ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

جبهه رزمندگان ایران آزاد

جبهه رزمندگان ایران آزاد

前往频道在 Telegram

حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.

显示更多
未指定国家未指定类别
303
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+1830 天
帖子存档
تاملات سرگذشت شیر و خورشید سرخ ایران بیست‌وهفتم ژوئیهٔ ۱۹۲۹، نمایندگان دولت‌ها در ژنو متنی را تصویب کردند که نام ایران را وار
تاملات سرگذشت شیر و خورشید سرخ ایران بیست‌وهفتم ژوئیهٔ ۱۹۲۹، نمایندگان دولت‌ها در ژنو متنی را تصویب کردند که نام ایران را وارد حقوق بین‌المللی بشردوستانه ساخت. مادهٔ ۱۹ کنوانسیون تازه اعلام می‌کرد کشورهایی که پیش‌تر از هلال سرخ یا «شیر و خورشید سرخ بر زمینهٔ سفید» استفاده کرده‌اند، حق دارند آن نشان را به جای صلیب سرخ به کار برند. از آن پس، شیر و خورشید ایران در میدان جنگ همان اعتبار حمایتی صلیب و هلال را داشت. تیراندازی به درمانگاهی که این نشان را برافراشته بود، تعرض به نهادی ایرانی و نقض قانون بین‌المللی به شمار می‌رفت. علامت حفاظتی در جنگ، به پزشک و پرستار، مجروح، آمبولانس و واحد درمانی مصونیت می‌بخشد. قدرت آن از اعتماد طرف‌های درگیر می‌آید؛ به همین سبب استفادهٔ نادرست از آن ممنوع است. ایران توانسته بود نماد تاریخی خویش را به زبان مشترک حقوق بشر‌دوستانه وارد کند، بی‌آنکه برای عضویت در نظمی جهانی هویت خود را کنار بگذارد. ریشه ی شیر و خورشید را بایستی در سمبل های آیین مهرپرستی آریایی ها جست و جو کرد.  در روزگار شاه‌عباس، این نقش به نشان شناخته‌شدهٔ ایران تبدیل شده بود. ایران در دسامبر ۱۸۷۴ به پیمان ژنو پیوسته بود. در ۱۹۰۶ ممتازالسلطنه، نمایندهٔ ایران، موافقت کنگرهٔ بین‌المللی صلیب سرخ را برای استفاده از شیر و خورشید گرفت. سه سال بعد، امیر اعلم و گروهی از پزشکان دارالفنون نخستین هستهٔ جمعیت شیر و خورشید سرخ را پدید آوردند. آنان پرچمی سفید ساختند که شیر و خورشید بر آن به رنگ سرخ نقش بسته بود. در جنگ جهانی اول نیز جمعیتی با همین نام به یاری مجروحان برخاست. امیر اعلم کار را رها نکرد. او در ۱۹۲۲ مقررات جمعیت‌های ملی امدادی را به فارسی برگرداند و برای احمدشاه فرستاد. اساسنامه در ژانویهٔ ۱۹۲۳ به امضای محمدحسن‌میرزا، ولیعهد، رسید. سپس دولت رضاشاه به این نهاد اعتبار، انضباط و پشتیبانی ملی بخشید. ایران، سازمانی می‌ساخت که آن علامت را با بیمارستان، پزشک، امدادگر و خدمت عمومی معنا کند. سرانجام کنفرانس ۱۹۲۹ ژنو شیر و خورشید سرخ را در کنار صلیب و هلال، با جایگاهی برابر، به رسمیت شناخت. جمعیت در دورهٔ پهلوی به یکی از پایه‌های بهداشت و امداد ایران تبدیل شد. پشتیبانی دربار و مدیریت حسن خطیبی دامنهٔ فعالیتش را گسترش داد. هنگام زلزله‌ها، واحدهای امدادی آن به منطقه می‌رفتند. جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران، بیمارستان ساخت، نیروی داوطلب پرورش داد و خدمات درمانی را به شهرهای گوناگون رساند. در ۱۹۷۱ نزدیک به پنج هزار تخت بیمارستانی زیر نظر جمعیت بود؛ این رقم تا ۱۹۷۸ به پانزده هزار تخت رسید. تاج در اینجا نقشی روشن داشت: اعتبار ملی را پشت نهادی گذاشت که می‌بایست فارغ از طبقه و عقیده، جان ایرانیان را نجات دهد. انقلاب ۱۳۵۷ با چنین نهادی نیز مانند میراثی مجرمانه رفتار کرد. دولت موقت در ۱۵ آوریل ۱۹۷۹ بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و مؤسسات آموزش پزشکی جمعیت را به وزارت بهداری منتقل کرد؛ تصمیمی که خدمات پزشکی مستقیم آن را متوقف ساخت. مدیر باسابقهٔ جمعیت زندانی شد. سابقهٔ ریاست شمس پهلوی و پیوند نشان با پادشاهی برای حکومت تازه کافی بود تا سرمایه‌ای ملی را از منظر تسویه‌حساب ایدئولوژیک ببیند. در یادداشت رسمی ۴ سپتامبر ۱۹۸۰، جمهوری اسلامی اعلام کرد از آن پس هلال سرخ را به کار می‌برد. کمتر از سه هفته بعد، ارتش عراق به ایران حمله کرد. کشوری که وارد جنگی طولانی می‌شد، نشانی را کنار گذاشته بود که نیم‌قرن پیش برای حفاظت از امدادگران ایرانی در میدان نبرد به رسمیت شناخته شده بود. بااین‌حال، حتی جمهوری اسلامی نتوانست حق ایران را کاملاً دفن کند. در همان اعلام رسمی، بازگشت به شیر و خورشید سرخ در صورت پذیرش نشان‌های تازه محفوظ ماند. در ۲۰۰۵ دولت‌ها «بلور سرخ» را به عنوان نشان جدید تصویب کردند. اسناد کمیتهٔ بین‌المللی صلیب سرخ هنوز شیر و خورشید را از نشان‌های شناخته‌شدهٔ کنوانسیون‌های ژنو می‌دانند، گرچه اکنون در عمل به کار نمی‌رود. این سرگذشت معنای درست ملی‌گرایی را نیز روشن می‌کند. ملی‌گرایی، توان تبدیل یک نماد ملی به نهاد، بیمارستان، قانون و مسئولیت عمومی است. شیر و خورشید سرخ زمانی زنده بود که پشت آن هزاران تخت بیمارستانی و شبکه‌ای از امدادگران قرار داشت. روزی که ایران آزاد شود، بازگشت این نشان موضوعی فراتر از زیبایی پرچم خواهد بود. آن روز باید تصمیم گرفت که آیا ایران می‌خواهد رشتهٔ حقوقی و تاریخی خود را دوباره به دست گیرد. ژنو هنوز شیر ایران را می‌شناسد. این ما هستیم که باید آن را دوباره بشناسیم. @drmasoudzamani2

