یادداشتهاییکجادوگـر
前往频道在 Telegram
723
订阅者
+1624 小时
+77 天
+15130 天
帖子存档
از آبان ماه امسال که مامان رفت پیشِ خدا نزدیک به اومدنِ هر فصلِ جدیدی میشد با خودم میگفتم شاید زمستون بیاد،اگه زمستون نیاد بهارو حتما میآد،بهار هم نیومد تابستون میاد ولی الان دیگه امیدی نیست...مامان قرار نیست پاییز برگرده،قراره بیست و یکم آبان دوباره بره.دیگه چجوری به اومدنت امید داشته باشم مامان ؟ تو هر پاییز میری زیر خاک و هر فصل الکی دلِ منو به اومدنت خوش میکنی و آخرشم نمیای.
