ch
Feedback
Meeras

Meeras

前往频道在 Telegram

میراث بلوچ آرشیوی از تاریخ، فرهنگ، هنر، زبان، موسیقی و زندگی مردم بلوچستان روایت‌هایی مستند از میراثی که باید دیده، شناخته و حفظ شود. Balouch art, culture and language 📍بلوچستان https://t.me/meeras_balouch ارتباط با مدیر کانال : @Cyrusdavoudiart

显示更多
未指定国家未指定类别
306
订阅者
+224 小时
+17 天
+1230 天
帖子存档
و در این جهان دریایی، ناخدا کسی بود که باید راه دریا را می‌شناخت و مسئولیت بازگشت از آن را می‌پذیرفت. به همین دلیل، وقتی امروز در بلوچستان به کسی «ناخدا» گفته می‌شود، این واژه را می‌توان بخشی از میراث زبانی و دریایی مَکُران دانست؛ واژه‌ای که از یک عنوان ساده فراتر رفته و بخشی از حافظه تاریخی زندگی مردم ساحل شده است. --- ⚓️ ناخدا؛ از «ناوخدا»ی فارسی کهن تا ناخداهای مَکُران امروز واژه‌ای که در آن، «ناو» نشانه دریاست و «خدا» نشانه صاحب و فرمانروای آن. میراث بلوچ فرهنگ، تاریخ و روایت‌های بلوچستان #میراث_بلوچ #بلوچستان #مکران #ناخدا #دریانوردی_بلوچ #دریای_مکران #گواتر #چابهار #پسنی #جیوَنی #فرهنگ_بلوچ #تاریخ_بلوچستان https://t.me/meeras_balouch

