جبهه رزمندگان ایران آزاد
前往频道在 Telegram
حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.
显示更多未指定国家未指定类别
303
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+1830 天
帖子存档
این روزها جماعتِ وطنپرستِ مناسبتی، از سخنان مارکو روبیو درباره ایران باستان یکباره آتش گرفتهاند. آفرین! فقط یک پرسش: شما که امروز برای آبروی ایران رگ گردن بیرون دادهاید، در این قرنها تحقیر کجا بودید که به ریشههای تحقیر ایران سری نزدید؟
مثلا من ندیدم یکی از شما هرگز از فرش بهارستان بگوید. فرش افسانهای خسروان، پس از فتح تیسفون غنیمت جنگی شد و به فرمان عمر، به روایت تاریخنگاران، تکهتکه شد و میان فاتحان بخش گردید. هیچکدام از سهم علیابن ابیطالب که سهمش را ٢٠ هزار درهم فروخت تا کنون حرفی نزدید؟ هنرِ قرن را با قیچی بریدند و سهمبندی کردند…
مگر بحث تاریخ و تحقیر در میان نیست؟ پس چرا دربارهی بریدن سرو کاشمر هرگز احساس تحقیر نکردید؟ چرا سکوت مطلق؟ سروی که ایرانیان آن را کاشتهی خود زرتشت میدانستند و قرنها بر خراسان سایه انداخته بود. خلیفهی مسلمانان دستور بریدنش داد. ایرانیان فریاد و ناله کردند و پول پیشنهاد کردند، و خلیفه نشنید. درخت هزار ساله را تکهتکه کردند، بار شتر کردند و بردند تا خلیفهی مسلمین کاخ بسازد.
چرا ندیدیم شما هرگز از کتابسوزان چیزی بگویید. ابوریحان بیرونی مینویسد قتیبه بن مسلم در خوارزم کتابداران را کشت و نوشتههایشان را سوزاند، چندان که خوارزمیان حافظهی مکتوب خود را از دست دادند 😓 ابنخلدون روایت میکند: «چون سعد وقاص از کتابهای ایرانیان پرسید، عمر فرمان داد در آبشان بریزند، با این منطق که اگر هدایت است خدا(قرآن) بهترش را داده و اگر گمراهی است خدا ما را از آن بینیاز کرده.»
ملتی که از حافظهی به آتش رفته ننویسد، باید برای هر قرنِ گمشدهاش مرثیه بنویسد.
اصلاً لازم نیست هزاروچهارصد سال به عقب برگردیم. در تمام سالهایی که رهبر جمهوری اسلامی نوروز ایرانی را برچسبهای حکومتی و ایدئولوژیک میزد، چرا یکبار از او نپرسیدید چرا جشن ملی ما را به تریبون سیاستِ اسلامی بدل کرده است؟ نپرسیدید هفتسین ایران در نمایش رسمی قدرتِ شما چه جایگاهی دارد؟ شما بالاخره امت امام حسین هستید یا ملت کوروش بزرگ؟
یک ایرانی میتواند مسلمان هم باشد، اشکالی ندارد. تناقض از جایی شروع میشود که به حکم مناسبت سیاسی برای شکوه ایران باستان گریبان چاک میکنید، اما همان معیار تاریخی و اخلاقی را درباره فاتحان و خلفا و حاکمان دینیِ خودتان به کار نمیبرید.
از ما نخواهید این مضحکه را حتا بخندیمش. ایراندوستی که فقط با یک جملهی وزیر خارجهی آمریکا بیدار شود، از حیلتِ عمروعاصی شماست نه ایراندوستی.
اما نسل تازه ایران از این تناقض گذشت. و بعد از مجیدرضا که وصیت کرد بر مزارش قرآن نخوانند، چهارستون عمروعاصی شما به لرزه انداخت. نسلی که بههیچوجه نمیخواهد هویت ملیاش را با اجازهی دین تعریف کند. این فرمانی علیه ایمان شخصی مردم نیست، اعلام استقلال از قیمومت خونبازی دینی بر سرنوشت یک ملت است.
دیگر ایران برای ایرانیبودن، از هیچ خلیفه و فقیه و رهبر و امامی اجازه نخواهد خواست.
