ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

جبهه رزمندگان ایران آزاد

جبهه رزمندگان ایران آزاد

前往频道在 Telegram

حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.

显示更多
未指定国家未指定类别
305
订阅者
+124 小时
+27 天
+1930 天
帖子存档
گوشی نوکیا ساده که همیشه نماد ارزون ترین گوشی تو ایران بود به ۸ میلیون تومن رسید.😕
گوشی نوکیا ساده که همیشه نماد ارزون ترین گوشی تو ایران بود به ۸ میلیون تومن رسید.😕

🔴خبری به غایت مهم: تشکیل انئلاف نظامی بین امریکا، اسرائیل و 8 کشور عربی گسترش پیمان ابراهیم!                                                                                           🟢سنتکام با تایید برگزاری یک نشست امنیتی محرمانه در آلمان، اعلام کرد فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و هشت  کشور عربی ( فرماندهان ستاد مشترک سعودی، امارات، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر) در بحبوحه جنگ با جمهوری اسلامی و افزایش تنشهای منطقه‌ای، نشست مشترکی برگزار کرده‌اند. این یعنی: - امریکا به دنبال تشکیل یک ائتلاف نظامی است - پیمان ابراهیم به صورت دوفاکتو عملا به کشورهای کویت و قطر و سعودی افزایش یافته است. 🛑هدف از این اجلاس مهم، پایان دادن به جنگ با ایران با توسل به یک حمله گسترده نظامی همه جانبه است ✍حسین علیزاده ، دیپلمات پیشین @isargaran_pahlavi

#📣چندخبرفوری ومهم‼️ 🔴عمان نیز به محاصره هوایی علیه ایران پیوست،! طبق گزارش ها به دلیل تحریم های جدید آمریکا علیه شرکت های هواپیمایی ایران، پرواز ها از ایران به عمان نیز از فردا متوقف می‌شوند. 🔴 سوئد یک کارمند سفارت ایران را اخراج و سفیر را احضار کرد! ـ سوئد روز چهارشنبه در راستای اعلام حمایت خود از اسرائیل، یکی از کارمندان سفارت ایران در استکهلم را اخراج کرده و سفیر ایران را نیز به وزارت خارجه احضار کرد 🔴 شوک و بهت در خاورمیانه، لحظاتی پیش فاکس نیوز از حمله موشکی و پهپادی ایران به یک کشتی آمریکایی در تنگه هرمز خبر داد، نیروهای نظامی آمریکایی در کشتی حضور داشتند، چندین نفر زخمی شدند و کشتی آسیب دیده است. @TahlilZamane @isargaran_pahlavi

آیا جنبش زن زندگی آزادی پیروز شده است ؟ 📝 مهدی سلیمی پیش از پاسخ به این پرسش میخواهم به شب بیست و یکم شهریور ماه سال چهارصد و یک یعنی تنها چند ساعت قبل از دستگیری جاویدنام مهسا امینی برگردم.‌ آن شب بانویی با یک اکانت ناشناس در مباحثه ما در یک گروه تلگرامی شرکت کرد و گفت نه درآمد مکفی دارد نه سرمایه ای برای ایجاد اشتغال، نه یک حامی و نه سقفی بالای سرش، الغرض نقل کرد که در یکی از موسسات کاریابی پایتخت ثبت نام کرده و پس از مدتی از او به گفته اند یک پیرزن سالمند نیاز به مراقبت دارد و او هم خوشحال شده که هم حقوق دریافت میکند هم مکان زندگی برایش فراهم شده است اما گفت پس از آنکه کار را پذیرفتم پسر آن پیرزن که خانه مجردی داشت و حتی پسر دیگرش که متاهل بود رفت و آمدشان به آن خانه زیاد شده و هر دو به او پیشنهاد رابطه جنسی داده اند و میگفت زمانی که اعتراضم کردم پسر مجرد گفته تو میتوانی از اینجا بروی اما بعد مجبوری برای همین پول و سقف هر شب با یک مرد بخوابی. آیا به نظر شما داشتن و نداشتن روسری اولویت چندم این خانم و امثال او میتواند باشد؟ عده ای امروز با توجه به پوشش آزاد بانوان در برخی نقاط میخواهند القا کنند که جنبش مهسا پیروز شده است اما سه نکته را نباید فراموش کرد نخست - پوشش اجباری فقط یک ظلم عیان در حق بانوان ما بوده و بسیاری از  حقوق دیگر آنان مانده است که زیر سایه قوانین بدوی جمهوری اسلامی امکان تحقق ندارند مانند حق طلاق، حضانت، خروج از کشور و حتی فعالیت در برخی رشته های ورزشی. دوم- همین حق آزادی پوشش هم قانونی نشده است و رژیم می‌تواند همچنان با این برگ بازی کند و مواقع مختلف شل کن و سفت کن در بیاورد و هنوز هم بانوان برای انجام بسیاری کارها مجبور به رعایت پوشش اجباری هستند مثلا فعالیت در مشاغل دولتی و‌ برخی مشاغل غیر دولتی بدون رعایت پوشش اجباری ممکن نیست‌.یا شرکت در مسابقات ورزشی هم بهمچنین سوم - برمیگردم به روایت همان بانوی هموطن که در ابتدای این نوشتار نقل کردم و عرض میکنم آزادی و کرامت هیچ انسانی بدون استقلال مالی و داشتن یک درآمد مکفی برای اداره زندگی ممکن نیست. بسیاری بانوان کشور هنوز خانه دار هستند، فرصت های شغلی برای آنان یا کم است یا مشاغلی است که زن مجبور است بارها در طول روز کرامت خودش را در معرض خطر ببیند و دم نزند که بتواند امرار معاش کند ( بسیاری بانوان در طول روز از مثلا صاحب کار خود دهها آزار جنسی دستکم کلامی می ببینند) شرایط بد اجتماعی و اقتصادی کشور سبب شده که تعداد زیادی از دختران حتی نتوانند به همان زن خانه دار بودن هم فکر کنند زیرا توان ازدواج پایین آمده است و بسیاری از بانوان میل به مادر شدن را هم حسرت دست نیافته خود میدانند. جنبش زیبای زن زندگی آزادی صرفا برای پوشش نبود بلکه برای احقاق کرامت انسانی و همانند انقلاب ملی شیر و خورشید براندازانه بود و تا روزی که این رژیم براندازی نشود نه زن نه مرد و اصولا هیچ انسانی در این جامعه از کرامت انسانی برخوردار نخواهد بود. @isargaran_pahlavi

