ندارد. «چگونه می‌توانیم از سنتی (مدرنیسم) بگسلیم که از بحران، ارزش می‌سازد؟». 🟪۶. مدرنیسم به دنبال بریدگی‌ از تاریخ و اختراع زبانی به تمامی گسسته از گذشته بود؛ دستیابی به حقیقتی کاملاً مطلق (آبستره). اما نظریهٔ عمومیت‌یافته پسامدرنیسم اعلام می‌دارد که مدرنیسم به دنبال ممکن کردن یک آرزوی غیر ممکن بود. نوبودن تام و تمام اساسا مقدور نیست. «پسامدرنیسم» به معنای تردید اساسی دربارهٔ امکان نوآوری تاریخی درنظر گرفته می‌شود. بوریس گرویس نقل می‌کند: «مدرنیسم معمولا با خواست توقف سیر به ظاهر بی‌معنی و کاملا ویرانگر زمان پیوندی ایدئولوژیک دارد؛ خواست آن تعیین جهت برای سیر زمان ‌و سیطره بر آن است، بطوری که بتوان آن را به منزلهٔ پیشرفت توصیف کرد.» #امر_نو #حسین_صالح #متن #پژوهش #بازنمایی

بخشی دیگر از پژوهش‌های ما در «بازنمایی» دربارهٔ مسئلهٔ «امر نو» اگر «امر نو» را تنها به معنای فاصله گرفتن از گذشته بدانیم، بخ
بخشی دیگر از پژوهش‌های ما در «بازنمایی» دربارهٔ مسئلهٔ «امر نو» اگر «امر نو» را تنها به معنای فاصله گرفتن از گذشته بدانیم، بخش مهمی از معنای آن را از دست داده‌ایم. نو بودن، پیش از آنکه به شکل و ظاهر اثر مربوط باشد، به دگرگونی در شیوهٔ اندیشیدن، دیدن و مواجهه با جهان مربوط است. مجموعهٔ «۸ مسئلهٔ امر نو» تلاشی است برای نزدیک شدن به این مفهوم از زاویه‌های گوناگون؛ از نسبت نوآوری با سنت و تاریخ گرفته تا تجربه، زبان تصویر و امکان‌های تازهٔ بازنمایی. در این پست، دو مسئلهٔ دیگر از این پژوهش را مرور می‌کنیم؛ پرسش‌هایی که می‌توانند راهی برای تأمل دوباره در جایگاه هنر و نسبت آن با جهان امروز باشند. @Baznemaie

در اینستاگرام هم همراه و کنارمون باشید. 🤍

زیبایی یا اندیشه؟ بسیاری آثار کلیمت را صرفاً زیبا می‌دانند، اما اگر کمی بیشتر در آن‌ها مکث کنیم، درمی‌یابیم که این زیبایی هدف نهایی نیست. کلیمت از زیبایی به‌عنوان ابزاری برای اندیشیدن استفاده می‌کند. او مخاطب را با رنگ، طلا و تزئینات جذب می‌کند، اما در نهایت او را با پرسش‌هایی درباره عشق، مرگ، هویت، تنهایی و معنای زندگی تنها می‌گذارد. چرا هنوز کلیمت؟ بیش از یک قرن از خلق آثار گوستاو کلیمت می‌گذرد، اما جهان او هنوز برای ما آشناست. شاید چون انسان امروز هم، مانند انسان صد سال پیش، همچنان در جست‌وجوی معنا، عشق، امنیت و زیبایی است. کلیمت نشان می‌دهد که هنر زمانی ماندگار می‌شود که تنها چشم را مخاطب قرار ندهد، بلکه ذهن و روح انسان را نیز به گفت‌وگو دعوت کند. شاید به همین دلیل است که هر بار به آثار او نگاه می‌کنیم، چیزی تازه در خودمان کشف می‌کنیم. #مطالعه_هنرمند #معرفی_هنرمند #آکادمی_بازنمایی #هنرمند #گوستاو_کلیمت

شاید اولین چیزی که در آثار کلیمت توجه ما را جلب می‌کند، درخشش طلا باشد. اما این طلا فقط یک انتخاب تزئینی نیست. او از طلا استفاده می‌کند تا زمان را متوقف کند؛ تا سوژه‌هایش را از جهان روزمره جدا کند و به فضایی اسطوره‌ای و بی‌زمان ببرد. انگار شخصیت‌های او نه روی زمین، بلکه در جهانی میان رؤیا و حقیقت زندگی می‌کنند؛ جایی که هر رنگ و هر نقش، بخشی از یک روایت خاموش است. در آثار کلیمت، بدن انسان هرگز تنها نیست. خطوط، الگوها و تزئینات آن‌قدر در اطراف شخصیت‌ها گسترش پیدا می‌کنند که گویی انسان بخشی از یک جهان بزرگ‌تر است. او به ما یادآوری می‌کند که هویت، چیزی جدا از محیط نیست؛ ما از خاطره‌ها، فرهنگ، احساسات و تجربه‌هایی ساخته شده‌ایم که مثل همین نقش‌ها، مدام بر وجودمان نقش می‌بندند. زن؛ چهره‌ای از زندگی زن در نقاشی‌های کلیمت نه یک مدل برای نقاشی، بلکه تجسم پیچیدگی زندگی است. گاهی آرام و باشکوه، گاهی رازآلود و دست‌نیافتنی، و گاهی سرشار از قدرت و شور. او زنان را نه از نگاه بیرونی، بلکه به‌عنوان حاملان جهانی از احساس، معنا و تجربه به تصویر می‌کشد؛ نگاهی که هنوز هم یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار اوست.