حتا یک ابله هم باور نمیکند وطنپرستی کسی را که فقط هنگام سخنرانی روبیو از صندوق بیرون میآید و پس از فروکشکردن جنجال، دوباره زیر عبای ایدئولوژی پنهان میشود.
و اگر بهراستی میخواهید از تحقیر ایرانیان بدانید «دو قرن سکوت» عبدالحسین زرینکوب را بخوانید. چرا؟
چون نه شعار است و نه مرثیه. این کتاب بیافسانهسازی و بیدفاعنامه، روایتی مستند از «بهای ایرانیماندن» و از راهی دشوار که ایرانی برای بازگشت پیمود و از دویست سال شورش پشت شورش با هزاران هزار کشته برای زنده نگهداشتن زبان و حافظه.
«سکوت» در عنوانش یعنی قلم دست فاتح بود و ایرانی اگر حرف میزد سرش بریده میشد و برای کسی که میخواهد درباره هویت ایرانی حرف بزند، نخستین شرط است: اول بداند چه چیزی از او گرفتند و چه چیزی را با دندان نگه داشت.
حرفهای روبیو در مقایسه با ١۴٠٠ سال مبارزه با ایرانیبودن که هیچ، در مقایسه با همین پنجاه سال ایرانستیزی و ایرانیکُشی جمهوری اسلامی، هیچ هیچ است.
#مارکوروبیو
#وطنپرستی_مناسبتی
✍#زهرا_عبدی
@isargaran_pahlavi
این روزها جماعتِ وطنپرستِ مناسبتی، از سخنان مارکو روبیو درباره ایران باستان یکباره آتش گرفتهاند. آفرین! فقط یک پرسش: شما که امروز برای آبروی ایران رگ گردن بیرون دادهاید، در این قرنها تحقیر کجا بودید که به ریشههای تحقیر ایران سری نزدید؟
مثلا من ندیدم یکی از شما هرگز از فرش بهارستان بگوید. فرش افسانهای خسروان، پس از فتح تیسفون غنیمت جنگی شد و به فرمان عمر، به روایت تاریخنگاران، تکهتکه شد و میان فاتحان بخش گردید. هیچکدام از سهم علیابن ابیطالب که سهمش را ٢٠ هزار درهم فروخت تا کنون حرفی نزدید؟ هنرِ قرن را با قیچی بریدند و سهمبندی کردند…
مگر بحث تاریخ و تحقیر در میان نیست؟ پس چرا دربارهی بریدن سرو کاشمر هرگز احساس تحقیر نکردید؟ چرا سکوت مطلق؟ سروی که ایرانیان آن را کاشتهی خود زرتشت میدانستند و قرنها بر خراسان سایه انداخته بود. خلیفهی مسلمانان دستور بریدنش داد. ایرانیان فریاد و ناله کردند و پول پیشنهاد کردند، و خلیفه نشنید. درخت هزار ساله را تکهتکه کردند، بار شتر کردند و بردند تا خلیفهی مسلمین کاخ بسازد.
چرا ندیدیم شما هرگز از کتابسوزان چیزی بگویید. ابوریحان بیرونی مینویسد قتیبه بن مسلم در خوارزم کتابداران را کشت و نوشتههایشان را سوزاند، چندان که خوارزمیان حافظهی مکتوب خود را از دست دادند 😓 ابنخلدون روایت میکند: «چون سعد وقاص از کتابهای ایرانیان پرسید، عمر فرمان داد در آبشان بریزند، با این منطق که اگر هدایت است خدا(قرآن) بهترش را داده و اگر گمراهی است خدا ما را از آن بینیاز کرده.»
ملتی که از حافظهی به آتش رفته ننویسد، باید برای هر قرنِ گمشدهاش مرثیه بنویسد.
اصلاً لازم نیست هزاروچهارصد سال به عقب برگردیم. در تمام سالهایی که رهبر جمهوری اسلامی نوروز ایرانی را برچسبهای حکومتی و ایدئولوژیک میزد، چرا یکبار از او نپرسیدید چرا جشن ملی ما را به تریبون سیاستِ اسلامی بدل کرده است؟ نپرسیدید هفتسین ایران در نمایش رسمی قدرتِ شما چه جایگاهی دارد؟ شما بالاخره امت امام حسین هستید یا ملت کوروش بزرگ؟
یک ایرانی میتواند مسلمان هم باشد، اشکالی ندارد. تناقض از جایی شروع میشود که به حکم مناسبت سیاسی برای شکوه ایران باستان گریبان چاک میکنید، اما همان معیار تاریخی و اخلاقی را درباره فاتحان و خلفا و حاکمان دینیِ خودتان به کار نمیبرید.