✅* پروازهای ماهان به استانبول، آنکارا و مسقط متوقف شد!* 🛑هواپیمایی ماهان پروازهای بین‌المللی خود در مسیرهای ترکیه و عمان را تا اطلاع ثانوی تعلیق کرد.!! @isargaran_pahlavi

۶ سال از زمانی که آمریکا، اسرائیل، امارات متحده عربی و بحرین توافق‌نامه‌ ابراهیم را امضا کردند، می‌گذرد. +مطمئنا کشورهای بیشتری نیز به‌زودی به این توافق خواهند پیوست، به خصوص بعد از ضعف در پیمان مکه @Evin_khabar | اخبار اوین

Repost from امیر موحد
دکترهای آفتابه‌ای! ✍کاوه حمیدی، افسرپیشین سپاه وجانباز جنگ ایران وعراق وقتی از خانه‌ای به خانهٔ جدید اثاث‌کشی می‌کنید، اگر در مسیر حمل اثاثیه، آفتابه را روی میز ناهارخوریِ پشت کامیون گذاشته باشید، کسی بر شما خرده نمی‌گیرد؛ همه می‌دانند که در بحبوحهٔ اثاث‌کشی، ممکن است هر چیزی موقتاً در جای نامناسبی قرار بگیرد. اما اگر به منزل جدید رسیدید و آفتابه همچنان روی میزِ پذیرایی ماند، مهمانان اعتراض می‌کنند، به تمسخر می‌گیرند و پشت سرتان حرف می‌زنند. حالا اگر به‌جای بازگرداندن آفتابه به جای واقعیِ خودش، اصرار کنید که همچنان روی میز ناهارخوریِ پذیرایی بماند، شاخه‌گلی در لولهٔ آن بگذارید و با ژستی روشنفکرانه به همه بگویید: «این آفتابه نیست؛ یک گلدانِ پسامدرن است!» آن‌وقت، ظاهراً مسئله دیگر خودِ آفتابه نیست؛ مسئله، اصرار بر آفتابه‌گلدان بودنِ آن است! ما نیز در سال ۱۳۵۷ از نظام ایرانساز شاهنشاهی به نظام جمهوری اسلامی اثاث‌کشی کردیم و در همان روزهای انقلاب، به ضرورتِ اثاث‌کشی، آفتابه‌هایی را با مدارک دیپلم و سیکل و پنجم دبستان، وزیر و فرمانده و مدیرکل و نماینده و دادستان و استاندار و شهردار و غیره کردیم. اما پس از استقرار در منزل جدید، به‌جای آنکه هرکس را به جایگاه واقعی و متناسب با توانایی و دانشش بازگردانیم، راه دیگری در پیش گرفتیم: به آن‌ها مدارک جعلی دادیم و همه «دکتر آفتابه» شدند! با ایجاد مراکز آموزش مدیریت دولتی و دانشگاه‌ها و پردیس‌های خودگردان و تربیت مدرس و امام صادق و پیام نور، بدون کنکور واردشان کردیم؛ با رانت و جعل، مدارک عالی به آنان بخشیدیم و آفتابه‌ها را «دکتر» کردیم تا بتوانند همچنان بر میز ناهارخوریِ مدیریت کشور باقی بمانند! و چه حاصل؟ حاصل، همین خانه‌ای‌ست که امروز در آن زندگی می‌کنیم؛ خانه‌ای با دیوارهای ترک‌خورده، سفره‌ای خالی‌تر، مردمانی پریشان‌تر و مدیریتی که سال‌هاست به‌جای اصلاح خرابی‌ها، مشغول گذاشتن گل در لولهٔ آفتابه است! اما آفتابه، هرقدر هم دکتر شود و هرقدر هم بر سرش عنوان و مدرک و منصب بگذارند، باز آفتابه است؛ با گل هم گلدان نمی‌شود! و اکنون خرابیِ این مُلک و پریشانیِ ساکنان آن بدان حد رسیده که دیگر با تغییر نام آفتابه، چسباندن مدرک دکترا به آن و گذاشتن شاخه‌گل در لوله‌اش، چیزی اصلاح نخواهد شد. این خانه چنان به ویرانی کشیده شده که ظاهراً وقت آن رسیده است دوباره از آن اثاث کشی کنیم! #پایان_جمهوری_اسلامی #ماملت_کبیریم_ایران #را_پس_میگیریم 👉@AM_Movahed