⚓️ ناخدا؛ واژه‌ای که از دل دریاهای مَکُران آمده است وقتی در سواحل بلوچستان نام «ناخدا» را می‌شنویم، معمولاً تصویر مردی در ذهن شکل می‌گیرد که سال‌ها با دریا زندگی کرده؛ مسیر آب، باد، موج و خطرهای دریا را می‌شناسد و مسئولیت یک شناور و سرنشینان آن را بر عهده دارد. اما «ناخدا» فقط یک عنوان امروزی برای فرمانده لنج نیست؛ این واژه پیشینه‌ای بسیار قدیمی‌تر دارد و در تاریخ دریانوردی ایران و سرزمین‌های پیرامون اقیانوس هند، ردپایی طولانی از خود بر جای گذاشته است. ◾️ ریشه واژه «ناخدا» صورت قدیمی‌تر این واژه «ناوخدا» بوده است: ناو + خدا «ناو» در فارسی به معنای کشتی و شناور است و «خدا» در کاربردهای کهن فارسی، علاوه بر معنای امروزی، می‌توانسته معنای صاحب، سرور، بزرگ یا فرمانروا داشته باشد. از همین رو، «ناوخدا» در اصل به معنای صاحب، مهتر یا فرمانده ناو بوده است. لغت‌نامه دهخدا نیز «ناوخدا» را با معانی‌ای چون ربان، ملاح، کشتیبان و فرمانده ناو ثبت کرده است. با گذشت زمان، «ناوخدا» در فارسی به شکل کوتاه‌تر «ناخدا» درآمد. بنابراین «ناخدا» از ابتدا یک عنوان دریایی بوده و مفهوم آن به شخصی مربوط می‌شده که اختیار و مسئولیت کشتی را بر عهده داشته است. 🌊 اما ناخدا چه ارتباطی با بلوچستان دارد؟ برای شناخت جایگاه این عنوان در بلوچستان، باید به مَکُران نگاه کنیم. ساحل مَکُران از دیرباز بخشی از شبکه دریانوردی و دادوستد دریایی میان سواحل ایران، عمان، هند و دیگر مناطق اقیانوس هند بوده است. در چنین محیطی، دریا تنها یک مرز طبیعی نبود؛ بلکه راه ارتباط، تجارت، سفر، صید و زندگی بود. از همین رو، جامعه‌های ساحلی مَکُران به گروهی از دریانوردان و فرماندهان شناورها نیاز داشتند که شناخت عمیقی از دریا و مسیرهای آن داشته باشند. در این بستر تاریخی، عنوان «ناخدا» نیز در مَکُران کاربرد پیدا کرد و شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این عنوان در بلوچستان سابقه‌ای چندصدساله دارد. 🏺 یکی از مهم‌ترین شواهد تاریخی؛ گواتر یکی از ارزشمندترین شواهد، در گواتر در شرق مَکُران دیده می‌شود. در سال ۸۷۳ هجری قمری، برابر با ۱۴۶۸–۱۴۶۹ میلادی، آرامگاهی در گواتر ساخته شده که کتیبه آن نام «ناخدا بنگی اسماعیل» را ثبت کرده است. پژوهش‌های تاریخی و باستان‌شناختی، بنگی اسماعیل را یک فرمانده بلوچ از طایفه کلمتی معرفی می‌کنند و واژه «ناخدا» را در اینجا به عنوان لقبی برای یک فرمانده یا رئیس صاحب اقتدار ثبت کرده‌اند. گزارش تاریخی دیگری که در جریان سفر جورج کرزن در سال ۱۹۰۱ ثبت شده، از آرامگاهی در گواتر یاد می‌کند و کتیبه آن را چنین توصیف می‌کند که توسط Nakhuda Bangi Ismail ساخته شده و تاریخ آن ۸۷۳ هجری بوده است. این سند اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد عنوان «ناخدا» در مَکُران دست‌کم از سده پانزدهم میلادی در ارتباط با یک شخصیت بلوچ به کار می‌رفته است. 🛶 ناخدا، ملوان و صیاد البته «ناخدا» را نباید با هر دریانورد یا ماهیگیری یکی دانست. در مفهوم سنتی دریانوردی: صیاد کسی است که کار اصلی او صید و ماهیگیری است. ملوان عضو خدمه شناور است و در امور مختلف دریایی و کار با شناور مشارکت دارد. ناخدا فرمانده و مسئول اصلی شناور و سفر دریایی است؛ کسی که باید تصمیم‌های مهم سفر را بگیرد و مسئولیت شناور و افراد حاضر در آن را بر عهده داشته باشد. بنابراین در فرهنگ دریایی بلوچستان، «ناخدا» بیش از آنکه صرفاً نام یک شغل باشد، با تجربه، مهارت، مسئولیت و شناخت دریا ارتباط دارد. 🌍 آیا «ناخدا» مخصوص بلوچستان است؟ خیر. این نکته بسیار مهم است. «ناخدا» عنوانی مخصوص بلوچ‌ها یا بلوچستان نیست. این واژه در دیگر جوامع دریایی ایران، به‌خصوص در سواحل خلیج فارس و دریای عمان نیز سابقه دارد. در بوشهر، هرمزگان، جزایر خلیج فارس و دیگر مناطق جنوبی ایران نیز «ناخدا» عنوانی شناخته‌شده برای فرمانده یا صاحب اختیار شناور بوده است. حتی این واژه از حوزه زبان فارسی فراتر رفته و صورت‌های مشابه آن در زبان‌ها و فرهنگ‌های پیرامون اقیانوس هند دیده می‌شود؛ از جمله در اردو، هندی، عربی خلیجی، مالایی و برخی زبان‌های دیگر. در واقع، گسترش این واژه در سرزمین‌های پیرامون اقیانوس هند را می‌توان در ارتباط با سابقه طولانی ارتباطات دریایی و تجاری این منطقه دید. 🌊 پس اهمیت «ناخدا» در بلوچستان چیست؟ اهمیت آن در این نیست که بلوچستان تنها جایی بوده که این عنوان را داشته است. اهمیت واقعی در این است که «ناخدا» در مَکُران در بستری تاریخی از دریانوردی بلوچ معنا پیدا کرده و اسناد تاریخی مشخصی از کاربرد آن در این منطقه وجود دارد. از گواتر و جیوَنی تا پسنی، چابهار و دیگر سواحل مَکُران، زندگی مردم ساحل با دریا، صید، سفر و تجارت دریایی پیوند داشته است.