از ما نخواهید این مضحکه را حتا بخندیمش. ایراندوستی که فقط با یک جملهی وزیر خارجهی آمریکا بیدار شود، از حیلتِ عمروعاصی شماست نه ایراندوستی.
اما نسل تازه ایران از این تناقض گذشت. و بعد از مجیدرضا که وصیت کرد بر مزارش قرآن نخوانند، چهارستون عمروعاصی شما به لرزه انداخت. نسلی که بههیچوجه نمیخواهد هویت ملیاش را با اجازهی دین تعریف کند. این فرمانی علیه ایمان شخصی مردم نیست، اعلام استقلال از قیمومت خونبازی دینی بر سرنوشت یک ملت است.
دیگر ایران برای ایرانیبودن، از هیچ خلیفه و فقیه و رهبر و امامی اجازه نخواهد خواست.
حتا یک ابله هم باور نمیکند وطنپرستی کسی را که فقط هنگام سخنرانی روبیو از صندوق بیرون میآید و پس از فروکشکردن جنجال، دوباره زیر عبای ایدئولوژی پنهان میشود.
و اگر بهراستی میخواهید از تحقیر ایرانیان بدانید «دو قرن سکوت» عبدالحسین زرینکوب را بخوانید. چرا؟
چون نه شعار است و نه مرثیه. این کتاب بیافسانهسازی و بیدفاعنامه، روایتی مستند از «بهای ایرانیماندن» و از راهی دشوار که ایرانی برای بازگشت پیمود و از دویست سال شورش پشت شورش با هزاران هزار کشته برای زنده نگهداشتن زبان و حافظه.
«سکوت» در عنوانش یعنی قلم دست فاتح بود و ایرانی اگر حرف میزد سرش بریده میشد و برای کسی که میخواهد درباره هویت ایرانی حرف بزند، نخستین شرط است: اول بداند چه چیزی از او گرفتند و چه چیزی را با دندان نگه داشت.
حرفهای روبیو در مقایسه با ١۴٠٠ سال مبارزه با ایرانیبودن که هیچ، در مقایسه با همین پنجاه سال ایرانستیزی و ایرانیکُشی جمهوری اسلامی، هیچ هیچ است.
#مارکوروبیو
#وطنپرستی_مناسبتی
✍#زهرا_عبدی
Repost from N/a
پیام شاهزاده رضا پهلوی در پی حمله تروریستی به فرودگاه بینالمللی ملک خالد روشن است: تا زمانی که جمهوری اسلامی و شبکه نیروهای نیابتیاش به کارزار بیثباتسازی ادامه میدهند، صلح و امنیت منطقه در معرض تهدید خواهد بود.
شاهزاده رضا پهلوی ضمن ابراز همدردی با ملک سلمان، ولیعهد محمد بن سلمان و مردم عربستان سعودی، بر چشماندازی متفاوت تأکید کرد: ایرانی آزاد که در صلح و دوستی با عربستان سعودی و دیگر همسایگان خود زندگی میکند.
پایان تهدید حوثیها و برقراری ثبات پایدار در منطقه، با آزادی ایران و برچیدهشدن شبکه آشوبآفرینی جمهوری اسلامی پیوند خورده است.
@RezaPahlaviComms
ترامپ در یک سخنرانی در کلارکسویل، ایالت تنسی، هشدار داد جمهوری اسلامی با هدف آسیب زدن به آمریکا احتمالا پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا اقدامات بیشتری انجام خواهند داد، اما آمریکا کار با حکومت ایران را سریع تمام خواهد کرد.
او با تاکید بر این که در حال حاضر آمریکا بشکههای نفت بیشتری را از تنگه هرمز خارج میکند، گفت: «داریم به این فکر میکنیم که نام آن را به تنگه ترامپ تغییر دهیم. ما این کار را در ارتباط با خلیج مکزیک انجام دادیم.»
