💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
前往频道在 Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
显示更多伊朗144 652未指定类别
279
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+730 天
帖子存档
چنان در چشمانت گم میشود آدم،
که انگار جهان، برای لحظهای از حرکت میایستد...🫣🤭
Repost from واژههای آرام/سلینا✍🎀
آرامش یعنی؛
بدانی خدایی است که اگر قدمی برایش برداری،
با حکمتاش هزار قدم سمتات میآید.🕊🌸
@wazhahayaram
این چند روز، به حلقههای سیاهِ زیرِ چشمانم خیره میشوم؛
دیگر آن روشناییِ قدیمی، در مردمکهایم زیست نمیکند، انگار شبها آرامآرام روحَم را تا مرزِ فرسودگی نوشیدهاند.
مرا میگویند: آوا، از غم مینویسی، تلخ و بیانگیزه…
از امید بنویس، از لبخند و خوشحالی...
اما از کدام امید سخن بگویم؟
از امیدی که در این عصرِ خسته، چون شمعی نیمهجان، پیش از طلوع خاموش میشود؟
از کدام لبخند بنویسم، وقتی بیشترِ آدمها با دهانی خندان و روحی فروپاشیده زندگی میکنند؟
من توانِ آرایشِ حقیقت را ندارم؛
بلد نیستم بر جنازهی زخمها گل بپاشم و نامش را آرامش بگذارم...
تلخ مینویسم، زیرا حقیقت، سالهاست در دهانِ این روزگار، طعمِ خون و خاموشی گرفته است.
و همینگونه خواهم نوشت…
تا روزی که کسی بفهمد پشتِ این واژههای سنگین، انسانی ایستاده که از شدتِ درد، حتی اشکهایش نیز جرأتِ فرو ریختن ندارند؛
انسانی که هر شب، بخشی از وجودش را در تاریکی دفن میکند و صبح، با صورتی آرام، میانِ آدمهایی راه میرود که هیچگاه عمقِ ویرانیاش را نخواهند فهمید....
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
نیازی به آزمودنِ من نیست...
من یک شخصیت دارم، نه هزار چهره؛
و شاید بیشتر از آن چه دیده میشود، سنگین و واقعی..
وقتت را برای امتحانِ من هدر نده..
که حقیقتِ من، با تردیدِ تو تغییر نخواهد کرد..🖤
امروز مرا از هر جهت آزردند؛
آنقدر که حتی سکوت هم دیگر مرهمِ این خستگی نیست....🥀
هر قطره اشکی که ریختم، بیصدا میان نامها تقسیم شد و مرا آرامآرام فرسوده ساخت.
آنها در سرخوشیِ خود میخندند و من، همهچیز را به خدا سپردهام....
واژه های رمانش را دوست دارم، زیبا عمیق نگارش کرده، امروز مطالعه داشتم..
نگران گناهان خودتان باشید..!
خداوند از شما در باره گناهان من نخواهد پرسید..🖤
من برای تو، بیشتر از همه نامه نوشتم؛
واژههای ساده، تلخ، بیریا و شیرین ساختم و شبهای زیادی را با نامِ نیامدهات سر کردم.
منتظرم تا بیایی، تا تمامِ بیتهای عاشقانه و واژههای لبریز از حلالیت را نثارت کنم؛
واژههایی که سالها در سکوت، میانِ خستگیِ این دل بالغ شدند.
من جایِ نامت را خالی گذاشتهام؛
و هیچ اسمی را هرگز در آن خلأِ خاموش وارد نخواهم کرد...در همین انتظار خواهم ماند…
حتی اگر زمان، آرامآرام چیزی از روحم کم کند.
میدانم روزی، چیزی از جانبِ خدا به من خواهد رسید؛
و شاید همان، آخرین دلیلِ لبخندِ این قلبِ فرسوده باشد...
#آوای_گمنام..🍃
#انتظار..🍂
زیباست واژههایتان برای من؛ همین توصیف، خود بالاترین معناست برای من...🫀🫂