ناخدا #ناوخدا #ناخدا #ناهدا @meeras_balouch
ناخدا #ناوخدا #ناخدا #ناهدا @meeras_balouch

+3
منی_شکری_ایں_سر_ءِ_مچّ،_پمن_رنگے_چگل_دئے_گشندہ_گُل_جان_گلو_شاعرءُ.mp34.58 MB

موسیقی #موسیقی #زیمل #زیمر @meeras_balouch
موسیقی #موسیقی #زیمل #زیمر @meeras_balouch

داستان زندگی خیلی از ماها @meeras_balouch

Repost from بلوچے آں
من یک کسانیں مرگے آں؛ منی کدوہ منی نہ انت. بچار چنچو تلوساں، بگند چنچو بزگاں؛ بمار چنچو گم پر انت...
#مبارک‌کازی
پرنده‌ای کوچک‌ام؛ حتی لانه‌ام از آنِ من نیست. ببین چه زجرکشیده‌ام، ببین چه درمانده‌ام؛ و دریاب که چه‌قدر درد در جانم نشسته است... @Balochiann

خواننده: استاد شمشی بهروز نوازنده سروز : نبی بخش جت نوازنده تنبورگ: مشخص نیست @meeras_balouch

اجرای موسیقی بلوچی‌ @meeras_balouch
اجرای موسیقی بلوچی‌ @meeras_balouch

+4
زیبایی ببینیم #دوچاپی #ناچ #رقص #صحبت #سه چاپی @meeras_balouch

رقص #دوچاپی #ناچ #رقص #صحبت #سه چاپی @meeras_balouch
رقص #دوچاپی #ناچ #رقص #صحبت #سه چاپی @meeras_balouch

بھـــار ســئوت کماھـــاں بہ بیـت ءُ تـو بیـائے پتــو اِے دِل منی راھــاں بہ بیت ءُ تـو بیــائے گوں آرساں میناں من اِمروز ءِ ش
بھـــار ســئوت کماھـــاں بہ بیـت ءُ تـو بیـائے پتــو اِے دِل منی راھــاں بہ بیت ءُ تـو بیــائے گوں آرساں میناں من اِمروز ءِ شادہ ءُ رَنگاں ھــــزار درد نگـاھـــــاں بـہ بـیت ءُ تـو بـــیائـے ابیتکـیں گْـوات ءِ گُـشان ءَ مہ بـند اِھـــوالاں کسے چہ شـھر ءَ دراھــاں بہ بیت ءُ تـو بیائے اِے دوری ءِ درئـیں رَنجــاں کَناں من نازینکے کُلی ئے سَــبزکیں شـاھاں بہ بیت ءُ تو بیـائے منیـــر اِے وھــد وتا داں کَـــدی بہ کنت مُلما تِگــرد ءَ اُمـبر ءِ پتاھــاں بہ بیت ءُ تو بیــائے منیر مومن @meeras_balouch

#امبا #صیادان #موسیقی @meeras_balouch

#امبا #صیادان #بلوچ #موسیقی_بلوچی #بلوچستان‌ @meeras_balouch
#امبا #صیادان #بلوچ #موسیقی_بلوچی #بلوچستان‌ @meeras_balouch

Amba_Boji_Traditional_Balochi_Fishermen_Song_Ustad_Abdul_Sattar.mp35.44 MB

اینجاست که موسیقی از «هنر برای شنیدن» فراتر می‌رود و به ابزار کار، ارتباط اجتماعی و حافظه فرهنگی تبدیل می‌شود. امروز با تغییر شیوه‌های صیادی و دگرگونی سبک زندگی ساحل‌نشینان، ثبت و مستندسازی چنین آواهایی اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا بخشی از این میراث، بیش از آنکه در کتاب‌ها ثبت شده باشد، در حافظه و صدای نسل‌های گذشته باقی مانده است. پژوهش‌های موسیقی مکران نیز بر ارزش مستندسازی این سنت‌های در حال تغییر تأکید دارند. --- 🌊 میراث بلوچ اَمبا؛ صدایی که از دلِ دریا و کار صیادان بلوچ برخاست. #میراث_بلوچ #بلوچستان #مکران #موسیقی_بلوچی #اَمبا #آواز_صیادان #صیادان_بلوچ #فرهنگ_بلوچ #دریای_مکران #موسیقی_کار https://t.me/meeras_balouch