@isargaran_pahlavi
Repost from N/a
«ایران آزاد میتواند به شریکی اقتصادی و راهبردی برای کشورهای غربی تبدیل شود.»
دعوت اپوزیسیون استرالیا از شاهزاده رضا پهلوی و دیدار رهبر اپوزیسیون کانادا با ایشان، چه تغییری در نگاه غرب به آینده ایران نشان میدهد؟ چرا آزادی ایران با امنیت و منافع ملی این کشورها همسو است؟
سعید قاسمینژاد، مدیر پروژه شکوفایی ایران، و رضا عرب، مشاور این پروژه و عضو کمیته مرکزی حزب «ایران نوین»، در مقالهای در «بیستون»، اهمیت راهبردی همکاری با شاهزاده رضا پهلوی، فرصتهای اقتصادی ایران آزاد و ضرورت آمادگی برای دوران پس از جمهوری اسلامی را بررسی میکنند.
متن کامل مقاله را در بخش «بیستون» وبسایت «ایران را پس میگیریم» بخوانید.
@RezaPahlaviComms
https://iranopasmigirim.com/fa/bistun/cmuuji6ouw7rlyq8gbbfhpn9k/why-australia-should-engage-with-crown-prince-reza-pahlavi-on-iran
Repost from N/a
پیامی از درون میهن
این گفتار، تحلیل سیاسی از پشت میزهای امن نیست، روایت انسانهایی است که در میان خون و پیکرها قدم زدهاند، عزیزانشان را در میان انبوه اجساد جستوجو کردهاند، به سردخانه کهریزک رسیدهاند و ماههاست بیش از آنکه زندگی را ببینند، با گورها روبهرو بودهاند.
برای آنان، مبارزه با جمهوری اسلامی دیگر یک بحث نظری یا اختلاف سیاسی نیست؛ نبردی مستقیم میان مرگ و زندگی است.
پیش از آنکه خشمشان را قضاوت کنید یا عشقشان به ایران را زیر سؤال ببرید، آنچه بر آنان گذشته است را بشنوید.
هشدار: این روایت حاوی توصیفهای تکاندهنده است.
@RezaPahlaviComms
🔻از خوانندگان:
وقتی ترامپ گفت ایران را به عصر حجر بر میگردانیم...
عده ای به یاوه گویی اوخندیدند...
اما عصر حجر یعنی ..
هواپیما داری ولی پرواز ممنوع!
ماشین داری ولی مسافرت ممنوع!
تنگه داری ولی عبور ممنوع.!
نفت داری ولی فروش ممنوع!
هسته ای داری ولی بهره برداری ممنوع..!
بانک داری ولی نمی توانی با بانکهای جهانی کار کنی ، یعنی بانک داری ممنوع!
همسایه داری ولی نمی توانی بده بستان داشته باشی.
عصر حجر
یعنی جهانی داری درون یک جهان دیگر اما ، تک وتنها ، بدون تجهیزات ،
وبدون امکانات ومنزوی..
این یعنی عصر حجر.
یادم رفت ،
جوانان با ضریب بهره هوشی بالا داری
توانایی و استعداد داری
ولی کار نداری
چاه نفت داری ولی بنزین نداری ،
منابع گاز داری ولی نمی توانی استخراج و بفروش برسانی ،
معدن داری ولی....
اما ببخشید ،
فقط تا دلت بخواهد
دزد داری
زمین خوار داری
خائن داری
وطن فروش داری
فتواهای صدمن یه قاز داری
منم منم کن داری!
و در کنار همه اینها ،متظاهر، چاپلوس و متعصب هم داری
این یعنی عصر حجر!
@iraneazadvaabad
@isargaran_pahlavi
فراتر از اختلافات گذشته؛ در مسیر نجات میهن
✍م.حسن زاده،رزمنده جنگ ایران وعراق
دیدگاههای ارزشمند، آزاداندیشانه و آشتیجویانهٔ شاهزاده رضا پهلوی در دیدار با شماری از چهرههای برجستهٔ سازمانها و احزاب چپ، مجاهدین خلق، حزب توده و چریکهای فدایی خلق ، جریانهایی که روزگاری از سرسختترین مخالفان پهلوی بودند ، جلوهای از بلوغ سیاسی و سعهٔ صدر ایشان است؛ بهویژه آنجا که برخی از این مخالفان پیشین، با بازنگری شجاعانه در خطاهای فاحش گذشتهٔ خود، به آن اشتباهات اذعان کرده و رهبری ایشان را در مسیر انقلاب ملی پذیرفتهاند.
