Meeras
前往频道在 Telegram
میراث بلوچ آرشیوی از تاریخ، فرهنگ، هنر، زبان، موسیقی و زندگی مردم بلوچستان روایتهایی مستند از میراثی که باید دیده، شناخته و حفظ شود. Balouch art, culture and language 📍بلوچستان https://t.me/meeras_balouch ارتباط با مدیر کانال : @Cyrusdavoudiart
显示更多未指定国家未指定类别
304
订阅者
+124 小时
+27 天
+1130 天
帖子存档
303
وتی دوستانی شیگان ءُ غم، وتی دژمنانی بَد ءُ ستم
چوشیں قاضی ءِ مبارک ایں پَدا مُشکل اِنت ودی بہ بیت
#مبارک_قاضی
303
اے شپ چے پیم اَنچو گوزیت
استاراں یکّ یکّ ءَ کُشیت
روزرد ھزار بر گیمُریت
جزماں پدا بامے بلیت
#بشیر_بیدار
@meeras_balouch
303
روان شاد استاد تاج محمد تیسی
از خوانندگان روشن دل بلوچ بودند که در تیس - چابهار زندگی می کردند .
مردمان محلی تیس با صدا و شخصیت او خاطره های بسیاری دارند .
متاسفانه اطلاعات چندان دقیقی از ایشان در دسترس نیست و تنها میتوان با مراجعه مردمان محلی تیس چیزهایی راجع به ایشان دانست .
تنها این را می دانیم و می شنویم که سوز صدای استاد تاج محمد برگرفته از عشق ناکامی است که سالها او را در خویشتن فرو برد .
روحش شاد و یادش گرامی
https://t.me/meeras_balouch
303
Repost from N/a
💠 افعال ساده زبان بلوچی
━━━━━━≼❄️≽━━━━━━
🔖 فهرست چهل و چهارم (۸۶۱ - ۸۸۰)
▪️ ۸۶۱- گِڈَّگ (geđđ-ag) : چُرت زدن.
▪️ ۸۶۲- گُڈَگ (gođ-ag) : از جا پریدن بر اثر وحشت یا ترس و هراس، از خواب بیدار شدنِ ناگهانی بر اثر فریاد کسی یا صدای چیزی یا خواب دیدن.
▫️• [سببی] گُڈَێنَگ (gođ-ēn-ag) : از جا پراندن کسی با فریاد و سروصدا، برخیزاندن کسی از خواب به طور ناگهانی.
▪️ ۸۶۳- گُڈَّگ (gođđ-ag) : قطع کردن چیزی با ضربهٔ تبر، شمشیر، ساطور و...، قطع کردنِ پاهایِ کسی یا حیوانی با ضربهٔ شمشیر یا ابزار مشابه، طی کردن و درنوردیدن مسیر و راه.
▪️ ۸۶۴- گْرَدَگ (grad-ag) : پُختن، پخته شدن.
▫️• گْرادَگ (grād-ag) : آبپز کردن، بخارپز کردن، پختن چیزی در دیگ یا مانند آن همراه با آب یا بخار آب، پختن غذا در دیگ.
▫️• گْرَستِن (grast-en) : پختن، پخته شدن.
▫️• [سببی] گْرادێنَگ (grād-ēn-ag) : مواد خوراکی را به کسی دادن تا غذا بپزد، پختن غذا.
▪️ ۸۶۵- گِرَگ (ger-ag) : گرفتن، چیزی را با دست یا وسیلهای گرفتن و نگه داشتن، دریافت کردن چیزی، خریدن، تصرف کردن، حاصل کردن، کسب کردن پول و روزی، دستگیر کردن، اسیر کردن، شکار کردن با تله، ادا کردن (مانند روزه گرفتن)، به عقد خود درآوردن (زن گرفتن یا شوهر گرفتن)، مچگیری کردن، مسدود کردن و بستن راه، بریدن و برداشت کردن خوشهٔ خرمای نر، ادامه دادن یک مسیر، از خود بیخود کردن، مست و لایعقل کردن.
▫️• [سببی] گْرائێنَگ (grā'ēn-ag) : باعث دستگیری یا بازداشت کسی شدن.
▪️ ۸۶۶- گْرَپَّگ (grapp-ag) : گیرکردن چیزی در منفذ یا سوراخی تنگ.
▫️• [سببی] گْرَپّێنَگ (grapp-ēn-ag) : گیر انداختن چیزی یا کسی در میان منفذ یا سوراخی تنگ.
▪️ ۸۶۷- گَرٹَگ (garţ-ag) : تکه تکه کردن چیزی، چیزی را با دندان شکستن و تکه تکه کردن، چیزی را با شتاب خوردن.