دکترهای آفتابه‌ای! ✍کاوه حمیدی، افسرپیشین سپاه وجانباز جنگ ایران وعراق وقتی از خانه‌ای به خانهٔ جدید اثاث‌کشی می‌کنید، اگر در مسیر حمل اثاثیه، آفتابه را روی میز ناهارخوریِ پشت کامیون گذاشته باشید، کسی بر شما خرده نمی‌گیرد؛ همه می‌دانند که در بحبوحهٔ اثاث‌کشی، ممکن است هر چیزی موقتاً در جای نامناسبی قرار بگیرد. اما اگر به منزل جدید رسیدید و آفتابه همچنان روی میزِ پذیرایی ماند، مهمانان اعتراض می‌کنند، به تمسخر می‌گیرند و پشت سرتان حرف می‌زنند. حالا اگر به‌جای بازگرداندن آفتابه به جای واقعیِ خودش، اصرار کنید که همچنان روی میز ناهارخوریِ پذیرایی بماند، شاخه‌گلی در لولهٔ آن بگذارید و با ژستی روشنفکرانه به همه بگویید: «این آفتابه نیست؛ یک گلدانِ پسامدرن است!» آن‌وقت، ظاهراً مسئله دیگر خودِ آفتابه نیست؛ مسئله، اصرار بر آفتابه‌گلدان بودنِ آن است! ما نیز در سال ۱۳۵۷ از نظام ایرانساز شاهنشاهی به نظام جمهوری اسلامی اثاث‌کشی کردیم و در همان روزهای انقلاب، به ضرورتِ اثاث‌کشی، آفتابه‌هایی را با مدارک دیپلم و سیکل و پنجم دبستان، وزیر و فرمانده و مدیرکل و نماینده و دادستان و استاندار و شهردار و غیره کردیم. اما پس از استقرار در منزل جدید، به‌جای آنکه هرکس را به جایگاه واقعی و متناسب با توانایی و دانشش بازگردانیم، راه دیگری در پیش گرفتیم: به آن‌ها مدارک جعلی دادیم و همه «دکتر آفتابه» شدند! با ایجاد مراکز آموزش مدیریت دولتی و دانشگاه‌ها و پردیس‌های خودگردان و تربیت مدرس و امام صادق و پیام نور، بدون کنکور واردشان کردیم؛ با رانت و جعل، مدارک عالی به آنان بخشیدیم و آفتابه‌ها را «دکتر» کردیم تا بتوانند همچنان بر میز ناهارخوریِ مدیریت کشور باقی بمانند! و چه حاصل؟ حاصل، همین خانه‌ای‌ست که امروز در آن زندگی می‌کنیم؛ خانه‌ای با دیوارهای ترک‌خورده، سفره‌ای خالی‌تر، مردمانی پریشان‌تر و مدیریتی که سال‌هاست به‌جای اصلاح خرابی‌ها، مشغول گذاشتن گل در لولهٔ آفتابه است! اما آفتابه، هرقدر هم دکتر شود و هرقدر هم بر سرش عنوان و مدرک و منصب بگذارند، باز آفتابه است؛ با گل هم گلدان نمی‌شود! و اکنون خرابیِ این مُلک و پریشانیِ ساکنان آن بدان حد رسیده که دیگر با تغییر نام آفتابه، چسباندن مدرک دکترا به آن و گذاشتن شاخه‌گل در لوله‌اش، چیزی اصلاح نخواهد شد. این خانه چنان به ویرانی کشیده شده که ظاهراً وقت آن رسیده است دوباره از آن اثاث کشی کنیم! #پایان_جمهوری_اسلامی #ماملت_کبیریم_ایران را_پس_میگیرسم

