غزلنامه
关闭频道
«من غزل هستم، دختری که واژهها از چشمانش متولد میشوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777
显示更多未指定国家未指定类别
293
订阅者
无数据24 小时
-67 天
-2530 天
帖子存档
293
من از هر انسان آزاده و حق طلب با هر عقیده ای میخوام صدای بچه ها و خانوادشون باشن
چون شرافت انسانی جز با حمایت از حق و عدالت معنایی نداره
سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم یعنی حمایت از اعدام شدن یدونه بیگناه🖤💔
نوشته و تصویر از فرزند ایران و جان فدای میهن، نوید افکاری
293
خیلی سخته برای آدمایی خداحافظی بنویسی که حقشون زندگی بود.
فقط میخوام بدونید که یادتون از ذهنمون پاک نمیشه. اسمتون، قصهتون و چیزی که پشت سرتون جا گذاشتید، فراموش نمیشه؛ قهرمانها🙂🙂
فرزند ایران و جان فدای میهن، ابوالفضل سپاهی.
فرزند ایران و جان فدای میهن، علیرضا سپاهی.
فرزند ایران و جان فدای میهن، امیر حسین صفری.
293
این بچه های 17_18ساله باید الان درگیر امتحان نهایی میبودند، نه محباره ای که حتی اسمش ام به گوششون تا آشناست.
جرمشون چی بوده؟
ساکت نموندن؟ بی تفاوت نبودن؟
احمق نبودن؟
جرم اون دختر چی بوده که حتی اعدام تو ملع عام و هم براش کم دونستید و قبلش باکرگیش و ازش گرفتید چون تو قرآننننن کریممم گفته؟
چون دینه؟
کافرم اگه مسلمون شمایید
293
Repost from کافه سیاست 👑
📢🚩 درواقع چهارده نفر از بچهامونو میخوان تو اصفهان در ملا عام اعدام کنن با اذان صبح.
اسامی کسانی که قراره اعدام بشن که آخریش اسم یه دختر هست.
مردم تجمع کردن تو میدان علیخانی اصفهان تا صدای بچها باشند و جلوی این فاجعه رو بگیرن.
✍@politicscafe
293
این بچه های 17_18ساله باید الان درگیر امتحان نهایی میبودند، نه محباره ای که حتی اسمش ام به گوششون تا آشناست.
جرمشون چی بوده؟
ساکت نموندن؟ بی تفاوت نبودن؟
احمق نبودن؟
جرم اون دختر چی بوده که حتی اعدام تو ملع عام و هم براش کم دونستید و قبلش باکرگیش و ازش گرفتید چون تو قرآننننن کریممم گفته؟
چون دینه؟
کافرم اگه مسلمون شمایید
293
کاش تهران نبودم،
کاش اصفهان بودم
کاش کاری جز نوشتن، از دستم ساخته بود
#اصفهان_بپاخیز،
ملت تو رو شرفتون تا صبح خیابونهای اطراف محل اعدام تجمع کنید و #اعتراض کنید به اعدام این جوانان. اصفهان امشب وقت خواب نیست .
293
این هارو میبینید آقای رنگو؟
این ها جوونای وطناند.
اسم داشتند،
رویا داشتند،
آرزو داشتند،
خانواده داشتند،
عاشق بودند.
اینا همون خورشید هایی بودند که قرار بود از پشت کوه طلوع کنند،گلولههاتون نزاشتند.
ماموراتون نزاشتند.
آقای رنگو ما این هارا یادمون نمیرود. وطن با حافظه زنده است. گلوی شهر از زخمشون میسوزد. شهر با اسمان بیدار ایت، به امید انتقام گرفتن خون اینا شبش را صبح میکند.
آقای رنگو یک شهر داغدار است. قلب ایران درد میکند.
شهر پر شده از چیزهایی که صاحب ندارند.
کفشی که جفتش کامل نشد. گوشی که بیصدا زنگ میخورد اما پاسخی دریافت نمیکند.
لیوانی که لبهلش ترک برداشته.
چراغهایی که هنوز روشن اند،
اما کسی به خانه برنگشت.
عروسی که انتظار داماد را میکشد
و
دامادی که زیر خروارها خاک دفن میشود.
آقای رنگو اینجا حتی گریه مجوز میخواست...
آقای رنگو ما داغداریم همین...
فریاد نمیزنیم
چون داغ صدا ندارد
اقای رنگو!
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق سگان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
_غزلچشمی
293
امشب آخرین دیدار امیرحسین با خانوادش بود…
به خانوادش گفتن فردا برای تحویل پیکرش برگردن…
#امیرحسین_صفری ۲۷ سالشه…
دیگه چیکار باید کنیم این جنایت متوقف بشه…
293
میدان علیخانی شلوغه
بچهامونو قراره چیکار کنن..
دل هممون آشوبه💔
#علیرضا_سپاهی #ابولفضل_سپاهی #امیرحسین_صفری
293
میان صفحههای کتاب، گلِ خشک میگذارند تا خاطرهها را حفظ کنند.
من اما، خودم را میان همان شعرِ نیمهخوانده جا گذاشتم؛ لای صفحهی هفتاد و سه.
هر بار دلتنگت میشوم، سراغ همان کتاب شعر میروم؛ سراغ همان شعرِ نیمهخوانده. اما هر بار که شعر را تا انتها میخوانم، کامل نمیشود؛ انگار تقدیرش این است که تا ابد نیمهخوانده بماند.
شاید بعضی شعرها با واژه تمام نمیشوند؛ با بازگشتِ کسی تمام میشوند.
ای عشقِ کهنهی جا مانده در لابهلای کتابهایم،
بیا...
بیا شعرِ نیمهخوانده را تمام کن.
بیا غزلِ عشق را از همان صفحهی هفتاد و سه ادامه دهیم، پیش از آنکه غبارِ غریبی بر آن بنشیند.
بیا...
دفترِ عشقم را به مُهرِ بوسههایت مزین کن؛
تا همانجا که نه شعر به پایان رسید،
نه دوست داشتنِ من.
✍_غزلچشمی