▪️ ۸۶۸- گَردَگ (gard-ag) : گشتن و چرخیدن، تفریح کردن، گشت زدن، قدم زدن به قصد تفریح، دور زدن، به صورت مدور حرکت کردن، راه رفتن، قدم زدن، رفتن به جایی و سفر کردن، جستجو کردن جایی یا چیزی، جُستن، منحرف شدن از مسیر و گُم شدن، تصمیم داشتن.
▫️• [سببی] گَردێنَگ (gard-ēn-ag) : گرداندن، چرخاندن، به گردش درآوردن، از جایی به جایی بردن، به تفریح بردن، عوض کردن، تغییر دادن، شخم زدن زمین.
▪️ ۸۶۹- دیستِن (dist-en) : دیدن، مشاهده کردن.
▪️ ۸۷۰- گَرَّگ (garr-ag) : شیهه کشیدن اسب، خُروپُف کردن، خُرناس کشیدن، فریاد هماهنگِ «هِی» که رقاصان در میانه رقصِ دستهجمعی چاپی سر میدهند.
▪️ ۸۷۱- گِرَّگ ² (gerr-ag) : کشیدن کسی یا چیزی بر زمین با هدف حرکت دادن یا جابهجا کردن آن.
▪️ ۸۷۲- گِرَّگ ² (gerr-ag) : به طور پیوسته گریه کردنِ بچه، لَج کردن.
▪️ ۸۷۳- گُرَّگ (gorr-ag) : غُرّیدن، فریاد بلند و مهیب سر دادن، خروشیدن، برخاستن صدای طبل جنگی، صدا کردن رودهها هنگام گرسنگی، غرغر کردن، غرولند کردن.
▪️ ۸۷۴- گَرگَڑَگ (gargaŕ-ag) : شستن گلو با مایعات، غرغره کردن.
▫️• [سببی] گَرگَڑێنَگ (gargaŕ-ēn-ag) : غرغره کردن.
▪️ ۸۷۵- گَرگِشَگ (gergeš-ag) : مشغول انجام کاری بودن، سر کسی شلوغ بودن.
▪️ ۸۷۶- گرمێنَگ (garm-ēn-ag) : گرما دادن، حرارت دادن.
▪️ ۸۷۷- گْرَنچَگ (granc-ag) : گره زدن، به هم بستن و پیچیدن دو چیز.
▪️ ۸۷۸- گْرُنچگ (gronc-ag) : مُشت و مال دادن و ماساژ دادن، پیچاندن و تاب دادن.
▪️ ۸۷۹- گْرَندَگ (grand-ag) : برخاستن صدای رعد، غُرّیدن، به غُرّش درآمدن، برخاستن صدای مهیبی همانند صدای رعد.
▪️ ۸۸۰- گْرُنڈَگ (gronđ-ag) : غرولند کردن و آهسته و از روی ناراحتی حرف زدن و ژکیدن.
▫️• نُرُنڈَگ (noroŋđ-ag) : ↑
#افعال
#افعال_ساده
🌻 @galganj
303
Repost from TAKBAND QANDEEL
📜 بتل
گلامے بات آں، بلے کستریں برات مہ بات آں۔
کاربرد\کارمرز: غلام کسی باشم، بھتر از آن است کہ برادر کوچک باشم! چون خیلی مواقع، برادر بزرگ، برادر کوچک خود را از غلام خود بیشتر کار گرفتہ و می گیرند.
@takband_qandeel
303
🌴✨ میراث بلوچ | نخلستانهای بلوچستان ✨🌴
در دل سرزمین گرم و زرخیز بلوچستان، نخلستانهایی گسترده نفس میکشند که هر کدام گنجینهای از طعم، رنگ و زندگیاند. خرما نهتنها خوراک، بلکه بخشی از هویت، فرهنگ و معیشت مردم بلوچ است.
در این سرزمین، هر نخل نامی دارد و هر خرما داستانی…
🍃 گونههای خرمای بلوچی:
مُضاتی | چَرپان | زَردان | شُکشیچ
گووزدان | وَژنا | کُروچ | جدگالی
سَبزو | پیمازو | حلیلهای | حسینی
دِشتاری | آبو | شَکرو | پُپُو
کَلوٹ | نَنگارو | گوادماک (گوادمال) | کَلَگی
زرد چَرپان | سیاه چَرپان
رَبَئی | بیگَم جَنگی | رِنگِنو
هر کدام از این خرماها، با طعم و بافتی منحصربهفرد، بخشی از میراث طبیعی و کشاورزی بلوچستان را شکل میدهند؛ از خرماهای نرم و شیرین تا گونههای خشک و ماندگار که در سفرهها، آیینها و زندگی روزمره حضور دارند.
🌾 نخلستانها، فقط درخت نیستند…
روایتگر تاریخاند، سایهبان زندگیاند، و نمادی از پایداری مردم بلوچ در دل طبیعت.
#خرما
#نخل
#نخلستان
#مچ
#مچکدگ
#هرماگ
https://t.me/meeras_balouch