تلنگر خراسانی ۷ اکتبر؛ قماری که آتش آن دامن طراحانش را هم گرفت ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حمله حماس و گروه‌های هم‌پیمانش به اسرائیل حدود ۱۲۰۰ کشته و ۲۵۱ گروگان برجا گذاشت. حمله به خانه‌ها و کشتن و ربودن غیرنظامیان، با هیچ شعار سیاسی به افتخار تبدیل نمی‌شود. حماس ضربه زد، اما ضربه‌های بعدی ستون‌های رهبری خودش را شکست. در ماه‌های بعد، اسماعیل هنیه، یحیی سنوار، محمد ضیف و شماری دیگر از رهبران و فرماندهان حماس در عملیات اسرائیل کشته شدند. سازمانی که برای دیگران نقشه جنگ می‌کشید، یکی پس از دیگری چهره‌های اصلی فرماندهی خود را از دست داد. حزب‌الله برای حمایت از حماس جبهه گشود؛ اما آتش جنگ به قلب تشکیلات خودش رسید. حزب‌الله از ۸ اکتبر وارد درگیری شد. در ادامه این رویارویی، حسن نصرالله و هاشم صفی‌الدین کشته شدند و حملات اسرائیل ضربات سنگینی به این گروه وارد کرد؛ بخش‌هایی از لبنان نیز ویران شد. این دیگر صرفاً تبادل تهدید و نمایش موشک نبود؛ هزینه‌ای واقعی بود که هم تشکیلات حزب‌الله و هم مردم لبنان پرداختند. ارزیابی تازه مرکز پژوهشی ACLED نشان می‌دهد هر دو گروه حماس و حزب الله بخش اعظم از رهبران، فرماندهان و توان رزمی خود را از دست داده‌اند. حماس در استانه نابودی کامل ، حزب‌الله نیز با محدودیت‌ها و خطرات بسیارجدی روبه‌روست؛ اما تلخ‌ترین صورت‌حساب، به نام مردم نوشته شد. در جنگ پس از آن حمله، عملیات اسرائیل بخش بزرگی از غزه را ویران کرد و ۷۵هزار فلسطینی کشته شدند؛ خانواده‌های بی‌شماری نیز خانه و زندگی‌شان را از دست دادند. در ادامه تسویه حسابهای ۷ اکتبر ، جمهوری اسلامی ایران که حامی اصلی این نیابتی هاست درگیر مستقیم ماجرا شد و رهبر و بسیاری از مقامات عالی رتبه سیاسی و نظامی خودرا از دست داد که هنوز ادامه دارد…. از حامیان این ماجراجویی باید پرسید: با این کارنامه، دقیقاً کدام دستاورد را جشن می‌گیرید؟ امنیت بیشتر مردم؟ زندگی بهتر؟ یا تشکیلاتی که در شرف نابودی کامل هستند؟ فلسطین، حماس نیست؛ لبنان، حزب‌الله نیست ، ایران هم جمهوری اسلامی نیست . هیچ ملتی نباید وثیقه قمار یک گروه مسلح باشد. پیروزی را با زندگی مردم می‌سنجند؛ نه با بیانیه‌هایی که روی آوار صادر می‌شود! @isargaran_pahlavi