چنین رویکردی، بیش از هر چیز، گواه شخصیت دموکرات، میهندوست و آیندهنگر شاهزاده رضا پهلوی است؛ شخصیتی که در نگاه او، نجات ایران و رهایی هممیهنان از یوغ استبداد و رنجهای طاقتفرسای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، بر کینههای تاریخی، اختلافات ایدئولوژیک و تسویهحسابهای گذشته اولویت دارد.
این همان افق بلندِ سیاستورزی ملی است: قرار دادن ایران و آزادی مردم در جایگاهی فراتر از هر تعلق و اختلافی، و گشودن راه همبستگی برای ساختن آیندهای آزاد و آباد.
#پیروزی_ملت_بر_استبداد
#نزدیک_است
@isargaran_pahlavi
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
خبر خوب اینکه ممدانی شماره دو در راهه.
عبدالصمد السید، سیاستمدار جناح "چپ مترقی" حزب دموکرات، در انتخابات مقدماتی دموکراتها برای سنای آمریکا در میشیگان پیروز شد و حالا نامزد این حزب برای انتخابات سناست.
از لحاظ افکار سیاسی و اقتصادی ممدانی چند درجه رادیکالتره، اما در نهایت یکیاند. تفاوتشون در حد طالبی و ملونه.
@Garajetadayoni | گاراژ
Repost from کانال شخصی یاشار سلطانی
▫️پس لرزههای افشاگری نفت؛
از تلاش برای بازداشت تا تخریب توسط امنیتیها
پرداختن به پروندههای بزرگ و ممنوعه همیشه آسان نیست. پشت هر موضوع، شبکهای از منافع، قدرت و فشار وجود دارد و شکستن این سد قطعا هزینه دارد.
اما وقتی پای منافع ملی و ثروت مردم در میان است، این سختی نهتنها قابل تحمل، که لذتبخش است.
بعد از انتشار برنامه نفت، فشارها از تلاش برای بازداشت تا تخریب توسط امنیتیها ادامه پیدا کرد؛ اما اگر قرار باشد با این فشارها از طرح پرسشهای اصلی عقبنشینی کنیم، اساساً روزنامهنگاری تحقیقی معنایی ندارد.
@yashar_soltani | یاشار سلطانی
در نتیجه انقلاب ۵۷ چه آسیبهایی به کشور وارد و چه ظلمی به شاهنشاه شد ؟؟
@isargaran_pahlavi
Repost from N/a
هادی عباسیان، یکی از جوانان در خطر اعدام است. او پیش از بازداشت، در دو پیام صوتی به همشهریانش در شیروان، استان خراسان شمالی، به روشنی شرح میدهد که برای اعتراض مسالمتآمیز به خیابان رفته و اتهامات واهی «ارتباط با اسرائیل» و «تروریسم» علیه او و سایر معترضان، دروغین و نادرست است.
جمهوری اسلامی با صدور و اجرای اعدام علیه بیگناهان، قتلعام دی ۱۴۰۴ را ادامه میدهد و سکوت در برابر این جنایات، همدستی با آن است.
صدای زندانیان سیاسی باشیم و از همه ظرفیتهای موجود برای نجات آنها از اعدام استفاده کنیم.
#آخرین_نفس
@RezaPahlaviComms
در نتیجه انقلاب ۵۷ چه آسیبهایی به کشور وارد و چه ظلمی به شاهنشاه شد ؟؟
@isargaran_pahlavi
یک مونتاژ دیدنی
نظر یک آخوند در مورد گناه نگاه به زنان بیحجاب و پاسخ استاد شجریان با خوانش غزل مشهور سعدی شیرازی :
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خونِ خلق حلال !
وصف حال حکومت سپاهی آخوندی و اشغالگر ایران !
