💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
前往频道在 Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
显示更多伊朗140 039未指定类别
277
订阅者
无数据24 小时
-57 天
+1130 天
帖子存档
Repost from 💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
شبتان پر از آرامشِ الهی؛
خداوند تمامِ خستگیهای پنهانِ دلتان را به آرامش، تمامِ اندوههایتان را به صبر، و تمامِ آرزوهای پاکتان را به بهترین تقدیر بدل سازد.
امشب، دلتان از هیاهوی دنیا دور و به رحمتِ بیپایانِ او نزدیکتر باشد. 🌙🤍
احساس میکنم مغزم و چشمانم از من نیستند؛
انگار خستگی، آرامآرام مرا از درون تهی کرده است...🖤
به چهرهی مردانهاش نگاه کردم…
اشک، بیاجازه از چشمانم سرازیر شد.
هیچگاه او را اینگونه ندیده بودم؛
مردی که سالها در ذهنِ من شبیهِ کوه ایستاده بود، ناگهان رنگِ خستگی به خود گرفته بود...
آن لحظه فهمیدم که مردها همیشه از آهن ساخته نشدهاند؛ فقط دردهایشان را عمیقتر دفن میکنند...و چه تلخ است روزی که ببینی کسی که پناهِ دیگران بوده، خودش دیگر جایی برای پناه بردن ندارد...🖤
دوست دارم صدایش را بشنوم؛
در میانِ تمامِ صداهای این جهان، هنوز آرامترین جایِ قلبم، طنینِ صدای اوست...
#هوای_دلتنگی..🖤
انسانیت به خاک سپرده شده است، تنها لباسهایش میانِ آدمها قدم میزنند...🖤
Repost from N/a
ادبیات،
عصارهی خونچکانی افکار است!
چیزی میانه،
و
تعادلآفرین میانِ عقل و دل است!
بهادبیات،
احترام بگذاریم...
جاوید محمدی
Repost from N/a
درد،
وقتی به گلو میرسد،
ضربانِ قلب
جایش را
به لرزشِ دستوپا میدهد…
#مسعوده@writermasooda
دوست دارم از سخنانش کتابی بنویسم؛
از هر جملهاش فصلی بسازم و از هر سکوتش معنایی بیاموزم...
دوست دارم برای تکتکِ موهای سپیدش شعری بسرایم؛
برای سالهایی که بر شانههایش نشستهاند و وقاری که زمان نتوانسته از او بگیرد...
دوست دارم از رفتارهایش تصویر بسازم، تا دنیا ببیند عزت چگونه راه میرود و وقار چگونه سخن میگوید...
او مرا دوست دارد و من او را؛
و گاهی تمامِ جهان، در همین یک جمله خلاصه میشود...
پدرم...🫂