سخنان جدید آقای احمد فاطمی، جانباز دلاور جنگ ایران و عراق، بدنبال اعدام دو جوان معترض بیگناه در اصفهان ، خطاب به بسیجیان جنگ‌ندیده و سرکوبگران امروز مردم؛ یا همان «مجاهدین روز شنبه»! این سخنان صریح، شجاعانه و بی‌پرده، که گوینده آن بدون ملاحظات امنیتی و نگرانی از پیامدهای احتمالی، آشکارا بیان می‌کند، معنایی فراتر از یک اعتراض فردی دارد. سخنانی از این دست، که مدتی است از زبان شماری از حامیان دیروز نظام ــ کسانی که جان و سلامت خود را برای دفاع از کشور و عملاً حفظ همین نظام هزینه کرده‌اند ــ شنیده می‌شود، نشانه‌ای مهم از عمیق‌تر شدن شکاف میان بدنه جامعه و حاکمیت و پیامی جدی از نزدیک شدن نظام ناکارآمد و استبدادی جمهوری نامشروع اسلامی به روزهای پایانی خود است. ✍م.حسن زاده، رزمنده جنگ ایران وعراق #ما_ملت_کبیریم #ایران_را_پس_میگیریم @isargaran_pahlavi

Repost from زهرا عبدی
خانم نرگس محمدی، نامِ فاطمه سپهری در قابِ جوایز حقوق بشری جا نمی‌شود؟ ضمن ابراز خوشحالی از دیدن ویدئوی گردش آزادانه شما در شه
+1
خانم نرگس محمدی، نامِ فاطمه سپهری در قابِ جوایز حقوق بشری جا نمی‌شود؟ ضمن ابراز خوشحالی از دیدن ویدئوی گردش آزادانه شما در شهر، سوالی از خدمت شما دارم: شما که در عالمِ جایزه‌ها و نمایش‌های حقوق بشری نام و آوازه‌ای دارید؛ آیا نباید درباره‌ی زنِ بیمارِ زندانی مشهور و محبوب ملت ایران؛ فاطمه سپهری، کلامی بگویید؟ اگر نه از سرِ انسان‌دوستی و آزادی‌خواهی، دست‌کم برای حفظِ پُز و فیگورِ مبارزه در برابر فمینیست‌ها، فعالان حقوق بشر، تلویزیون های پرطمطراق و تریبون‌های بین‌المللی. مگر فاطمه سپهری زن زندانی محبوب و مشهور ایرانی نیست؟ برای حرف‌زدن درباره‌ی فاطمه سپهری حتماً باید مراسمی باشد؟ فرش قرمزی، دوربینی، جایزه‌ای؟ اسمش که خیلی کوتاه است: «فاطمه سپهری» لابلای یک مصاحبه یا یک توییت لااقل نامش را بگویید، نام بردن از زن زندانی که سال‌هاست در زندان جمهوری اسلامی رنجور و بیمار است واقعا دو ثانیه بیشتر طول نمی‌کشد ؛ حتی می‌شود بین تشکر وسط انواع جایزه‌هایتان از او نام ببرید. بالاخره «زن، زندگی، آزادی» باید به کارِ زنِ زندانی هم بیاید یا نه؟ درباره‌ی دی‌خون ١۴٠۴ که کلامی نگفتید، در این درباره‌ چرا سکوت؟ بارگاه تاریخ منتظر واکنش شما به این قبیل پرسش‌هاست که شما بهتر از همه می‌دانید که پرسش بسیاری از ملت بزرگ ایران است. #فاطمه_سپهری #نرگس_محمدی #زهرا_عبدی #دیخون١۴٠۴

. مشروطیت؛ نظریه حکومت قانون و کوششی برای تاسیس آزادی علیرضا کیانی ---- اگر مشروطیت را «نظریه حکومت قانون و کوششی برای تاسیس
. مشروطیت؛ نظریه حکومت قانون و کوششی برای تاسیس آزادی علیرضا کیانی ---- اگر مشروطیت را «نظریه حکومت قانون و کوششی برای تاسیس آزادی و ایجاد نهادهای آن» بدانیم، در نظام‌های پادشاهی مشروطه، خودکامگی‌ها بیشتر محو می‌شوند و آزادی‌ها بیشتر مجال بروز و ظهور دارند. . خودکامگی فرد خودکامه بیش از هر چیز آزادی شهروندان را محدود می‌کند و زیر ضرب می‌گیرد و بر این اساس است که مفهوم مشروطیت در پیوندی وثیق با آزادی از استبداد نیز قرار دارد. محدودسازی خودکامگی روند بسیار پیچیده و طولانی در غرب طی کرده است و این روند را به هیچ‌عنوان نمی‌توان در مفاهیمی همچون انتخابات آزاد خلاصه کرد. به عبارت دیگر، از حیث مفهومی و تاریخی، آزادی از استبداد به معنای برقراری نظام دموکراتیک نبوده است حتی اگر زمینه‌ساز رسیدن به چنان نظامی بوده است. دموکراسی به مواد بیشتری نیاز دارد که اگرچه حکومت قانون و رهایی از خودکامگی از لوازم لازم آن است ولی قطعا تامین‌کننده کفایت آن نیستند. ---- لینک یادداشت در وبسایت «فریدون»: https://www.fereydoun.org/articles/editorial-vol2 @fereydoun_magazine

