ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

前往频道在 Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

显示更多
809
订阅者
+224 小时
+187 天
-13330 天
帖子存档
ولنتاین باید تو زنده بودی رها. تو.

Repost from N/a
+1
گفتی: اگر کسی دوست نداره جمع کنه از ایران بره. ولی فکر نکردی که یه ایرانی تا آخر عمرش ایرانی می‌مونه. -آلمان، مونیخ

اخبارِ ایران و آمریکا تو این روزا که در رابطه با جنگ شدن یا نشدن هی تغییر می‌کنه، شدیداً من رو یادِ سریالِ جیران می‌ندازه. پیاپی پیشِ خودم فکر می‌کنم که این بار کی پیش‌دستی کرده؟ کدوم کفایت خانمی تمامِ ثروتش رو داده؟ کدوم آقا خانِ نوری ای معامله کرده و این بار سرِ کدوم تاج و جواهرات و عهد‌نامه‌ای این ناو ها تا دمِ خلیج فارس می‌رن و برمی‌گردن...

I'm a feminist, obviously!

+1
وقتی دیدم اوه چه‌قدر موهام بلنده، فیلم گرفتم تا بمونه. خیلی وقت بود موهام رو نذاشته بودم این‌قدری شه. آسمون بود و، آسمون بود. زیراندازِ سفید انداختم و مثلِ آبجی بزرگایِ مهربون بچه رو هم راه دادم که بعداً ازم به خوبی یاد کنه. یکی که دیروز هم زنگ زده بود، امروز هم زنگ زد. برایِ این که دستپاچه نشه پر حرفی کردم و وقتی وسطِ حرف زدن گفت "خب دیگه مزاحم نباشم" فهمیدم بازم در مراعات زیاده روی کردم و به خودم خندیدم. یادم اومد هر سال ولنتاین یادِ این آهنگ می‌افتم. بعد گریه‌ی روزانه‌م رو با دیدن پستایِ سپهرِ بابا تیک زدم. انگار مسئولیت افتاده بود رو دوشم که حتما هر روز گریه‌م در بیاد. به مدتِ یک ماه! زیرِ کامنتایِ خانم رضایی بحثِ سیاسی کردم و عربی خوندم. این روزا کارامون این شکلی بود. معلوم نبود صرفا یه دخترِ کوچک بودیم با دغدغه ی سینگل بودن، یا یه جنگجو. ۲۴ بهمن سال ۱۴۰۴

گیرم گلابِ نابِ شما اصل قمصر است اما چه سود که حاصل گل‌های پرپر است؟ شرم از نگاه بلبل بی‌دل نمی‌کنید؛ کز هجرِ گل، نوای فغانش به حنجر است؟ از آن زمان که آیینه‌گردان شب شدید؛ آیینه‌ی دل از دَمِ دوران مکدر است. فردای‌تان چکیده‌ی امروز زندگی‌ست؛ امروزتان طلیعه‌ی فردای محشر است. وقتی که تیغِ کینه، سر عشق را برید؛ وقتی حدیث درد برایم مکرر است؛ وقتی ز چنگ شوم زمان مرگ می‌چکد؛ وقتی دل سیاه زمین جای گوهر است؛ وقتی بهار وصله ناجور فصل‌هاست؛ وقتی تبر مدافع حق صنوبر است؛ وقتی به دادگاه عدالت، طناب دار، بر صدر می‌نشیند و قاضی و داور است، از من مخواه شعرتَر، ای بی‌خبر ز درد! شعری که خون از آن نچکد؛ ننگ دفتر است. - از بیداد خراسانی

sticker.webp0.13 KB

اولش داشت خوب پیش می‌رفتاا😭😂 یهو زد تو فازِ آب را مجانی می‌کنیم برق را م😭😭😂😂😂😂😭😂 پ.ن: به خدا حرفِ سیاسی نمی‌زنیم ما اصلا تو خونه.

قربون تفکرات کمونیستیت برم من بچههههههه.

آبجیم کاملا کاملا کاملا رندوم:

حقِّ نون و نمک و انس و الفت که زنهار نمی‌شناسه میرزا به جنابِ صدر اعظم بگو میدونِ رفاقت میدونِ سیاست نیست. _جیران

photo content
+1

من یک بار در زندگیم به معنایِ واقعیِ کلمه جوابِ بدی رو با بدی دادم. و انتقام گرفتم. بد دلم سوخته بود. پشیمون نیستم. گاهی هم حتی وقتی یادم میاد حسِ شیرینِ انتقام لبخندِ کوچیکی رو لبم میاره. اما تقریبا هر دو شب یک بار، هنوز هم که هنوزه یادم می‌افته. دست و دلم می‌لرزه. از اول برام مرور می‌شه که یادم نره، و هر بار با فکرش غافل‌گیر می‌شم انگاری. یک چیزی تو وجودم هنوز اون روزو باور نمی‌کنه که منی با این روحیات اون‌جا بوده و از پسش بر اومده.

خوش به حالِ هر کسی که فارغه از حکایتِ وصل و حقارتِ هجران. آه از عشق به وقتِ تغیر آه از عاشق به گاهِ تنفر آه از معشوقِ جفا پیشه.. _سریالِ جیران

sticker.webp0.13 KB

گزارش رسانه CNN: حامیان جمهوری اسلامی ایران فردا شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند و همزمان درحال مذاکره با آمریکا هستند. چنین چیزی در تاریخ سابقه ندارد.

