هیلز
前往频道在 Telegram
هانا/هَنا هستم Daily of the witch • learning to heal, to grow, to fly🌿🌤️🌸 💌
显示更多未指定国家未指定类别
359
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
359
انگاری یه رعد خورده باشه توی قلبم و همه غمام رو سوزونده باشه. همینطوری یهویی، دیدم پاییز شده و من الان آدم خیلی خیلی خیلی خوشحالتریم.
359
شاید باید بپذیری که درد مزمنت، همیشگی خواهد بود. شاید باید مدتی دست از تلاش برای بهبودش برداری، یکم شل کنی و منتظر تموم شدنش نمونی.
شاید اگه بپذیری که خوب شدن قرار نیست حالاحالا ها رخ بده، بتونی میون این همه رنج تحمیلشده، کمی هم زندگی کنی. میتونی؟
359
Born to be an artist, live for شعر و شاعری
Forced to just stay alive and think about how to fix my بدن
359
گاهی آدم ترجیح میده ساکت بمونه. نه چون چیزی برای گفتن نداره، نه چون آدمهای اطرافش براش مهم نیستن؛ فقط حرف زدن چیزی نیست که این روزها بهش نیاز داشته باشه. حتی توضیح دادنِ اینکه چرا حرف نمیزنه هم خودش یک جور حرف زدنه، و شاید همین، همهچیز رو سختتر میکنه.
359
هرچی جلوتر میرم، کمتر دلم میخواد از خودم برات بگم. اصلا هرچی که بوده رو گفتم، دیگه چیزی برای گفتن نمونده. ما همهچیمون رو با هم یکی کردیم؛ اشکالی نداره گاهی اوقات سکوتمون رو هم با هم تقسیم کنیم.
میدونی؟ بیشتر از قبل دلم میخواد بشنومت، ساعتها نگاهت کنم و بیاینکه تلاشی برای دیده شدن بکنم، یه گوشه کنارت بشینم و دستت رو نوازش کنم.
تو باشی، تو بگی؛ من باشم، من هیچی نگم. فقط باشیم و پر شیم از بودنِ هم.
بدون تلاش برای بودن. بودن زیاد. بودن و حل شدن تو هم.
359
Repost from something's fishy 🧜🏽♀️
اولین باری که این تصویر رو دیدید یادتونه؟
یادتونه چه حسی داشتین؟ چه فکری کردین؟
یادتونه همچین تصویری چقدر عجیب بود؟
359
تابستون داره تموم میشه، بیاید از خودمون سوال بپرسیم و با توجه به جوابهامون برنامههامون رو آپدیت کنیم و به استقبال پاییز بریم.🍁
چندتایی که من دارم بهشون فکر میکنم:
کدوم بخش از شخصیت امروز من، یه زمانی برای زنده موندن یا کنار اومدن با زندگی لازم بود، ولی الان دیگه به دردم نمیخوره؟
من واقعا چه زمانی احساس میکنم خودِ خودمم؟
اگر قرار نبود چیزی را به کسی ثابت کنم، این روزها دنبال چه چیزی میرفتم؟
کدام ویژگی من اگر درست هدایت شود، میتواند تبدیل به نقطه قوت بزرگی شود؟
چه چیزی رو در آدمهای دیگه تحسین میکنم که شاید خودم هم آرزوی داشتنش رو دارم؟
چه چیزی در زندگی من واقعا انتخاب خودم بوده و چه چیزهایی را فقط چون بقیه اینطور زندگی میکنند، دنبال کردهام؟
کدام ترس من خودش را به شکل تنبلی، خوابآلودگی یا بیحوصلگی نشان میدهد؟
اگر قرار بود زندگیام یک پروژه شخصی باشه، الان مهمترین باگش چیه؟
کدوم درد قدیمی هنوز داره برای من تصمیم میگیره؟
اگر امروز قرار بود هیچ مشکلی رو حل نکنم، فقط خودم رو مشاهده کنم، چی کشف میکردم؟
اگر زندگی من قرار نبود پروژهی جبران گذشته باشد، امروز چه شکلی میشد؟
من وقتی میگویم «میخواهم عوض شوم»، دقیقا میخواهم چه چیزی دیگر تکرار نشود؟
چه چیزی را باید یاد بگیرم که هیچکس نمیتواند به جای من انجامش دهد؟
359
اینکه از یه سری آدمها بهخاطر رفتارهای بهخصوصشون فاصله میگیری و نمیتونی تحملشون کنی، درحالی که خودت یه زمانی شبیهشون بودی، دلیل نمیشه بابتش سرزنشت کنن یا اون رفتارها رو هویت الانِ تو بدونن.
آدمها تغییر میکنن. تو حق داری از گذشتهت عبور کنی و انتخاب کنی با کسایی نگردی که ارزشهاشون دیگه همراستای تو نیستن.
حتی اگه یه روزی مثل اونا زندگی میکردی. حتی اگه بهترین دوستات بودن.
359
وای این همیشه برام سوال بود که چرا یه سری آدما موقع وایسادن و یا راه رفتن هی پایینتنهشون و جلو میدن. اگه شماهم مثل میگو وایمیستید 🍤، بدونین از بس نشسته کارهاتون رو انجام دادید، دچار سندروم دد بات شدید! تو این ویدیو براتون خیلی واضح توضیح میده چه بلایی سر عضلاتتون اومده. +یه راهکار
359
نمیدونم چرا وقتی میخوام راجع به چیزهای مهم، خیلی مهم، حرف بزنم، توان تبدیل فکر به کلمه رو از دست میدم.
359
Repost from دوزخ امّا سرد
زن زندگی آزادی من رو تغییر داد. شیوهٔ نگاهم به خودم و اطرافم رو عوض کرد. آدمهایی که میشناختم رو تغییر داد. همهمون رو یک پله بیشتر دوستدار آزادی و متنفر از استبداد و اختناق کرد. نه در یک روز و یک لحظهٔ خاص، در هفتهها و ماههایی که ذرهذره بذر شجاعت و آزاداندیشی و نفی سانسوری که از مبارزه با محدودیت پوشش زنان شروع میشد و به انتزاعیترین امور سیاسی میرسید، رشد میکرد.
بسیار اشتباه در اون بخشهای سیاسی رخ داد. بسیار توهم و سادهاندیشیهای خام وجود داشت که هنوز چوبشون رو میخوریم. اینقدر که تا مدتی چشمم رو بیش از چیزهای درخشانِ دیگر میگرفتند. اما اون ظرافت و روح رهاییبخش و ستمناپذیر و عصیانگر جنبش هنوز برام کار میکنه. هنوز چیزیه که میشه با فکر بهش عزمها راسخ کرد. این نمود زنده بودن ایدههاست.