✓⭕تکیه بر دار و تفنگ در این سه روز پیرامون اعدام تاثر برانگیز علیرضا سپاهی و علیرضا رییسی و آن قصه تراژیک عقد پیش از مرگ نتوانستم چیزی بنویسم. خود ماجرا آنقدر تراژیک، به همان مقدار عاشقانه و حماسی است که هر سخنی صرفا اضافات است رژیم از اصفهان به گونه‌ای دیگر دارد انتقام می گیرد‌‌ اصفهان و یزد همواره مذهبی ترین شهرهای ایران بوده اند‌. اصفهان در جنگ تحمیلی بیشترین تعداد شهید را داده است. حماسه جاودانه دی ماه اصفهان یعنی از دست رفتن یکی دیگر از پایگاههای مهم رژیم، همانگونه که پیشتر پایگاه طبقه مستضعف را چنان از دست داد که علی خامنه‌ای مجبور شد معنی این کلمه را تحریف کند و مستضعف را خودش بداند حال آنان مجبور هستند که علیرضاها و ابوالفضل ها را در شهر شهدا به دار بیاویزند چون تنها چیزی که برایشان مانده است فشنگ است و طناب دار. نه توان مقابله خارجی دارند نه قدرت حل مشکلات اقتصادی و نه مهم تر از هر چیزی مشروعیت مردمی‌‌. آنها میکشند حتی به روشی که به یزید در کشتن قاسم نسبت میدادنند میکشند تا زین پس نوحه « تازه دامادم » هم جز آثار ممنوع شود این حکومت نه مشروعیت مردمی‌‌ دارد نه حتی دیگر مذهبی. صرفا گلوله دارد برای کشتن و طناب برای به دار آویختن و راه حل مانده هم تنها یک چیز است سلاحی که ما در دست خواهیم گرفت تا اسلحه کشتار را از کار بیندازیم ✍️ مهدی سلیمی #علیرضا_سپاهی #علیرضا_رییسی #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم @isargaran_pahlavi

Repost from N/a
در سومین سالگرد هفتم اکتبر، یاد قربانیان این جنایت را گرامی می‌داریم و در کنار خانواده‌های آنان، بازماندگان و مردم اسرائیل می‌ایستیم. کاشت درخت برای یادبود نووا، در سفر سال ۲۰۲۵ هیئتی از پروژه شکوفایی ایران به اسرائیل، توسط سعید قاسمی‌نژاد، مدیر این پروژه، ادای احترام به قربانیان و نشانه‌ای از امید به آینده دو ملت بود. برای ما ایرانیان، این یادبود با یاد جان‌باختگان جنایت‌های جمهوری اسلامی گره خورده است. درد خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، برای ما آشناست و خواست دادخواهی، خواسته‌ای مشترک است. جمهوری اسلامی، حامی حماس، همان رژیمی است که مردم ایران را در بند نگه داشته است. پایان این رژیم، راه را برای احیای دوستی دیرینهٔ دو ملت و ساختن آینده‌ای همراه با صلح، امنیت و شکوفایی باز خواهد کرد. @RezaPahlaviComms

Repost from صدای شریف
⭕️⭕️ مدارس سپاه - از رانت تا سپر انسانی صدای شریف - علی فدوی، رئیس گروه مشاوران فرمانده کل سپاه پاسداران، در گفت‌وگوی ویژه خبری صداوسیما در شامگاه یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵، به نقش همسر مرحومش در تأسیس مدارس «شجره طیبه نداسا» اذعان کرد. خانم پروین مؤمن زحمتکش در زمان فرماندهی علی فدوی در نیروی دریایی سپاه (نداسا)، به‌عنوان مشاور خانواده این نیرو فعالیت می‌کرده است. به گفته سردار فدوی، همسر وی حدود ۹۷ شعبه از این مدارس را در مناطق جنوبی کشور از جمله آبادان، چابهار، میناب، لامرد و کوهستک راه‌اندازی کرده بود. 🔺 در پی این سخنان، بسیاری از منتقدان و فعالان رسانه‌ای با اشاره به ساخت این مدارس در مجاورت مناطق نظامی و پادگان‌ها، این اقدام را از مصادیق در خطر قرار دادن غیرنظامیان و کودکان و استفاده از آنان به‌عنوان «سپر انسانی» قلمداد کرده‌اند. 🔺 نکته حائز اهمیت دیگر، تخصیص امکانات، اراضی و رانت‌های سازمانی به اعضای خانواده یا خیریه‌های وابسته به مسئولان ارشد نظام است. این ماجرا یادآور پرونده موسوم به «املاک نجومی» در دوران شهرداری محمدباقر قالیباف در تهران است؛ واقعه‌ای که در آن بخش قابل‌توجهی از زمین‌ها و اراضی شهرداری با تخفیف‌های ویژه به مدیران شهری واگذار شد و بخش گسترده‌ای از امکانات و اراضی پایتخت نیز در اختیار مؤسسه خیریه همسر وی (زهرا مشیر) قرار گرفت. یاشار سلطانی به خاطر افشاگری‌هایی از این دست، بارها با پرونده‌های قضایی مواجه و راهی زندان شد. 🆔 @VoiceofSharif