از بیشترین → کمترین تلفات تقریبی: انقلاب چین (۱۹۴۹ + جنگ داخلی) ≈ ۱۵ تا ۲۰ میلیون انقلاب روسیه (۱۹۱۷ + جنگ داخلی) ≈ ۷ تا ۱۲ میلیون انقلاب مکزیک (۱۹۱۰–۱۹۲۰) ≈ ۱ تا ۲ میلیون انقلاب فرانسه (۱۷۸۹–۱۷۹۹) ≈ ۴۰۰ هزار تا ۱ میلیون جنگ استقلال آمریکا (۱۷۷۵–۱۷۸۳) ≈ ۲۵ تا ۵۰ هزار ایران ۲۰۲۶ ≈ ۳۶ هزار انقلاب کوبا (۱۹۵۳–۱۹۵۹) ≈ ۱۰ تا ۲۰ هزار انقلاب ایران ۱۳۵۷ ≈ ۲ تا ۳ هزار بهار عربی – مصر (۲۰۱۱) ≈ ۸۴۶ تونس (۲۰۱۱) ≈ ۳۰۰ اوکراین (۲۰۱۴) ≈ ۱۲۰ انقلاب مخملی چکسلواکی (۱۹۸۹) ≈ نزدیک به صفر انقلاب گل رز گرجستان (۲۰۰۳) ≈ کمتر از ۱۰ انقلاب نارنجی اوکراین (۲۰۰۴) ≈ کمتر از ۵ انتقال قدرت اسپانیا پس از فرانکو (۱۹۷۵–۱۹۷۸) ≈ کمتر از ۵ استقلال هند از بریتانیا (۱۹۴۷، مرحله سیاسی پایانی) ≈ کمتر از ۵۰۰ در فاز انتقال قدرت فروپاشی شوروی (۱۹۹۱) ≈ کمتر از ۱۰۰ انقلاب آرام مغولستان (۱۹۹۰) ≈ ۰ انقلاب آرام استونی (۱۹۸۷–۱۹۹۱) ≈ ۰ انقلاب آرام لتونی (۱۹۸۷–۱۹۹۱) ≈ ۰ انقلاب آرام لیتوانی (۱۹۸۷–۱۹۹۱) ≈ ۰ استقلال ایسلند از دانمارک (۱۹۴۴) ≈ ۰

واقعا تاحالا به این فکر کردید که موقعِ سقوطِ حکومت ها سرتاسرِ جهان، خیلی وقتا چه آمارِ کم‌تری از قربانی‌ها یا شهدایِ اون انقلاب دستمون رسیده؟ بر فرضِ مثال که سی هزار تا مبالغه باشه. هر انقلابی که پیروز شد یا حتی نشد هم باید برایِ طرفداریِ بیشتر از خودش آمارِ بیشتر از اون‌چه که واقعا هست به اطلاعِ عموم برسونه دیگه؟ خب. یعنی حتی اگه این آمار مبالغه‌ست، پس اون یکی‌ها هم مبالغه‌ست و ما مسئله‌ای در این مورد نداریم. حالا دوباره برگردیم به این موضوع که، تا به حال فکر کردید که این تعداد آدم چههه‌قدر زیاده؟ یعنی واقعا هر حکومت و دولتی قبل از رسیدنِ به این تعداد از قربانی و کشته شده ها می‌ذاره می‌ره. تسلیم می‌شه. فرار می‌کنه یا کشته می‌شه. چرا دور بریم؟ همین انقلاب ۵۷، چه قدر مگه آدم جمع شد و کشته شد که شاه رفت؟ حالا شما تصور کنید، این آمار واقعی باشه. تصور کنید این حجم از کشتار در طولِ تاریخِ ایران بی‌سابقه باشه. یعنی ما حق داشتیم که تو کافه بشینیم و با ذوق بگیم قبلِ ۲۲ بهمن اینا رفته‌ن و وقتِ جشنِ ماعه. ما حق داشتیم. خوش باور نبودیم. چون ما می‌دونستیم آمارِ زیادی مخالفِ این حکومتن. و انقدر زیادن و شجاعن که حتما می‌ریزن بیرون و اعتراض می‌کنن و شعار سر می‌دن. چون هیچ‌کس فکر نمی‌کرد حالا که این همه آدم ریختن بیرون، این همه آدم بکشن تا نرن. هیچ‌کس فکر نمی‌کرد بمونن و تا این حد جنایت رو انجام بدن. هیچکس فکر نکرد این همه آدم بمیره. اون میز و اون صندلی های کافه و اون عموی کافه ای و من و اون، حالا همه تو بُهت موندیم. هیچ کدوممون فکر نمی‌کرد این همه آدم بکشن. این همه...

نمی‌دونم چطور بگم ولی دیدن راهپیمایی فرداشون به صورت جدیدی روانیم می‌کنه.

امشب مامان و آبجی که دوییدن بالا، زیرِ لب گفتم جمع، جمعِ عرزشیا. بابا زیرِ لب خندید. گفت: با سیاست باش. آدم بعضی وقتا خیلی چیزایِ درستی می‌دونه اما چیزی نمی‌گه. و من به این فکر کردم که دیگه چه قدر دیر بود برایِ این حرف. چه‌قدر..