پارآگرافِ نآتَمام؛
前往频道在 Telegram
و گوشهایی که در سکوتِ شب، بیقضاوت میشنوند. @Paragraphnatamambot http://t.me/HidenChat_Bot?start=6783657895
显示更多未指定国家未指定类别
231
订阅者
-524 小时
-487 天
-7330 天
帖子存档
همشون تو این چندماه یا شش کیلو کم کردن، صدتا کتاب خوندن، مهارت جدید یاد گرفتن یا ورزش میکنن و علاقشونو پیدا کردنن
دیگر نمیدانم باید از چه بنویسم؛ از قطعیِ برق و آب، از گرانیِ یک لقمه نان، از کشتارهای دستهجمعی، یا از اعدامهایی که در ملأعام رخ میدهند؟ از منی که هنوز زندهام و از آنهایی که دیگر نیستند؟
انگار حالا دیگر همهٔ ما تنها تلاش میکنیم زنده بمانیم، نه زندگی کنیم. زندگی کردن، برایم دیگر آن معنای گذشته را ندارد. هر بار که از منجلاب بیرون میآییم و میخواهیم به زندگیمان سر و سامان بدهیم، حادثهای تلخ و دلخراش از راه میرسد؛ و صبح، چشممان را با خبرهایی باز میکنیم که مو بر تنمان سیخ میشود.
با همهٔ اینها، هنوز به یک چیز باور دارم؛ خورشید هیچگاه برای همیشه پشت ابر نمیماند.