@isargaran_pahlavi
یک مونتاژ دیدنی
نظر یک آخوند در مورد گناه نگاه به زنان بیحجاب و پاسخ استاد شجریان با خوانش غزل مشهور سعدی شیرازی :
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خونِ خلق حلال !
وصف حال حکومت سپاهی آخوندی و اشغالگر ایران !
@isargaran_pahlavi
باعرض پوزش از محضر شریف همه ایرانیان گرامی :
* اما بد نیست یادی کنیم از این حماسه که یک روز پس از کشتارمردم در هفتم اکتبر در اسرائیل بدست تروریستهای حماس وبا پشتیبانی لجستیکی و طراحی جمهوری اسلامی ، در واکنش مخالفت آمیز با چنین اقدامات وحشیانه ای ، توسط مردم اصیل ومیهن پرست ایران رقم خورد.✌️*
*این نگاه وجان کلام واقعی اکثریت قریب باتفاق جامعه ایران است* *که نمادی از آن در استادیومهای ورزشی اینگونه به نمایش درآمده است !*
*ندای همان مردمی که در سال ۸۸ هم بدرستی شعار دادند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران !
*حالا جمهوری اسلامی هی توخیابان با تزریق پول یا هر وسیله دیگری عده ای رابیاورد که پرچم بچرخانند*! ✌️😊
#پایان_جمهوری_اسلامی
@isargaran_pahlavi
Repost from N/a
اشتفان زابیش، رئیس هیئتمدیره بنیاد فریدریش ناومن برای آزادی، در واکنش به بیانیه ۱۳۳ زندانی سیاسی و کنشگر ایرانی نوشت:
«بیانیه شما را با احترام دریافت کردیم. جایزه آزادی ۲۰۲۶ بنیاد فریدریش ناومن برای آزادی، به زنان و مردانی در ایران ادای احترام میکند که برای مبارزه در برابر رژیم آخوندی، جان خود را به خطر میاندازند.»
امضاکنندگان این بیانیه، شاهزاده رضا پهلوی را نماینده سیاسی خود و صدای مطالباتشان در جامعه جهانی میدانند. آنان خواستار اقدام عملی جامعه جهانی برای توقف اعدامها، آزادی زندانیان سیاسی و حمایت از مبارزه مردم ایران برای آزادی شدهاند.
https://x.com/pahlavicomms/status/2108157368169095531
@RezaPahlaviComms
Repost from کانال شخصی یاشار سلطانی
▫️انتخابات فدراسیون تکواندو به ریاست هادی ساعی #ابطال شد.
شعبه ۴۵ دیوان عدالت اداری، انتخابات فدراسیون تکواندو را به دلیل ایراد قانونی در حضور #هادی_ساعی ابطال کرد و قصور نظارتی وزارت ورزش را مبنای تصمیم خود قرار داد.
با وجود ردصلاحیت و عدم احراز صلاحیت هادی ساعی، وزارت ورزش بر چه اساس انتخابات را برگزار کرد؟
وزیر ورزش تپه سالم در ورزش باقی گذاشته است؟
[ لینک توییتر ]
@yashar_soltani | یاشار سلطانی
Repost from ایرانگرایی
تاملات
سرگذشت شیر و خورشید سرخ ایران
بیستوهفتم ژوئیهٔ ۱۹۲۹، نمایندگان دولتها در ژنو متنی را تصویب کردند که نام ایران را وارد حقوق بینالمللی بشردوستانه ساخت. مادهٔ ۱۹ کنوانسیون تازه اعلام میکرد کشورهایی که پیشتر از هلال سرخ یا «شیر و خورشید سرخ بر زمینهٔ سفید» استفاده کردهاند، حق دارند آن نشان را به جای صلیب سرخ به کار برند. از آن پس، شیر و خورشید ایران در میدان جنگ همان اعتبار حمایتی صلیب و هلال را داشت. تیراندازی به درمانگاهی که این نشان را برافراشته بود، تعرض به نهادی ایرانی و نقض قانون بینالمللی به شمار میرفت.
