The$hithole
前往频道在 Telegram
It's a $hithole, what did you expect?
显示更多未指定国家未指定类别
952
订阅者
无数据24 小时
-117 天
-2730 天
帖子存档
1 095
یه روز، تو یکی از این زندگیها، بالاخره درستش میکنم
با تمام اشتباهایی که کردم؛ و یکی از شماها هم الان جزوشه
تا وقتی که پیش پدر و پسر باشم، تا اون موقع میجنگم
بارون رو سرم ببارون، تقصیرها رو بنداز گردن من
عذاب وجدان دارم، زخم دارم، شرم هم با منه
شش تا خشاب رو به روم نشونه رفته
از هر مجلهای که میشد رد شدم؛ دیگه شهرت برام چه ارزشی داره؟
(و دارم دستوپا میزنم و زمین میخورم)
این برای من یه بازیه؛ اتاق خواب کجاست؟
خواب؟ من اصلاً باهاش سر و کار نداشتم
وقتی دل و حرفهات به هم نمیرسن، انصاف کجاست؟
وقتی پول نمیتونه چیزی رو برگردونه، انصاف کجاست؟
وقتی یکی واقعاً رویاهات رو پس میگیره، همچین چیزی خیلی نادره
(و دارم دستوپا میزنم و زمین میخورم)
من زیادی اهمیت میدم، زیادی میخوام با بقیه شریک بشم
زیادی تو سرم فکر میچرخه؛ منم گاهی کلاً خاموش میشم
خیلی وقتها اصلاً اونجا نیستم؛ من یه روح پیچیدهام
منو لایهلایه ساختن، بعد خردم کردن
اخلاقیاتم خاک شده، اعتمادم هم دیگه کمه
(و دارم دستوپا میزنم و زمین میخورم)
این بار، به خودم اعتماد میکنم
همیشه سعی کردم همه رو راضی کنم، جز خودم
وقتی همهچی شکست خورد، حداقل خودِ خودم بودم
از ترسم جلو زدم، حتی از خود قبلیم هم جلو زدم
امسال، باید خودت رو بالاتر از همه بذاری
(و دارم دستوپا میزنم و زمین میخورم)
روی بچهها ماسکه، روی دشمن هم ماسکه
تو مغازههای محلهای که بهشون شلیک کردی هم ماسک میزنن
ولی ماسک نمیتونه چیزی که واقعاً توی وجودته رو پنهون کنه
دور و برت رو نگاه کن؛ واقعیتها تو دل این دروغها حک شدن
غرورم رو کنار میذارم، از تکبرم دوری میکنم
(و دارم دستوپا میزنم و زمین میخورم)
تو آینه به خودم نگاه میکنم
آمیتیویل؟ من چیز ترسناکتری از این ندیدم
مثل یه پیتبول جنگیدم؛ اونقدر خون و سختی دادم که میشد یه آکواریوم رو پر کرد
به فرشتههام میگم: «ببرینشون»
(و دارم دستوپا میزنم و زمین میخورم)
همهی احساساتم سرکوب شده بودن
حتی نقاط قوتم هم نتونستن دوام بیارن
اگه یاد نمیگرفتم خودم رو دوست داشته باشم،
اگه یاد نمیگرفتم صد بار خودم رو ببخشم،
نمیتونستم از این همه چیز رد بشم، داداش
من عاشق اینم که منو از حساب خارج بدونن.