Repost from N/a
شاهزاده رضا پهلوی در سومین سالگرد هفتم اکتبر، یاد قربانیان این جنایت را گرامی داشت و با مردم اسرائیل ابراز همدردی و همبستگی کرد. او تأکید کرد که جمهوری اسلامی، حامی و تأمین‌کننده سلاح حماس، دشمن مشترک ایرانیان و اسرائیلی‌هاست و در ایران آزاد، همه کسانی که در این جنایت‌ها دست داشته‌اند، پاسخگو خواهند شد. «ایران آزاد، دوست و شریک اسرائیل خواهد بود.» @RezaPahlaviComms https://x.com/pahlavireza/status/2107763531697324194

‏▫️بعد از نفت؛ #پایداری‌ها⁩ به دنبال #گنج⁩ هستند! ‏مستنداتی به دستم رسیده که نشان می‌دهد حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنوری نماینده م
‏▫️بعد از نفت؛ #پایداری‌ها⁩ به دنبال #گنج⁩ هستند! ‏مستنداتی به دستم رسیده که نشان می‌دهد حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنوری نماینده مردم قم در مجلس؛ درگیر حفاری غیرمجاز برای پیدا کردن آثار تاریخی و گنج است. ‏پیش‌تر گفته بودم یکی از ۴ دریافت‌ کننده ۸۵ میلیون بشکه نفت، داماد سخنگوی پایداری است. @yashar_soltani | یاشار سلطانی

‍ ‌ ملت بزرگ ایران، امروز روزِ «اعدام عشق» است.! امروز سیزدهم مهر است، در ایام جشن مهرگان؛ در روزهایی که مهر باید بر این سرزمین جاری باشد، عشق را اعدام کردند. جمهوری اسلامی چند روز پیش، با اعدام سربازی که به هم‌میهنانش شلیک نکرد، وجدان را اعدام کرد، و امروز با کشتن علیرضا سپاهی، داماد یک‌روزه، عشق را به دار کشید. جوانی ۲۴ ساله که دیروز با دختری که دوستش داشت عقد بست. آخرین خواسته‌اش دیدار عشقش، مهشاد، بود؛ از همین هم محرومش کردند. هنگام بازداشت، در خانه‌اش، در حالی که دستبند به دست داشت، چهار گلوله به پایش شلیک کردند. پس از جراحی، او را به زندان بازگرداندند تا زیر شکنجه اعتراف اجباری بدهد. مادرش هم شکنجه‌ی پسر را تاب آورد و هم خود پیش چشم او شکنجه شد تا پسر لب به اعتراف بگشاید. ماه پیش، پسرعمویش را جلوی چشمانش اعدام کردند، و علیرضا در پای همان چوبه‌ی دار، به هنگام اجرای حکم خودش، سکته کرد. دوباره او را به بیمارستان بردند و بستری‌اش کردند، تا بار دیگر اعدامش کنند. مگر ما فراموش خواهیم کرد که خواهر علیرضا، در روزهایی که برادرش در بیمارستان بستری بود، هر روز می‌نوشت: «کاش خوب نشوی، علیرضا…»؟ دودمانتان از آهِ ملت بزرگ ایران بر باد است. زود است که نابودی‌تان را به بدترین شکل ممکن ببینیم؛ شما که دامادکُشی به راه انداختید و نخستین حکومتی هستید که در تاریخ ایران، عشق را اعدام کردید. ✍#زهرا_عبدی #پیج_اینستاگرام @isargaran_pahlavi

شعری از اکانت معمار در توییتر:  در سوگ علیرضا سپاهی ، که در زندان وچند روز قبل از اعدام ، با نامزد خود که او هم در زندان است به عقد ازدواج یکدیگر درآمدند ! حجله از خونِ عاشقان سرخ است سفره از نُقل و شمعدان خالی‌ست عاقدِ عقدِ ما دوتا امشب چهرهٔ خوفناکِ خلخالی‌ست حجله از خون عاشقان سرخ است میهمانان به مویه و ناشاد دست و پای عروس در بَند است در هیاهوی جشنِ بی‌داماد « آنچه باشد مرا به سفرهٔ عقد آبِ زهرِ هلاهلِ کینه‌ست ذکرِ این بَزم: لعنت و دُشنام! نفرت و خشم و آب و آیینه‌ست» صورتِ ماهِ نوعروسِ مرا با دو سیلی به خون بَزَک‌ کردند بر سر و روی میهمانِ عزیز ضمنِ لبخند، خون شَتَک کردند حال، هنگامِ رقص و پاکوبی‌ست در محیطی که مَملو از حیله‌ست رقص، با دست و پای در زنجیر دَنس، حینِ شکنجه با میله‌ست سقفِ سلول، خیره می‌خندد تا در این بزم همدمَم باشد میله‌ جای نَبات بر سَرمان دانه‌زنجیرِ کینه می‌پاشَد با تواَم یارِ نوعروسِ جوان! اِی پَری‌پیکرِ نشسته به دار! «وطنِ من، تنِ مقدسِ توست» امشب آن را به دستِ من بسپار ما دوتا نارسیده، جا ماندیم! ما دوتا گُل‌نداده، پژمُردیم! گر تو را این حریص‌ها کشتند عاقبت هر دوتایمان مُردیم... صبحِ فردا که چشم بردارم نه خبر از تو، نه زِ مهمان است میله‌ها همچنان به لبخند‌‌اَند حجله‌ای نیست، بندِ زندان است! @drmasoudzamani2 @isargaran_pahlavi