علامت حفاظتی در جنگ، به پزشک و پرستار، مجروح، آمبولانس و واحد درمانی مصونیت میبخشد. قدرت آن از اعتماد طرفهای درگیر میآید؛ به همین سبب استفادهٔ نادرست از آن ممنوع است. ایران توانسته بود نماد تاریخی خویش را به زبان مشترک حقوق بشردوستانه وارد کند، بیآنکه برای عضویت در نظمی جهانی هویت خود را کنار بگذارد.
ریشه ی شیر و خورشید را بایستی در سمبل های آیین مهرپرستی آریایی ها جست و جو کرد. در روزگار شاهعباس، این نقش به نشان شناختهشدهٔ ایران تبدیل شده بود.
ایران در دسامبر ۱۸۷۴ به پیمان ژنو پیوسته بود. در ۱۹۰۶ ممتازالسلطنه، نمایندهٔ ایران، موافقت کنگرهٔ بینالمللی صلیب سرخ را برای استفاده از شیر و خورشید گرفت. سه سال بعد، امیر اعلم و گروهی از پزشکان دارالفنون نخستین هستهٔ جمعیت شیر و خورشید سرخ را پدید آوردند. آنان پرچمی سفید ساختند که شیر و خورشید بر آن به رنگ سرخ نقش بسته بود. در جنگ جهانی اول نیز جمعیتی با همین نام به یاری مجروحان برخاست.
امیر اعلم کار را رها نکرد. او در ۱۹۲۲ مقررات جمعیتهای ملی امدادی را به فارسی برگرداند و برای احمدشاه فرستاد.
اساسنامه در ژانویهٔ ۱۹۲۳ به امضای محمدحسنمیرزا، ولیعهد، رسید. سپس دولت رضاشاه به این نهاد اعتبار، انضباط و پشتیبانی ملی بخشید. ایران، سازمانی میساخت که آن علامت را با بیمارستان، پزشک، امدادگر و خدمت عمومی معنا کند. سرانجام کنفرانس ۱۹۲۹ ژنو شیر و خورشید سرخ را در کنار صلیب و هلال، با جایگاهی برابر، به رسمیت شناخت.
جمعیت در دورهٔ پهلوی به یکی از پایههای بهداشت و امداد ایران تبدیل شد. پشتیبانی دربار و مدیریت حسن خطیبی دامنهٔ فعالیتش را گسترش داد. هنگام زلزلهها، واحدهای امدادی آن به منطقه میرفتند.
جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران، بیمارستان ساخت، نیروی داوطلب پرورش داد و خدمات درمانی را به شهرهای گوناگون رساند. در ۱۹۷۱ نزدیک به پنج هزار تخت بیمارستانی زیر نظر جمعیت بود؛ این رقم تا ۱۹۷۸ به پانزده هزار تخت رسید. تاج در اینجا نقشی روشن داشت: اعتبار ملی را پشت نهادی گذاشت که میبایست فارغ از طبقه و عقیده، جان ایرانیان را نجات دهد.
انقلاب ۱۳۵۷ با چنین نهادی نیز مانند میراثی مجرمانه رفتار کرد. دولت موقت در ۱۵ آوریل ۱۹۷۹ بیمارستانها، مراکز درمانی و مؤسسات آموزش پزشکی جمعیت را به وزارت بهداری منتقل کرد؛ تصمیمی که خدمات پزشکی مستقیم آن را متوقف ساخت. مدیر باسابقهٔ جمعیت زندانی شد. سابقهٔ ریاست شمس پهلوی و پیوند نشان با پادشاهی برای حکومت تازه کافی بود تا سرمایهای ملی را از منظر تسویهحساب ایدئولوژیک ببیند.
در یادداشت رسمی ۴ سپتامبر ۱۹۸۰، جمهوری اسلامی اعلام کرد از آن پس هلال سرخ را به کار میبرد. کمتر از سه هفته بعد، ارتش عراق به ایران حمله کرد. کشوری که وارد جنگی طولانی میشد، نشانی را کنار گذاشته بود که نیمقرن پیش برای حفاظت از امدادگران ایرانی در میدان نبرد به رسمیت شناخته شده بود.