شکست مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی؛ نسلی که دیگر مهندسی‌پذیر نیست یکی از مهم‌ترین پروژه‌های جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه گذشته، مهندسی فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران بوده است؛ پروژه‌ای که هدف آن ایجاد جامعه‌ای مطابق با ایدئولوژی رسمی حکومت بود. مدارس و دانشگاه‌ها، رسانه‌های حکومتی، سازمان‌های مذهبی، تبلیغات رسمی، قوانین مربوط به خانواده و حجاب و حتی نظام هنری و فرهنگی کشور، همگی به‌نوعی در خدمت این هدف قرار گرفتند. اما امروز می‌توان گفت این پروژه، به‌خصوص در میان نسل جوان، با شکست جدی روبه‌رو شده است. حکومت توانسته است بسیاری از رفتارهای مردم را با قانون، اجبار و ابزارهای امنیتی کنترل کند، اما نتوانسته باورها، ارزش‌ها و هویت نسل جدید را مطابق خواست خود شکل دهد. یکی از روشن‌ترین نشانه‌های این تحول، کاهش نفوذ دین رسمی در جامعه است. نظرسنجی‌های مستقل، از جمله مطالعات مؤسسه GAMAAN، نشان می‌دهند که بخش بزرگی از ایرانیان دیگر دین را مبنای مناسبی برای قانون‌گذاری و حکومت نمی‌دانند. در میان نسل جوان نیز فاصله با نهادهای رسمی مذهبی و روحانیت بسیار آشکارتر شده است. این به معنای بی‌دینی کامل جامعه نیست؛ بلکه بیشتر نشان‌دهنده افزایش فردگرایی، انتخاب شخصی و جدایی میان ایمان شخصی و حکومت دینی است. مسئله حجاب نمونه‌ای بسیار مهم از این شکست است. جمهوری اسلامی تلاش کرد حجاب اجباری را به یکی از نمادهای اصلی هویت اسلامی حکومت تبدیل کند. اما مقاومت گسترده زنان، به‌ویژه زنان و دختران جوان، نشان داد که حتی در موضوعی که حکومت برای دهه‌ها با تمام ابزارهای قانونی و امنیتی بر آن اصرار داشته، قادر به کنترل نگرش و سبک زندگی جامعه نیست. اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» این شکاف نسلی را به شکلی بی‌سابقه آشکار کرد. برای بخش بزرگی از جوانان، مسئله فقط مخالفت با یک قانون خاص نبود؛ بلکه اعتراض به مجموعه‌ای از محدودیت‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بود. شعارها نشان دادند که بخش مهمی از نسل جدید، تعریفی متفاوت از آزادی، کرامت انسانی، رابطه زن و مرد، حکومت، دین و آینده ایران دارد. عامل مهم دیگر، انقلاب ارتباطات است. جمهوری اسلامی می‌تواند شبکه‌های اجتماعی را فیلتر کند، اما نمی‌تواند ذهن جوان ایرانی را از جهان خارج جدا کند. اینترنت، ماهواره، مهاجرت، ارتباط با ایرانیان خارج از کشور، موسیقی، سینما و فرهنگ جهانی، منابع جدیدی برای شکل‌گیری هویت نسل جوان ایجاد کرده‌اند. در نتیجه، رسانه رسمی حکومت دیگر انحصار تولید و انتقال معنا را در اختیار ندارد. این وضعیت یک تناقض اساسی ایجاد کرده است: حکومت میلیاردها تومان برای تبلیغات و نهادهای فرهنگی هزینه می‌کند، اما بسیاری از جوانان نه‌تنها پیام آن را نمی‌پذیرند، بلکه گاهی دقیقاً در جهت مخالف آن حرکت می‌کنند. هرچه فاصله میان روایت رسمی و تجربه واقعی زندگی بیشتر شده، اعتبار روایت رسمی نیز کاهش یافته است. البته نباید این تحول را صرفاً به معنای «ضدیت با دین» تفسیر کرد. جامعه ایران متنوع است و هنوز میلیون‌ها نفر باورهای مذهبی دارند. آنچه تغییر کرده، بیشتر رابطه مردم با قدرت، دین و انتخاب شخصی است. نسل جدید بیش از نسل‌های گذشته می‌خواهد خودش انتخاب کند که چگونه لباس بپوشد، چه موسیقی گوش کند، چگونه زندگی کند، چه باوری داشته باشد و چه نوع حکومتی بر او حاکم باشد. از این منظر، شاید مهم‌ترین شکست جمهوری اسلامی این نباشد که نتوانسته مردم را کاملاً از یک رفتار خاص بازدارد؛ بلکه این است که نتوانسته ذهن و هویت نسل جدید را تحت کنترل خود درآورد. مهندسی فرهنگی زمانی موفق است که حکومت بتواند ارزش‌های مطلوب خود را به ارزش‌های پذیرفته‌شده جامعه تبدیل کند. اگر مردم تنها به دلیل اجبار ظاهری رفتار کنند، اما در خلوت و در ذهن خود ارزش‌های دیگری داشته باشند، آنچه شکل گرفته «اطاعت» است، نه «مهندسی فرهنگی». ایران امروز شاهد یک تحول نسلی عمیق است. نسلی که تجربه مستقیم انقلاب ۱۳۵۷ را ندارد، کمتر به روایت‌های رسمی گذشته وابسته است و جهان را از دریچه‌ای متفاوت می‌بیند. این تحول فرهنگی می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده آینده ایران باشد؛ زیرا حکومت‌ها می‌توانند قوانین را تغییر دهند، اما هنگامی که ارزش‌های یک نسل تغییر کرد، بازگرداندن آن نسل به گذشته بسیار دشوار خواهد بود. https://t.me/drrezasaidi

«فراوان ز ایرانیان کشته شد ز خون یلان کشور آغشته شد» جاویدنام سید داوود امامی چه کسی فکرش را می‌کرد شبی از خواب بیدار شویم و
«فراوان ز ایرانیان کشته شد ز خون یلان کشور آغشته شد» جاویدنام سید داوود امامی چه کسی فکرش را می‌کرد شبی از خواب بیدار شویم و ببینیم هزاران نفر از ما، تنها در دو شب، کم شده‌اند؛ مثل باد که در یک شب، لباس زمستان را بر تن پاییز می‌کند. چه کسی فکرش را می‌کرد هزاران نفر از ما را قتل‌عام کنند و ما، دادخواهان، ناچار باشیم با عده‌ای بجنگیم که می‌گویند هیچ‌کس کشته نشده است؛ می‌گویند آن تصویر، آن نام، هرگز وجود نداشته است. و این تنها یک سوی ماجراست. سوی دیگرش، ما بازماندگانیم که بر عهد خود با یارانِ ندیده‌مان ایستاده‌ایم. نام و یاد و شکوهشان را هر روز فریاد خواهیم زد. سید داوود امامی، سی‌ونه‌ساله، اهل میبد، در ۱۸  دی‌ماه، بر اثر اصابت گلوله‌ی دشمنان ایران کشته شد. او دو فرزند داشت و حکومت، به دلیل اعتقادات مذهبی‌اش، بسیار تلاش کرد که نامش را به نفع خود مصادره کند؛ اما خانواده‌اش مقاومت کردند. نمی‌شود فهمید سیاستمداران چه در سر دارند،  اما یک چیز روشن است:  حکومتی که با مردمش چنین می‌کند، ماندنی نیست. ✍#محمد_مرکبیان #سقوط_فرقه_تبهکار @isargaran_pahlavi

Repost from Morakabian
هر بار که به حرف‌هایش گوش می‌دهم، حسرت می‌خورم که چه انسانی را از ما و از ایران گرفتند. حیف از جان جوانش، حیف از آن همه زیبایی که به دست پلیدی کشته شد. @morakabian