♦️علی کاظمی، سخنگوی قوه قضائیه، روز سه‌شنبه، از تشکیل ۷۱ پرونده قضائی برای قاچاقچیان و دلالان مورد اعتماد در رابطه با فروش نف
♦️علی کاظمی، سخنگوی قوه قضائیه، روز سه‌شنبه، از تشکیل ۷۱ پرونده قضائی برای قاچاقچیان و دلالان مورد اعتماد در رابطه با فروش نفت (تراستی‌ها) و اعاده ۲۶ هزار میلیارد تومان از این وجوه خبر داد و اعلام کرد که برای دستگیری و استرداد این متهمان، اقداماتی از جمله بهره‌گیری از پلیس بین‌الملل (اینترپل) در دست پیگیری است. او همچنین با اشاره به رسیدگی به ۸۳۲ پرونده تعهدات ارزی و رفع تعهد ۹.۵ میلیارد یورو، بر تداوم پیگیری بازگرداندن اموال تاکید کرد. «تراستی‌ها» افرادی‌اند که امینان و واسطه‌های مورد اعتماد وزارت نفت و دستگاه‌های دولتی هستند و با هدف دور زدن تحریم‌ها محموله‌های نفتی را تحویل گرفته و فروخته‌اند، اما پول حاصل از فروش نفت را به کشور بازنگردانده و متواری شده‌اند. این خبر چند روز پس از استعفای ناگهانی محسن پاک‌نژاد از وزارت نفت منتشر شد. پاک‌نژاد توضیحی درباره علت استعفای خود ارائه نداد و معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دولت نیز علت استعفا را «مشکلات شخصی» اعلام کرد. @isargaran_pahlavi

ادعای ترامپ: 🔻 به ایران نشان دادیم نمی تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد 🔸 خیلی زود کاملا ایران از بین خواهد رفت 🔸نیروی هوایی دریایی و پدافند هوایی و موشک پهپاد های ایران از بین رفته است. @MohammadParsiii

🔻هشدار سفارت آمریکا درباره طاعون ریوی در روسیه 🔸 سفارت آمریکا از یک مورد مشکوک به طاعون ریوی در منطقه ایرکوتسک خبر داد که ب
🔻هشدار سفارت آمریکا درباره طاعون ریوی در روسیه 🔸 سفارت آمریکا از یک مورد مشکوک به طاعون ریوی در منطقه ایرکوتسک خبر داد که به مرگ یک نفر منجر شده است و از شهروندان آمریکایی خواست روسیه را ترک کنند. @MohammadParsiii

پیش‌بینی‌های بی‌هزینه! خانعلی‌زاده بارها با قاطعیت از «ده‌ها سند و فاکت» سخن گفته: از اینکه هواپیماهای اسرائیلی هرگز به آسمان ایران نخواهند رسید، تا اینکه با کوچک‌ترین درگیری در تنگه هرمز، قیمت نفت به ۳۰۰ یا ۴۰۰ دلار خواهد رسید. پیش‌بینی‌هایی که نه‌تنها به واقعیت نپیوستند، بلکه در مواردی دقیقاً خلاف آن رخ داد! مسئله فقط اشتباه یک تحلیلگر نیست؛ وقتی چنین تحلیل‌هایی از تریبون‌های رسمی مطرح میشوند ، مبنای تصمیم‌گیری مسئولان قرار می‌گیرند، خطای تحلیلی می‌تواند به تصمیمات نادرست و خسارت‌های سنگین ملی منجر شود! در حالی که اگر یکی از ما، شهروندان عادی جامعه، مرتکب اشتباهاتی به‌مراتب کوچک‌تر شود، چه‌بسا از سر حجب و حیا تا مدت‌ها در انظار ظاهر نشود و اگر هم چنین کند، از مخاطبان خود پوزش بخواهد؛ اما برای این مدعیان کارشناسی، نه عذرخواهی در کار است و نه پذیرش مسئولیت؛ تنها بازگشت دوباره به آنتن و طرح پیش‌بینی‌های تازه! تأسف‌بارتر اینکه هزینه این خطاها را تحلیلگر نمی‌پردازد؛ این ملت و کشورند که باید هزینه‌های سنگین آن را بپردازند؛ مردمی که نه در آن تحلیل‌ها نقشی داشته‌اند و نه در آن تصمیم‌ها! @isargaran_pahlavi