🌊 اَمبا؛ آواز صیادان بلوچ وقتی دریا با صدای صیادان آواز می‌خواند در سواحل مکران، موسیقی همیشه برای مجلس و شادی ساخته نشده است. گاهی موسیقی از دلِ کار، دریا، تور و زندگی روزانه بیرون آمده است. یکی از زیباترین نمونه‌های این پیوند، «اَمبا» است؛ آواز کارِ صیادان بلوچ که در سنت موسیقایی سواحل بلوچستان شناخته می‌شود. در پژوهش‌های مربوط به موسیقی مکران نیز «اَمبا» در شمار آوازهای ماهیگیران آمده است. 🎣 اَمبا چیست؟ اَمبا یک آواز گروهی و ریتم‌دار، بدون همراهی ساز است که با فعالیت‌های جمعی صیادان ارتباط مستقیم دارد. ساختار اصلی آن بر پایه‌ی پرسش و پاسخ شکل می‌گیرد: 🔹 یک نفر، معمولاً سرخوان یا ناخدا، آواز را آغاز می‌کند؛ 🔹 گروه صیادان در پاسخ همراه می‌شود؛ 🔹 تکرار و ریتم آواز، حرکت افراد را با یکدیگر هماهنگ می‌کند. به این ترتیب، اَمبا فقط یک آواز برای شنیدن نیست؛ خودِ کار، بخشی از موسیقی می‌شود. ⛵ آواز در کنار لنج در سنت صیادی قدیم، پیش از حرکت شناور به سوی دریا، اعضای گروه کارهای مختلفی انجام می‌دادند؛ آماده‌کردن شناور، بالا بردن بادبان و هل دادن آن از ساحل به سوی آب. در چنین لحظاتی، آواز اَمبا به شکل گروهی خوانده می‌شد. بنابراین صدا و حرکت از یکدیگر جدا نبودند: آواز → حرکت → نیروی جمعی → دریا این همان چیزی است که اَمبا را به یک نمونه روشن از موسیقی کار تبدیل می‌کند. 🐟 هنگام کشیدن تور یکی از مهم‌ترین موقعیت‌های اجرای اَمبا، هنگام کار با تور ماهیگیری بوده است. پس از رسیدن به محل مورد نظر ناخدا، تور به دریا انداخته می‌شد و پس از مدتی، زمانی که باید تور سنگین از آب بالا کشیده می‌شد، صیادان به صورت گروهی آواز می‌خواندند. در اینجا ریتم آواز، با حرکت هماهنگ بدن‌ها ارتباط پیدا می‌کرد؛ یعنی آواز می‌توانست به افراد کمک کند که نیروی خود را هم‌زمان وارد کار کنند. 🌊 صدای موج در ساختار آواز در توصیف‌های سنتی اَمبا، ریتم آن با حرکت و صدای امواج دریا پیوند داده شده است. حتی در هنگام اجرای گروهی، حرکت بدن خوانندگان نیز به شکل هماهنگ و متناوب انجام می‌شده؛ حرکتی که تداعی‌کننده‌ی موج‌های دریا بوده است. به همین دلیل، اَمبا را می‌توان موسیقی‌ای دانست که در آن محیط طبیعی، کار و بدن انسان در یک تجربه واحد به هم می‌رسند. 