چهار سال از روزی می‌گذرد که جلادان ضحاک، جان دختر ایران، مهسا امینی، را گرفتند. جمهوری اسلامی گمان می‌کرد می‌تواند خون مهسا ر
چهار سال از روزی می‌گذرد که جلادان ضحاک، جان دختر ایران، مهسا امینی، را گرفتند. جمهوری اسلامی گمان می‌کرد می‌تواند خون مهسا را نیز مانند خون بسیاری دیگر پایمال کند، اما یک ایران برای او به پا خاست. ضحاک، برای آنکه نشان دهد مهسا را به قتل نرسانده است، قلب جوانان دیگری را نیز نشانه گرفت، از نیکا و سارینا تا کیان و خدانور، از حمیدرضا و مجیدرضا تا صدها فرزند دیگر ایران. چهار سال بعد، ملت ایران در مرحله‌ای دیگر از همان مبارزه ایستاده است. مسیری که از خیزش‌های پیشین گذشت، امروز به انقلاب شکوهمند شیر و خورشید رسیده است؛ جایی که مبارزات ملت ایران، با همه تجربه‌ها و هزینه‌هایی که پشت سر گذاشته، در یک هدف ملی به هم پیوند خورده است: بازپس‌گیری ایران از رژیم تبهکاری که نزدیک به نیم قرن است میهن‌مان را به گروگان گرفته است. این همبستگی ملی یک‌شبه به دست نیامده است. پشت آن، راهی طولانی، دشوار و پرهزینه قرار دارد، راهی که ملت ایران از گردهمایی پرشکوه روز کوروش در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد و در دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به آن تجربه و بلوغ بیشتری بخشید، خیزش‌هایی که هر یک بخشی از ستون‌های انقلاب ملی ایران را شکل داده‌اند. هر جان فداشده، مسئولیتی بر دوش ما گذاشت؛ و هر فراز و فرود، ملت ایران را برای گام بعدی آماده‌تر کرد. تا امروز که ایرانیان، یک‌صدا و زیر پرچم ملی خود، برای بازپس‌گیری ایران ایستاده‌اند. یاد مهسا امینی و همه زنان و مردان شجاعی که جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند، برای همیشه در حافظه ملت ایران جاودانه خواهد ماند. ما راه آنان را تا آزادی و بازپس‌گیری ایران ادامه خواهیم داد. پاینده ایران رضا پهلوی

🛑خبر مهم! 🔻 *ائتلاف پنهان علیه ایران؛ آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی در آلمان دور هم جمع شدند* ! 🔹بر اساس گزارش جروزالم پست در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶، سنتکام به رهبری دریادار برد کوپر میزبان نشست محرمانه فرماندهان نظامی هشت کشور در آلمان بود که محور آن جنگ با ایران و تقویت همکاری امنیتی در خاورمیانه بود. 🔹به گزارش اکسیوس، فرماندهانی از آمریکا، اسرائیل، عربستان، بحرین، کویت، قطر، امارات، اردن و مصر در این نشست حضور داشتند. 🔹کوپر به رؤسای ستاد اطمینان داد که آمریکا نیروهایش را از منطقه خارج نخواهد کرد و طرح‌های واشنگتن برای تأمین امنیت تنگه هرمز و افزایش ترافیک دریایی را تشریح کرد. 🔹 *رئیس ستاد ارتش اسرائیل، ایال زامیر، عملیات اسرائیل در جبهه‌های مختلف را برای کشورهای عربی توضیح داد.*! اسرائیل همچنین متعهد شد در دفاع عربستان در برابر حوثی‌ها، اطلاعات نظامی ارائه میکند 🔹 *سفیر اسرائیل در امارات گفت کویت احتمالاً طی ۴ تا ۶ ماه به توافقات ابراهیم می‌پیوندد.* @isargaran_pahlavi

✅قطع سیم کارت شهروندان: نقض ده‌ها حق شهروندی ✍️رضا اسلامی قطع سیم کارت فعالان سیاسی و مدنی و فعالان فضای مجازی و مسدود کردن حساب های کاربری در شبکه های مجازی بخاطر نقد سیاست ها، اظهار نظر در خصوص عملکرد مسئولان و یا هر دلیل دیگری، توسط هر ارگان یا نهادی، عملی خلاف قانون اساسی وموازین حقوق بشر، و حتی قانون مجازات جمهوری اسلامی است، ! چه بدون دستور قضایی و اقدامی خودسرانه باشد و چه به موجب دستور قضایی حتی رای دادگاه باشد؛ چرا که موجب اختلال و آشفتگی در اداره بسیاری از امور روزمره زندگی از جمله عدم دسترسی به خدمات بانکی، کارت سوخت، ثبت احوال، ثبت اسناد، نقل و انتقالات ملکی و خودرو و دسترسی به اینترنت و اختلال در کسب و کار آنلاین می شود و این برخلاف مقتضای تنبیه و مجازات است. این امر حتی زندگی روزمره اعضای خانواده را نیز دچار مشکل می کند که با شخصی بودن مجازات منافات دارد؛ حالتی چون مرگ‌ مدنی (la mort civile) که در فرانسه قدیم وجود داشت. لذا، قطع سیم کارت شهروندان و مسدود کردن دسترسی به شبکه مخابرات و شبکه های مجازی و سایر خدمات اجتماعی، به هر دلیلی از جمله بر هم زدن امنیت روانی و اجتماعی که خود قابل تفسیر و برداشت های خودسرانه است نقض کرامت انسانی، نقض حاکمیت قانون و نقض بسیاری از آزادی های عمومی از قبیل آزادی بیان، آزادی دسترسی به اطلاعات و نیز آزادی کسب و کار است و هر تصمیم یا دستوری ولو قضایی، غیرقانونی و برخلاف قانون مجازات و غیرمنصفانه است. ضروری است مقامات قضایی از صدور چنین دستوراتی خودداری کنند و از اقدامات خودسرانه سایر نهادها هم جلوگیری کنند. کرامت انسانی و حرمت شهروندان ایران را پاس بداریم و از اقدامات خلاف قانون پرهیز کنیم. @isargaran_pahlavi