Repost from N/a
‏در کنار صفحات رسمی دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی در اکس و اینستاگرام، اکنون کانال رسمی ما در تلگرام نیز فعال شده است. ‏برای دسترسی به ویدیوها، گزارش‌ها و محتوای بیشتر، به کانال رسمی تلگرام بپیوندید. @RezaPahlaviComms

Repost from زهرا عبدی
آقای فرهادی، مردم شخصیت‌های فیلم شما نیستند که هر آنچه می‌خواهید از زبانشان بگویید. به عنوان یک کارگردان مولف به‌یقین باید از «حق روایت» یک ملت خوب بدانید. شما در فیلم‌تان اختیار دارید تعیین کنید چه کسی حرف بزند و چه کسی خاموش بماند؛ در زندگی مردم چنین اختیاری ندارید. ملت، سیاهی‌لشکرِ نظریه و ایده‌های شما نیست. شهرت به شما تریبون داده، اما وکالت؛ نه. پیش از آن‌که «حق روایت» را تصاحب کرده و از طرف «ملت بزرگ ایران» رو به جهان سخن بگویید، باید روشن کنید چه کسی به شما اجازه‌ی این تصاحب را داده؟ وقتی از تصاحب «حق روایت» حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم: ۱. می‌گویید مردم خودشان را نجات می‌دهند؛ دی‌خون ١۴٠۴ مگر تلاش برای همین نجات نبود؟ مگر جوی خون در کل کشور جاری نشد؟ ۲. آن تلاش را چه کسی به خون کشید؟ نامش را می‌گویید؟ ۳. خجالت نمی‌کشید وقتی می‌گویید «خودمان»، مردم و قاتلان‌شان را در یک «ضمیر» جا می‌دهید؟ ۴. اگر مردم برای نجات خود از هر کسی در جهان کمک بخواهند، شما به چه حقی درخواستشان را رد می‌کنید؟ ۵. اگر هیچ‌کس حق ندارد برای ایران نقش ناجی بازی کند، شما چرا نقش سخنگوی ایران را پذیرفته‌اید؟ ۶. «آمریکای واقعی» را در زندان شناختید؛ حاضر هستید ایران را هم از زبان زندانیانش معرفی کنید؟ حاضر هستید یک تُک پا به زندان اصفهان بروید؟ ببینید چه بلایی سر زندانیان نوجوان زیر پانزده سال آوردند. ۷. می‌گویید آمریکا دموکراسی ندارد؛جمهوری اسلامی دقیقا چه دارد؟ همان‌قدر صریح پاسخ می‌دهید یا پایانش مثل همه‌ی قصه‌هایتان باز می‌ماند؟ ۸. گفته‌اید که کشتن معترضان را محکوم کرده‌اید؛ آیا گوشه اشارتی به مسئول این کشتار می‌کنید؟ ۹. از تحریف ایران در هالیوود خشمگین‌اید؛ از روایت حکومتیِ کشتار دی‌ماه چطور؟ کدام را امروز ضروری‌تر می‌دانید؟ ۱۰. مخالفت شما با آمریکا روشن شد؛ خواسته‌ی مشخص شما از جمهوری اسلامی چیست؟ یک مطالبه، با نام مخاطب. این متن فقط چند سوال است. ما «حق روایت» را از شما نمی‌گیریم. می‌توانید از حق خود استفاده کرده و پاسخ بدهید. #زهرا_عبدی https://t.me/Abdinovelist

🔸فاجعه اقتصادی پشت پرده طرح تورم صفر زاکانی! 🔹 شهرداری تهران طرح حمایتی معیشتی جدیدی را با عنوان «تورم صفر» را آغاز کرده است؛ طرحی که بر اساس آن قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی برای مدت شش ماه ثابت می‌ماند. به گفته زاکانی شهردار تهران، تامین مالی این طرح از طریق مدیریت شهری و بانک‌ها انجام می‌شود. اما اقداماتی مشابه این طرح در کشورهای برزیل و زیمبابوه که با تورم‌های بالا مواجه بودند، چه نتیجه‌ای داشت؟ آیا تثبیت دستوری قیمت، تورم را مهار خواهد کرد یا می‌تواند به کمبود کالا و تشدید تورم منجر شود؟ @isargaran_pahlavi

