Beta Version
前往频道在 Telegram
یک دانشجوی پزشکی در حال آپدیت. 🔄 هیچچیز اینجا بینقص نیست؛ به نسخه بتا خوش آمدید.
显示更多未指定国家未指定类别
332
订阅者
+2724 小时
+97 天
+4330 天
帖子存档
330
نتیجه فقط وضعیت امروزت رو نشون میده.
نه ظرفیت فردات رو
اگه خوب شد ریشه بساز اگه نشد راهت رو
#شبتون_آروم✨
330
نتیجه فقط وضعیت امروزت رو نشون میده. نه ظرفیت فردات رو
اگه خوب شد ریشه بساز اگه نشد راهت رو
#شبتون_آروم✨
330
خونه اومدنی پسر بچهای رو دیدم که شاید هفت هشت سال بیشتر نداشت. سیگاری لای انگشتای کوچیکش بود و با فندک بازی بازی می کرد تا روشنش کنه.
در عالم بچگی همیشه سختگیری ها و خط قرمز های پدر و مادرم رو کنترلگری میدیدم و بابتشون کلافه میشدم اما حالا که واقعیت جامعه رو میبینم تازه میفهمم اون نه گفتنها و محدودیتها چقدر محافظتکننده بودند.
قدر اونهایی که نگران مسیرتون هستند و چهارچوب میگذارند رو بدونید.
به خدا که رهایی بی قید آزادی نیست و فقط شانه خالی کردن از بار سنگین تربیتی هستش که باید برای ساختن آدم درست کشیده بشه.
یک روزی میرسید به جایی که آزادیتون کامل هست و امکانات در اختیارتون هست و اعتماد دنیا به شما جلب شده. اون روز وقتی به پشت سر نگاه کنید میفهمید تمام اون سختگیری ها قفس نبوده و ریشه همین تفاوت و اعتبار امروزتون هستش.
به این روزها و چهارچوبها اعتماد کنید.
تهش میارزه و قول میدم پشیمان نمیشین.
330
گاهی آدم فکر میکنه همهچیز قراره بینقص و بدون دستانداز پیش بره.
غافل از اینکه تمام این سنگریزهها، خستگیها و پیچهای تند، خودشون اصل رشد هستن.
هیچکدوم از این روزها هدر نرفته، همهشون بخشی از بزرگتر شدن تو بودن.
مهم اینه که جهتت درسته و ته این مسیر روشنه.
تو تمام خودت رو گذاشتی وسط و این باارزشترین داراییه.
حالا دیگه وقتشه دست از جنگیدن با فکرهات برداری و بار سنگین نتیجه رو بذاری زمین و بری سراغ همون بستنی توتفرنگی…😉
خیالت راحت مقصد سر جاشه و تو امروز خیلی بزرگتر از نقطهی شروعی.
#برای_تو
330
مرگ در قاموس ما از بیوفایی بهتر است.
در قفس با هر کسی بودن، ز تنهایی بدتر است.
مثل طفلی ناشی از باران، هراسان میشوم.
با تو بودن گاه از بی تو شکیبایی بدتر است.
نامهام را پاره کردی، سنگدل، اما بدان.
زخم ناخوانده به جا ماندن ز رسوایی بدتر است.
با تو دل بستن به فردا کار عقلِ خام بود.
اینچنین امروز مردن از فریبایی بدتر است.
#دکلمه
330
قضیهی کمد پره ولی لباس ندارم رو که می شناسید؟
دقیقا همین بلا سر قفسه ی کتاب های منم اومده.
کلی کتاب که نصفه موندن دارما ولی باز حس میکنم هیچی ندارم برای خوندن.
خلاصه که منو نباید از جلو کتابفروشی رد میکردید…
بله دو تا کتاب جدید اضافه شد🚶🏻♂📚
330
نگاه گزنفون توی کتاب تربیت کوروش به مفهوم قدرت تصویر خیلی متفاوتی از یک پادشاه به ما میده.
کوروش باور داشت که پادشاهی حقِ ویژهای برای لذت جویی یا انباشت ثروت نیست بلکه یک مسئولیت تماموقت است. معروف بود که خزانه حکومت رو پر از طلا نمیکرد بلکه اون رو به چرخش درمیآورد و می گفت: «ارزش یک شاه به گنج های مخفی شده در کاخش نیست. به امنیتیه که برای مردمانش ساخته و وفاداری ای که با بخشش به دست آورده.»
حکومتداری در روزگاری که شاهان با ایجاد وحشت ویران کردن شهرها و ساختن کوه از کلهها اقتدار نشون میدادن کار آسانی نبود اما او اقتدارش رو بر پایهی نظم، تدبیر و کرامت انسانی بنا کرد.
۴ شهریور زادروز کوروش بزرگ پادشاهی که تعریف قدرت و رهبری را بازنویسی کرد گرامی باد. 👑
330
+1
#معرفی_کتاب
بریم سراغ معرفی کتاب بعدیمون:
ده روزی که دنیا را تکان داد
ماجرا درباره روزهای پرالتهاب انقلاب روسیه هستش که از چشم یه روزنامهنگار آمریکایی روایت میشه. کسی که دقیقا همون روزها وسط خیابونهای یخزده و پر از آشوب حضور داشته.
جایی درست وسط تاریخ
جذابیتش اینجاست که این کتاب اصلا تاریخی خشک نیست بلکه گزارش زنده و بدون سانسور از روزهایی هستش که سرنوشت دنیا رو تغییر داد.
فکر میکنی تاریخ خسته کنندست؟ این کتاب نظرت رو عوض میکنه.
به شدت خوندنش رو پیشنهاد میکنم.
330
امروز روز پزشکه
البته من که هنوز اول مسیرم و پیش خودم میگم.
فعلا چه پزشکی چه کشکی😅
ولی قشنگ ترین قسمت ماجرا این بود که اصلا حواسم به تقویم نبود و با پیام تبریک آدمای زندگیم فهمیدم امروز چه روزیه.
واقعاً حس بینظیری بهم داد.
خدایا شکرت واسه وجود اینجور آدما تو زندگیم…
اینکه بدونی آدمایی هستن که تو شلوغیهای روزمرشون به یادتن از هر تایتل و عنوانی قشنگتره. ✨
#بماند_به_یادگار
330
کیفیت آدمای اطرافم همیشه برام از کمیتشون مهمتر بوده.
دایره ارتباطیم کوچیکه اما برای همین دو سه نفر همیشگی تو شلوغترین روزام هم وقت دارم.
خط قرمزم آدمای مودی، بلاتکلیف و اوناییه که فازشون هر روز عوض میشه.
خیلی سادست:
تو یک پله بری عقب، من صد پله ازت دور میشم.✌️
330
#معرفی_کتاب
خب و بالاخره بریم سراغ اولین معرفی کتابمون: کتابخانه نیمهشب
داستان درباره دختری هستش که به ته خط میرسه و تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده. اما وقتی چشم باز میکنه، خودش رو تو یه کتابخونه بیانتها میبینه.
جایی بین مرگ و زندگی.
جذابیتش اینجاست که هر کتاب توی این قفسهها یکی از زندگیهایی هستش که میتونست داشته باشه، اگه تو گذشته تصمیمهای متفاوتی میگرفت.
اگه شما هم از اون دست آدمهایید که زیاد به
«چی میشد اگه فلان کار رو میکردم» فکر میکنید، به شدت خوندنش رو بهتون پیشنهاد میکنم
