ch
Feedback
⚓︎

⚓︎

前往频道在 Telegram

زن زندگی آزادی تا ابد و تا همیشه!

显示更多
未指定国家未指定类别
704
订阅者
-524 小时
+117 天
+2130 天
帖子存档
احمق

بللخره

پاکش کردم

تزحث۹۹

وبجث۹

چرا پرایوت شریرست

وای

دو تا پرایوت شیر واسه چی

چه قشنگهخسنصج

وایسا بخونم

کوچه بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید، تو به من گفتی: از این عشق حذر کن! لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن، آب، آیینi عشق گذران است، تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است، باش فردا، که دلت با دگران است! تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن! با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم! سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد، چون کبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم، باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم! اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید! یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم. نگسستم، نرمیدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم! -فریدون مشیری

وایستا شعررو بفرستم

دینا اسم جالبیه🗣🗣

=)

https://t.me/limllb/17163 ایشون با من هم اسمه😭✨

دلم برای شعر حفظ کردن تنگ شده. به شعر بود از فریدون مشیری حفظ کرده بودم برای دوستام خوندم الان دلم یه شعر میخواد باز حفظ کنم:)

رفت پایین خیلی راحت و خوشمزه

😭😭😭😭

https://t.me/limllb/17159 وضعیت بدیه جدی-

نمیشه بازم زیاد باها محرق بطندی؟