تو یک چشم و یک پایت را در جنگ دادی؛ چشم دیگرت را به ایدئولوژی  نده در هفته‌ای که حکومت آن را «هفته دفاع مقدس» می‌نامد، حسین، همرزم قدیمی‌ام، تماس گرفت. جانبازی که در کربلای پنج چشم چپش را از دست داد و پای راستش تا زانو قطع شد. مدتی بود می‌گفت همدیگر را ببینیم. من عمداً می‌گویم «هفته جنگ ایران و عراق»، نه «دفاع مقدس». چون امروز هیچ جنگی را مقدس نمی‌دانم. جنگ، حتی آنجا که دفاع از خاک و مردم ناگزیر می‌شود، خودش امر مقدسی نیست؛ شکست عقل و سیاست و لکه ننگی بر پیشانی بشر است. از سوی دیگر، سال‌هاست میان دفاع از ایران و تمام آن هشت سال علامت مساوی نمی‌گذارم. ارتش صدام آغازگر تهاجم بود، اما نمی‌توان نقش خمینی و  حزب توده و توطئه شوروی برای نابودی ارتش با ابهت شاهنشاهی را نادیده گرفت . مهم‌تر اینکه هنوز یک سؤال برایم باقی است: پس از آزادسازی خرمشهر، ادامه جنگ تا کجا دفاع بود و از کجا سیاست و ایدئولوژی جای دفاع را گرفت؟ با همه اینها، حساب سیاستمدار را از جوانی که برای دفاع از سرزمینش جان داد جدا می‌کنم. تراژدی نسل ما همین است: سرگردان میان پوچی جنگ و شجاعت فرزندان ایران. به حسین گفتم: «راستش از دیدنت می‌ترسم. خاطرات تلخ و شیرین زیادی کنار تو دارم و دلم برای خلوص آن روزها تنگ می‌شود؛ اما می‌ترسم مواضع امروزت تصویر آن همرزم قدیمی را در ذهنم خرد کند.» با تعجب گفت: «یعنی من این‌قدر بد شده‌ام؟» گفتم: «بحث خوب و بد نیست. نمی‌فهمم مردی که خودش معنای گلوله و زخم را با گوشت و استخوانش فهمیده، چگونه وقتی نوبت به رنج مردم امروز می‌رسد، زبان توجیه پیدا می‌کند.و همراه جنایت میشود » گفت: «زیاد اینترنشنال نگاه نکن، ایمانت رو از دست می‌دی.» گفتم: «فرض کن فردا اینترنشنال تعطیل شد. با عقل خودم چه کنم؟ هر واقعیت ناخوشایندی را می‌شود با اسم یک رسانه کنار زد؟» بعد گفتم: «حسین‌آقای جانباز جنگ، حتی فرض کنیم تمام برداشت‌های سیاسی‌ات طبیعی است. فرض کنیم فرصت و حوصله مطالعه و عمیق‌شدن در سیاست و تاریخ را نداشتی و سال‌ها تبلیغات هم کار خودش را کرده است. اما ۱۸ و ۱۹ دی را چه می‌کنی؟ کشته‌شدن شهروندان در خیابان‌های ایران را نشنیدی؟ خبر جوانان و نوجوانانی که به خانه برنگشتند به تو نرسید؟ گزارش شلیک به مردم و روایت‌های هولناک از آن روزها حتی تو را به پرسیدن وادار نکرد؟ تو که خودت مجروح جنگی هستی، بهتر از بسیاری می‌دانی افتادن انسان با گلوله یعنی چه. یک چشمت را جنگ گرفت؛ با آن چشم سالمت چگونه توانستی از کنار این صحنه‌ها و خبرها عبور کنی؟ تو یک رزمنده جنگ   توان داشتی به بدن مجروح سرباز عراقی تیر خلاص بزنی ،  !!! من از تو نمی‌خواهم مثل من فکر کنی. شاید بخشی از تحلیل سیاسی من غلط باشد. اما جان انسان که تحلیل سیاسی نیست. جنازه یک نوجوان جناح ندارد و مادری که فرزندش را دفن می‌کند با نام این شبکه و آن رسانه تسلی پیدا نمی‌کند. اینجا دیگر بحث اصلاح‌طلب و اصولگرا، پادشاهی و جمهوری یا مذهبی و سکولار نیست؛ اینجا مرز، انسانیت است. اگر به فرزندان این سرزمین شلیک شود و من برای حفظ رفاقت چهل‌ساله سکوت کنم، رفاقت دیگر فضیلت نیست؛ فرار از وجدان است. چگونه تو را «برادر» و «همرزم» خطاب کنم، اگر درد فرزندان امروز ایران برایمان به اندازه خاطرات جوانان دیروزمان حرمت نداشته باشد؟ تو فقط یک‌بار احتمال بده که شاید سال‌هاست چیزی را اشتباه دیده‌ای. و شاید تمام حرف من با حسین همین یک جمله باشد: حسین، تو یک چشم و یک پایت را در جنگ دادی؛ نگذار ایدئولوژی، چشم دیگرت را هم برای دیدن واقعیت بگیرد. فداکاری دیروز محترم است، اما سند حقانیت اندیشه امروز هیچ‌کس نیست؛ نه حسین، نه من. نسل ما شاید هنوز به رفقای آن سال‌ها بدهکار باشد، اما بدهی بزرگ‌تری هم دارد: وفاداری به حقیقت، حتی وقتی حقیقت با عزیزترین خاطراتمان درگیر می‌شود. پاینده ایران جاوید شاه امیر موحد رزمنده جنگ ایران و عراق #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم 👉 @AM_Movahed @isargaran_pahlavi