679
订阅者
-2124 小时
+467 天
+23230 天
帖子存档
725
من و مامانم برای هم ریلز میفرستیم در حالی که هر دو ما میدونیم هیچوقت ریلز های همو نگاه نمیکنیم🎀
725
دوست دارم با یه آدم غریبه که هیچی از من و زندگیم نمیدونه، بشینم و راجع به دونه دونه جزییات زندگیم باهاش حرف بزنم.
725
بعضی وقتها هر چقدر یچیزی رو با تک تک سلولهای وجودت هم بخوای قرار نیست بشه، شاید یه چیز بهتر هست، شاید قسمت نیست، شاید نباید بشه، شاید باید درس بشه، شاید سرنوشت این رو نمیخواد.
725
در را بستم، و برای همیشه از آنجا رفتم، برای من همیشه درها بسته بود، این یکی را هم خودم میبندم.