زندانیان سیاسی وقتی از زندان آزاد میشن حتی اسنپ هم بهشون کار نمیده. «گلاره عباسی» زندانی سیاسی وقتی دوران محکومیتش تموم شده و
زندانیان سیاسی وقتی از زندان آزاد میشن حتی اسنپ هم بهشون کار نمیده. «گلاره عباسی» زندانی سیاسی وقتی دوران محکومیتش تموم شده و آزاد شده؛ دیده حتی حساب اسنپشم مسدود کردن. زندانی شدن یه طرف؛ زندگی بعد از آزاد شدن یه طرف. #به_کدامین_درد_گریه_کنیم؟!😢 @isargaran_pahlavi

این همه شهید نمی‌توانند اشتباه کرده باشند    !!! خطاب به بچه‌شیعه‌ای که هنوز پشت «خون شهدا» سنگر می‌گیرد این جمله را بارها شنیده‌ام؛ در شبکه‌های اجتماعی، در تماس بچه‌های قدیمی گردان و تیپ، و گاهی وقتی زاینده‌رود دوباره آب می‌گیرد و ما چند همرزم قدیمی کنار آب می‌نشینیم. حرف از جنگ شروع می‌شود و آخرش می‌رسد به ایران امروز. یکی می‌گوید: «این همه شهید دادیم؛ یعنی همه اشتباه کردند؟» جواب برای من آسان نیست. بعضی از آن آدم‌ها رفیق من بودند. کنارشان خوابیدم، خندیدم، ترسیدم و جنگیدم. خیلی ها دیگه برنگشتند  واما سال‌ها طول کشید تا جرئت کنم بپرسم: از کِی خون یک انسان، سند حقانیت ابدی یک حکومت شد؟ ما مقابل ارتش صدام از ایران دفاع کردیم. ولی جمهوری اسلامی بعدها ایران را با «نظام» یکی کرد؛ دفاع از وطن شد دفاع از انقلاب، فداکاری رزمنده شد تأیید ولایت فقیه و هر وقت نسل بعد پرسید «چرا؟»، خون رفقای ما را گذاشتند روی میز: «پس خون شهدا چه می‌شود؟» بچه‌شیعه! چه کسی به تو اجازه داده از طرف همه آنها حرف بزنی؟ یکی با عشق ایران رفت، یکی با اعتقاد مذهبی، یکی برای خانواده و رفیقش؛ خیلی از ما همه اینها را با هم داشتیم. من خودم شاهد زنده تغییرم. همان نوجوان مذهبی انقلابم، همان رزمنده جنگ؛ اما در من چیزی اتفاق افتاد که اسمش را هجرت درونی می‌گذارم. سؤال کردم، شک کردم، خواندم و اجازه دادم عقل وارد اتاق‌هایی شود که زمانی ورودش ممنوع بود. برای من یک رنسانس درونی اتفاق افتاد. پس چه کسی می‌تواند قسم بخورد رفیق شهید من اگر امروز زنده بود، هنوز همان نگاه سال ۶۱ را داشت؟ شاید داشت؛ شاید هم امروز کنار من نشسته بود و با دیدن خیابان‌های ایران می‌پرسید: ما برای این جنگیده بودیم؟ به‌خصوص بعد از ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، این سؤال دیگر برای من فلسفی نیست. از کشتار گسترده معترضان در ۸ ۱و ۹ ۱دی ماه ، شلیک نیروهای سرکوب خلیفه شیعه به سر و چشم فرزندان ایران ، شمار بسیار بالای جاویدنامان  ما بیش از پنجاه هزارنفر و مجروحان و بازداشت‌های گسترده و اعدام نوجوانان و دختران میهنم  باید بگوییم .   نسلی روزی اسلحه گرفت تا ارتش دشمن وارد شهرهای ایران نشود؛ دهه‌ها بعد وارثان سیاسی همان «دفاع مقدس»، اسلحه را در خیابان‌های ایران مقابل ایرانی گرفتند. سپاه و بسیجی که هنوز از جنگ هشت‌ساله مشروعیت می‌گیرند،  در کنار دیگر نیروهای امنیتی وحشی نظام از عوامل این سرکوب هستند   و به فرزند رفیق شهیدم هم می‌گویم: پدرت را دوست داشته باش، به فداکاری‌اش افتخار کن؛ من شاید کنارش جنگیده باشم. اما عقیده پدرت ارث نیست. چه می‌دانی اگر امروز زنده بود و این چهل‌وچند سال را می‌دید، چه فکری می‌کرد؟ مرده‌ها فرصت تجدیدنظر پیدا نکردند؛ ما زنده‌ها پیدا کردیم. ما وارث یک حکومت نیستیم؛ وارث یک تمدنیم. ایران هزاران سال پیش از جمهوری اسلامی بوده و بعد از آن هم باید بماند. حکومت‌ها و ایدئولوژی‌ها می‌آیند و می‌روند؛ ایران باید بماند. من به رفقای از دست‌رفته‌ام احترام می‌گذارم و دقیقاً به احترام همان‌ها می‌گویم: خون رفقای من چک سفیدامضای هیچ حکومتی نیست. ما برای دفاع از ایران جنگیدیم؛ نه برای اینکه روزی نام همان رزمندگان، سپر حکومتی شود که ایرانی را در خیابان بکشد، در زندان سرکوب کند و مخالفش را به پای چوبه دار ببرد. بچه‌شیعه! از قبر رفقای ما برای حکومت بر فرزندان ایران سنگر نساز. پاینده ایران  . جاوید شاه امیر موحد رزمنده جنک ایران و عراق #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم @AM_Movahed  @isargaran_pahlavi

