یادداشتهاییکجادوگـر
前往频道在 Telegram
717
订阅者
-124 小时
+47 天
+14430 天
帖子存档
ادواردِ عزیزم ، می دانی دلتنگی چیست ؟
دلتنگی ! اَه ، چه واژه ی زشتی...آثارش هم مانندِ خودش زشت و وحشتناک است.
بوییدنِ پیراهنِ آبی رنگ مردی که سال هاست به خانه نیامده ، بوسیدنِ لبه ی لیوانی که آخرین بار او در آن قهوه نوشیده...نوازش کردنِ کلاویه هایِ پیانویی که آخرین بار انگشتانِ او رویش رقصیدند و سوگواری برای آن رز هایِ خشک شده ی یادگاری.
همیشه دوست داشتم یه تینیجرِ آمریکایی باشم که با دوستاش یه بندِ موسیقی سه نفره داره و استایل های عجیب و غریب میزنه