🔧 فقط هنگام صید نبود اَمبا محدود به لحظه‌ی انداختن یا جمع‌کردن تور نبوده است. در روایت‌های مربوط به این سنت، از اجرای آن هنگام آماده‌سازی و جابه‌جایی شناور و همچنین تعمیر و نگهداری آن نیز یاد شده است. برای نمونه، در فصل‌هایی که فعالیت صیادی کمتر می‌شد، شناور به ساحل آورده می‌شد و کارهایی مانند مرمت و روغن‌کاری آن انجام می‌گرفت؛ این فعالیت‌ها نیز می‌توانست با آواز گروهی اَمبا همراه شود. 📝 مضمون شعرهای اَمبا محتوای اَمبا از زندگی واقعی صیادان جدا نیست. مضامین آن می‌تواند پیرامون: 🌊 دریا 🐟 ماهی و صید 🎣 تور ماهیگیری ⛵ شناور و سفر دریایی 👥 زندگی و کار صیادان 🌬️ شرایط دریا 🏝️ ساحل و محیط زندگی شکل بگیرد. در واقع، اَمبا بخشی از حافظه شفاهی جامعه صیادان است؛ روایتی که زندگی دریایی را نه از نگاه یک ناظر بیرونی، بلکه از زبان کسانی بیان می‌کند که خود با دریا زندگی کرده‌اند. 🎶 چرا اَمبا بدون ساز است؟ در توصیف‌های موجود، اَمبا به‌عنوان آوازی بدون همراهی ساز معرفی شده است. این مسئله منطقی نیز به نظر می‌رسد؛ زیرا صیاد هنگام کار به سازی نیاز ندارد که دست او را مشغول کند. آنچه لازم است، صدای انسان و ریتم مشترک گروه است. در نتیجه، بدن صیادان و حرکت دسته‌جمعی آنان، عملاً بخشی از ریتم موسیقی را ایجاد می‌کند. --- 🌍 اَمبا و لِوا؛ یکی نیستند در منابع مربوط به موسیقی مکران، علاوه بر اَمبا، نام لِوا (Lewa) نیز در ارتباط با موسیقی ماهیگیران دیده می‌شود. اما نباید این دو را بدون توضیح، کاملاً یکسان دانست. اَمبا در منابع موسیقی‌شناختی به‌طور مشخص به‌عنوان آواز کارِ صیادان و اجرای پرسش‌وپاسخ میان سرخوان و گروه توصیف شده است. در مقابل، لِوا در سنت‌های ساحلی مکران پیوندهای گسترده‌تری با فرهنگ دریایی و، در برخی پژوهش‌ها، با سنت‌های موسیقایی آفریقاییِ جوامع آفریقایی‌تبار منطقه دارد. این ارتباط تاریخی چندان عجیب نیست؛ سواحل مکران قرن‌ها با عمان، شرق آفریقا، هند و دیگر کرانه‌های اقیانوس هند ارتباط دریایی داشته‌اند و موسیقی این منطقه نیز از همین رفت‌وآمدهای تاریخی تأثیر پذیرفته است. --- 🧭 اَمبا؛ موسیقیِ یک شیوه زندگی اَمبا را نباید فقط یک «آهنگ قدیمی» دانست. این آواز، بخشی از نظام زندگی جامعه‌ای است که در آن انسان برای ادامه‌ی زندگی با دریا همکاری می‌کرد؛ شناور، ساحل، تور، ماهی، باد، موج و انسان همه در یک چرخه قرار داشتند. صیاد آواز می‌خواند، گروه پاسخ می‌داد و بدن‌ها با یک ریتم مشترک حرکت می‌کردند.