ویدئوی سخنرانی کوتاه اما پرمحتوا ، خردمندانه و قاطع رئیس پارلمان اروپا در حمایت از مطالبات مردم شجاع و بپاخواسته ایران و نیز نام بردن از دو خواهر دوقلو بنامهای ترانه و رومینا رحیمی و شکنجه های وحشیانه و قرون وسطایی که در زندان اصفهان توسط امنیتی های بی وطن و خونخوار براین دوخواهر معصوم رفته است! جمهوری ضحاک صفت اسلامی اکنون ترانه را در کمال تعجب  به اعدام و رومینا را به ربع قرن زندان محکوم کرده است !!! رئیس پارلمان اروپا همچنین با صراحت بیان  کرد که به همین دلایل است که ما سپاه پاسداران را یک گروه تروریستی اعلام کردیم و نماینده های رژیم نامشروع ایران را در این پارلمان راه نداده ونخواهیم داد ، ما همچنین در مقابل این جنایات که هرروز جوانان بیگناه ایران را به اعدام محکوم میکنند ، ساکت و خاموش نخواهیم ماند و به ۹۲ میلیون مردم ایران میگوییم که شما در برابر این رژیم جنایت پیشه تنها نخواهید ماند ... ما در کنار شما هستیم و صدای خود را برای آزادی این دو خواهر و تمامی زندانیان سیاسی بلندتر میکنیم ویقین داریم که نور از میان تاریکی رخنه خواهد کرد #پیش_بسوی_براندازی_فرقه_تبهکار #پاینده_ایران_جاوید_شاه @isargaran_pahlavi

آقای نویسنده، شاعر، ناشر، روزنامه‌نویس، روشنفکر، پروفسور! گذشت آن زمان و آن نسلی که مقابل هر مهملی که شمایان می‌گفتید، «استاد، استاد!» می‌کرد و با خودش می‌گفت: حالا اگر استاد در سیاست چرت می‌گوید، یا آرنج آخوند تا انتها در دهان استاد فرو رفته، در عوض شعر خوبی می‌گوید؛ ببینید چه قلمی دارد، یا چه خوب ساز می‌زند! این نسل همان شعارهای «نه این‌وری، نه اون‌وری...» و «سبزی‌پلو با ماهی...» را که خطاب به رژیم گفته، بدترش را مقابل شما به کار خواهد برد. اگر می‌خواهید از این نسل و این زمانه سربلند بیرون بیایید، تلاش نکنید به مردم بگویید «هنر را باید از هنرمند جدا کرد». هزاران نفر از همین مردم در دی‌ماه سلاخی شدند؛ عده‌ای اعدام شدند، عده‌ای زندانی و شکنجه شدند. تقریباً هر خانه و خانواده‌ای یا کشته‌ای دارد، یا زندانی و اعدام‌شده‌ای. در چنین شرایطی نمی‌توانید وسط راه بایستید و شامورتی‌بازی دربیاورید! مردم برای جایزه‌های بین‌المللی‌تان تره هم خرد نمی‌کنند، اگر قرار باشد پشت به این ملت و خانواده‌های داغدارش کنید. گذشت، استاد، آن زمانی که می‌شد از خورجین آخوند خورد و نقش «منتقد دلسوز» را بازی کرد. نسلی در برابر شما ایستاده است که دیگر مرعوب لقب «استاد»، شهرت، جایزه و سابقهٔ فرهنگی نمی‌شود. شما را نه با تعداد کتاب‌ها، شعرها، کنسرت‌ها و افتخاراتتان، بلکه با موضعی که در روزهای خون و سرکوب گرفته‌اید، داوری خواهد کرد. این نسل حافظه دارد؛ و خشمش نیز بی‌دلیل نیست. ✍بهزاد مهرانی @isargaran_pahlavi

