ch
Feedback
غزل‌نامه‌

غزل‌نامه‌

关闭频道

«من غزل هستم، دختری که واژه‌ها از چشمانش متولد می‌شوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777

显示更多
未指定国家未指定类别
293
订阅者
无数据24 小时
-67 天
-2530 天
帖子存档
خداوندا! آرامشی عطا فرما تا بپذیرم، آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم. شهامتی ده که تغییر دهم، آنچه را که میتوانم. و دانشی که تفاوت این دورا بدانم. آمین!

یه زمانی با یکی از دوستان یه دعایی همیشگی رو میخوندیم. همیشه جواب میداد... آخرین بار با اون خوندم. قبل دی. می‌خوام دوباره بخونمش:)))) میگه که:

امیدوارم بتونم رها کنم و به خدا بسپرم و زندگی کنم...

ترازو چند میشه؟ کنکور چی میشه؟ چه دانشگاهی برم؟ الان برم یا بهمن؟ اگه نتونم کارمو با دانشگاه هماهنگ کنم چی؟ اگه نتونم همزمان هم کار کنم هم دانشگاه چی؟

و حالا دلیل نشخوار فکری چیه؟ بله درست حدس زدید آیندههههه

من اول شروع کردم به نوشتن تا کمتر نشخوار فکری کنم. و الان نشخوار فکری نمیزاره بنویسم

و خوب دقیقا یه فکری میاد سراغم. اینکه چرا می‌نویسی؟

یا بزارم مدتی تعلیق بمونه تا ذهنم باز بشه... تا دوباره بتونم بنویسم

حتی امروز داشتم فکر میکردم چنل و دلیت کنم...

شاید چون این روزا ذهنم خیلی درگیره تمرکز ندارم

کلمه ها از ذهنم گریزونن

ایده‌ای ندارم انگار

نمیتونم بنویسم...

زیاددددددددددد

کم آوردم

باز نصفه شب شد اومدم باهاتون درد و دل کنممم:)))

بچه ها بیداریدددد؟

«عشق تو خوابی بود و بس، نقش سرابی بود و بس. این آمدن، این رفتنم، رنج و عذابی بود بس.»

-2147483648_-227167.webp0.25 KB