بااینحال، حتی جمهوری اسلامی نتوانست حق ایران را کاملاً دفن کند. در همان اعلام رسمی، بازگشت به شیر و خورشید سرخ در صورت پذیرش نشانهای تازه محفوظ ماند. در ۲۰۰۵ دولتها «بلور سرخ» را به عنوان نشان جدید تصویب کردند. اسناد کمیتهٔ بینالمللی صلیب سرخ هنوز شیر و خورشید را از نشانهای شناختهشدهٔ کنوانسیونهای ژنو میدانند، گرچه اکنون در عمل به کار نمیرود.
این سرگذشت معنای درست ملیگرایی را نیز روشن میکند. ملیگرایی، توان تبدیل یک نماد ملی به نهاد، بیمارستان، قانون و مسئولیت عمومی است. شیر و خورشید سرخ زمانی زنده بود که پشت آن هزاران تخت بیمارستانی و شبکهای از امدادگران قرار داشت.
روزی که ایران آزاد شود، بازگشت این نشان موضوعی فراتر از زیبایی پرچم خواهد بود. آن روز باید تصمیم گرفت که آیا ایران میخواهد رشتهٔ حقوقی و تاریخی خود را دوباره به دست گیرد. ژنو هنوز شیر ایران را میشناسد. این ما هستیم که باید آن را دوباره بشناسیم.
@drmasoudzamani2
تلنگر خراسانی
۷ اکتبر؛ قماری که آتش آن دامن طراحانش را هم گرفت
۷ اکتبر ۲۰۲۳، حمله حماس و گروههای همپیمانش به اسرائیل حدود ۱۲۰۰ کشته و ۲۵۱ گروگان برجا گذاشت. حمله به خانهها و کشتن و ربودن غیرنظامیان، با هیچ شعار سیاسی به افتخار تبدیل نمیشود.
حماس ضربه زد، اما ضربههای بعدی ستونهای رهبری خودش را شکست.
در ماههای بعد، اسماعیل هنیه، یحیی سنوار، محمد ضیف و شماری دیگر از رهبران و فرماندهان حماس در عملیات اسرائیل کشته شدند. سازمانی که برای دیگران نقشه جنگ میکشید، یکی پس از دیگری چهرههای اصلی فرماندهی خود را از دست داد.
حزبالله برای حمایت از حماس جبهه گشود؛ اما آتش جنگ به قلب تشکیلات خودش رسید.
حزبالله از ۸ اکتبر وارد درگیری شد. در ادامه این رویارویی، حسن نصرالله و هاشم صفیالدین کشته شدند و حملات اسرائیل ضربات سنگینی به این گروه وارد کرد؛ بخشهایی از لبنان نیز ویران شد. این دیگر صرفاً تبادل تهدید و نمایش موشک نبود؛ هزینهای واقعی بود که هم تشکیلات حزبالله و هم مردم لبنان پرداختند.
ارزیابی تازه مرکز پژوهشی ACLED نشان میدهد هر دو گروه حماس و حزب الله بخش اعظم از رهبران، فرماندهان و توان رزمی خود را از دست دادهاند. حماس در استانه نابودی کامل ، حزبالله نیز با محدودیتها و خطرات بسیارجدی روبهروست؛
اما تلخترین صورتحساب، به نام مردم نوشته شد.
در جنگ پس از آن حمله، عملیات اسرائیل بخش بزرگی از غزه را ویران کرد و ۷۵هزار فلسطینی کشته شدند؛ خانوادههای بیشماری نیز خانه و زندگیشان را از دست دادند.
در ادامه تسویه حسابهای ۷ اکتبر ، جمهوری اسلامی ایران که حامی اصلی این نیابتی هاست درگیر مستقیم ماجرا شد و رهبر و بسیاری از مقامات عالی رتبه سیاسی و نظامی خودرا از دست داد که هنوز ادامه دارد….
از حامیان این ماجراجویی باید پرسید: با این کارنامه، دقیقاً کدام دستاورد را جشن میگیرید؟ امنیت بیشتر مردم؟ زندگی بهتر؟ یا تشکیلاتی که در شرف نابودی کامل هستند؟
فلسطین، حماس نیست؛ لبنان، حزبالله نیست ، ایران هم جمهوری اسلامی نیست .
هیچ ملتی نباید وثیقه قمار یک گروه مسلح باشد.
پیروزی را با زندگی مردم میسنجند؛ نه با بیانیههایی که روی آوار صادر میشود!
@isargaran_pahlavi