‏🟡این طنز نیست، واقعیت امروز یک کشور مستعد و ثروتمند است که به خاک سیاه نشسته! ‏🛑در پی سقوط یک هواپیمای آمریکایی، خلبان در یک کشور ناشناس با چتر فرود می‌آید. ‏حکومت با بسیج عشایر، نیروهای مختلف، وعده و تعیین جایزه، حدود پنجاه ساعت نمی‌تواند خلبان را پیدا کند، تا اینکه آمریکایی‌ها خودشان وارد مرکز کشور می‌شوند، خلبانشان را پیدا می‌کنند و می‌برند! ‏از آن طرف، رئیس‌جمهور همان حکومت، در جریان پرواز هلیکوپترش ناپدید می‌شه، ‏در واقع سه هلیکوپتر در پرواز بوده‌اند که دو فروند، بدون اینکه متوجه شوند چه اتفاقی افتاده، به پایگاه برمی‌گردند و تازه ساعتی بعد مشخص می‌شود هلیکوپتر رئیس‌جمهور سقوط کرده است! ‏🛑 اما نکته جالب‌تر: ‏معاون اورژانس کشور اعلام می‌کند که حوالی ساعت ۲ بعدازظهر همان روز، فردی با اورژانس تماس می‌گیرد و می‌گوید: ‏«من رئیس‌جمهور هستم و هلیکوپترمان سقوط کرده.» ‏اما بهش میگن: ‏بر پدر و مادر آدم مزاحم لعنت و تلفن رو قطع می‌کنند! ‏طرف دوباره تماس میگیره، اما تلفنشو مسدود میکنن!!!!! ‏تصور کنید، یک کشور خارجی می‌تواند خلبان خودش را در مرکز یک کشور دیگر پیدا و نجات بده، اما حکومت آن کشور حتی نمی‌تواند رئیس‌جمهور خودش را در داخل مرزهای خودش پیدا کند و حتی به تماس احتمالی او هم توجه نمی‌کند! ‏چند وقت پیش هم خبر گم‌شدن سه خلبان جنگی مطرح شد و جالب اینکه حکومت از طریق کانال‌های تلگرامی و پست‌های اینستاگرامی متوجه شدند که اصلاً معلوم نیست چه اتفاقی برای آنها افتاده و حتی شایعه اسارتشان توسط یک کشور دیگر مطرح شد!( کشور قطر) که در جواب گفته: ‏«خلبان؟ خَلِ چه بانی؟!» ‏و بعد همین‌ها می‌گویند: «ما قدرت منطقه‌ای هستیم و آمریکا و اسراییل حریف ما نشده اند!» ‏اگر گوشه ای از معیار اقتدار، توانایی پیدا کردن هواپیما، خلبان، رئیس‌جمهور خودت باشد، این روایت بیشتر از «اقتدار»، تصویری از بی‌نظمی، ناکارآمدی، بی‌مسئولیتی و فاصله عجیب میان ادعا و واقعیت ارائه می‌دهد که پس از نیم قرن ‏یک کشور میلیونی با قدرت بزرگ سرمایه ی فسیلی، نیروی انسانی و... را به کشوری فقیر بدل کرده که مردمش بفکر فرار و یا اعضای بدن فروشی هستند! ‏(مطلب برداشتی با کمی تغییر) ‏‌ #پسرعاقل_نوح @isargaran_pahlavi

زن زندگی آزادی، متعلق به مردم بود نه اصلاح طلب و چپی و مجاهد و تجزیه طلب تحلیل رفتاری جامعه و سیر رویدادها پس از شهریور ۱۴۰۱، به‌روشنی مرزبندی میان «سازندگان واقعی جنبش» و «مدعیان سیاسی» را مشخص می‌کند. مقایسه عملکرد و وزن میدانی جریان‌ها، به‌ویژه در دو ایستگاه کلیدی برلین و مونیخ، حقیقت این تکامل ملی را آفتابی می‌سازد. تجمع ۸۰ هزار نفری برلین فراخوانی متعلق به همه‌ی گروه‌ها بود نه فقط چپ و تجزیه طلب و اصلاح طلب. اما پرسش بنیادی و متقاعدکننده همین‌جاست که وزنه‌ی اصلی در آن تجمع چه گروهی بود؟ اگر آن جمعیت ۸۰ هزار نفری در برلین واقعاً به فراخوان و به دعوت گروه‌های چپ و تجزیه طلب و اصلاح طلب آمده بودند، چرا پس از جدا شدن مسیر رضا پهلوی و پایان آن ائتلاف اولیه، این مدعیان دیگر هرگز نتوانستند حتی یک تجمع ۵ هزار نفره را در هیچ کجای جهان رقم بزنند؟ یعنی مردم در آن ائتلاف، به هیچکس جز رضا پهلوی اعتماد نداشتند و با خروج پهلوی وزن آن ائتلاف به زیر صفر رسید. این ناتوانی مطلق در تکرار حتی کسر کوچکی از آن جمعیت، اثبات می‌کند که حضور مردم در برلین هرگز به معنای تایید یا پیروی از گروه‌های چپ، مجاهد، اصلاح‌طلب یا تجزیه‌طلب نبود. جنبش «زن، زندگی، آزادی» از همان نخست متعلق به این جریان‌ها نبود و ادعای قیمومیت آن‌ها بر این حرکت، فرسنگ‌ها با واقعیت بدنه جامعه فاصله داشت. بدنه اصلی و واقعی مردمی که «زن، زندگی، آزادی» را رقم زدند، همان جامعه تحول‌خواهی بودند که هویت، تداوم و افق روشن خود را در بازگشت به ریشه‌های ملی یافتند. تجمع ۲۵۰ هزار نفری مونیخ گواهی بر این حقیقت بود که این بدنه عظیم مردمی، یکپارچه پشت گفتمان شاهزاده رضا پهلوی قرار گرفتند. پهلوی نه تنها این سرمایه اجتماعی را حفظ کرد، بلکه با شفاف‌سازی مسیر و انگیژش بخش‌های متوقف جامعه، موفق شد آن خیزش اولیه را پخته‌تر ساخته و آن را به گستره‌ی یک «انقلاب شیر و خورشید» ارتقا دهد. در نهایت، تحولات نشان داد که جنبش اولیه نه ملک شخصی جریان‌های حاشیه‌ای، بلکه مرحله‌ی نخست از یک رستاخیز ملی بود؛ رستاخیزی که با ریزش مدعیان، مسیر طبیعی خود را پیدا کرد و تحت پرچم نمادهای ملی و رهبری رضا پهلوی، به سوی یک انقلاب تمام‌عیار برای بازپسرگیری ایران گام برداشت. امیر الف @isargaran_pahlavi