امبا #امبا #صیادان #موسیقی #بلوچ
امبا #امبا #صیادان #موسیقی #بلوچ

#فرش_بلوچی #دستباف #بلوچ #بلوچستان @meeras_balouch
#فرش_بلوچی #دستباف #بلوچ #بلوچستان @meeras_balouch

از جمله نام‌هایی که در ادبیات طرح فرش بلوچ برای برخی نقش‌ها آمده است می‌توان به: گل شفتالو، گل بادامی، گل اشرفی، گل ستاره، برگ تاکی، میناخانی و بته‌ای اشاره کرد. البته نام‌گذاری نقوش در مناطق و میان بافندگان مختلف یکسان نیست و نمی‌توان برای همه نمونه‌ها یک معنای قطعی و ثابت تعیین کرد. پژوهشگران نیز درباره معنای دقیق بسیاری از نقش‌های بلوچ هشدار داده‌اند و معتقدند نسبت دادن یک معنی قطعی به هر نقش، بدون پژوهش میدانی کافی، قابل اعتماد نیست. 🧵 حاشیه؛ قاب دوم فرش در فرش بلوچی، حاشیه فقط برای جدا کردن متن از لبه نیست. حاشیه معمولاً خودش مجموعه‌ای از نقش‌های تکرارشونده دارد؛ ▸ زیگزاگ‌ها ▸ لوزی‌های کوچک ▸ ستاره‌ها ▸ گل‌های هندسی ▸ نقش‌های شکسته و پیوسته و گاهی چند حاشیه باریک، در کنار یکدیگر، قاب اصلی را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل وقتی به یک فرش بلوچی نگاه می‌کنیم، بهتر است فقط به نقش مرکزی توجه نکنیم؛ حاشیه هم بخشی از زبان تصویری فرش است. 🧶 فرش یا روایت؟ بافنده بلوچ بسیاری از نقش‌ها را از روی نقشه چاپی نمی‌بافت. بخش مهمی از این سنت، بر پایه حافظه، تجربه و تکرار نقش‌های آشنا شکل گرفته است. به همین دلیل دو بافته با یک عنوان مشابه می‌توانند کاملاً یکسان نباشند. هر بافنده می‌تواند در اندازه، رنگ، تعداد تکرار نقش‌ها، حاشیه و جزئیات تغییراتی ایجاد کند. در نتیجه، یک فرش دستباف را می‌توان نوعی اثر شخصی و زنده دانست؛ اثری که بافنده در آن ردّ دست و نگاه خودش را باقی گذاشته است. 🐐 از زندگی کوچ‌نشینی تا هنر ماندگار فرهنگ بلوچ برای قرن‌ها با دامداری، کوچ، طبیعت و زندگی سخت اقلیم‌های خشک و کوهستانی پیوند داشته است. پشم و موی دام، ماده اولیه بسیاری از دست‌بافته‌ها را فراهم می‌کرد و خود بافت نیز بخشی از اقتصاد و زندگی خانوادگی بود. در بلوچستان، علاوه بر بافته‌های پرزدار، سنت‌های مهمی در گلیم‌بافی و تولید دست‌بافته‌های تخت، خورجین، جوال و کیسه‌های نگهداری وجود داشته است. در برخی مناطق بلوچستان حتی برای تولید زیرانداز، قطعات باریک بافته‌شده را به یکدیگر متصل می‌کردند. این موضوع نشان می‌دهد که فرهنگ بافندگی بلوچ را نباید فقط با «قالی پرزدار» تعریف کرد. 🔸 یک نکته مهم درباره «فرش بلوچی» آنچه امروز در بازار جهانی با نام Baluchi / Baluch Rug شناخته می‌شود، مجموعه‌ای گسترده از بافته‌های بلوچ و همچنین بافته‌های برخی گروه‌های دیگر در مناطق همجوار است. حتی منابع تخصصی اشاره می‌کنند که گروه‌هایی مانند تیموری، کرد، عرب، براهوئی و دیگر گروه‌های ساکن خراسان نیز بافته‌هایی تولید کرده‌اند که از نظر ظاهر به فرش‌های بلوچی شباهت دارند. بنابراین نسبت دادن یک فرش صرفاً بر اساس ظاهر آن به «بلوچستان» همیشه علمی نیست. برای تشخیص دقیق‌تر باید منطقه بافت، شیوه بافت، مواد، ساختار گره، رنگ، نقش و پیشینه بافنده را نیز بررسی کرد. 🖤 فرش بلوچی؛ چیزی بیشتر از یک نقش فرش بلوچی را اگر فقط به عنوان «فرش سنتی» ببینیم، بخش بزرگی از داستانش را از دست داده‌ایم. پشت هر تار و پود آن، دام و پشم، دستِ بافنده، خانه، کوچ، طبیعت، باور، حافظه و زمان قرار گرفته است. نقش‌ها شاید کوچک باشند؛ اما جهانی که در خود نگه داشته‌اند، بزرگ است. و شاید زیباترین ویژگی یک دست‌بافته بلوچ همین باشد: هیچ دو دستی که آن را بافته‌اند، دقیقاً یکسان فکر نکرده‌اند. فرش، در نهایت، تصویرِ زندگی است؛ زندگی‌ای که به جای کاغذ، روی تار و پود نوشته شده است. #فرش_بلوچی #دستباف #بلوچ #بلوچستان https://t.me/meeras_balouch