ch
Feedback
نشانیِ سوّم

نشانیِ سوّم

前往频道在 Telegram

کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند، بی‌خوابیِ عجیبی خواهند کشید‌‌... بی‌خوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راه‌هایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175

显示更多
819
订阅者
无数据24 小时
-377 天
-27230 天
帖子存档
بابا این خنده‌دار نبود. این لبخند من از گریه غم‌انگیز‌تره.

چرا انقدر همه امشب زود خوابیدن؟

این دو تا ویس مسیجم خدا بودن خدا. خیلی کن بهش توجه کردین از دست دادین.

视频消息00:13

视频消息00:22

فــــــــــوࢪ کـــــن چـنڵ قشنگٺ 🌝 بریـــــم برای یک فولــــــــــدر ؛ +50 جذبـــــ🌱 شات جوینـــــت+ تگتو بفرست اینـــــجا🫴🏻

Repost from Dream .
این پیام رو فوروارد کن چنلت زیبآم،و اینجا و اسپانسر جوین باش تا توی فولدر بزارمت+115جذب بیاد برای چنلت🫐🩵🦋
شات جوینی اسپانسر بفرست بات زیر تا بیای تو فولدر @simsii_bot
حتما این تکست فور چنلت باشه و اسپانسر جوین باش چون چک میشه
🌟تنها ربات استارز و گیفت رایگان قابل اعتماد🌟

+1

اگه تا اون روزی که ممکنه بیاد و ممکنه نیاد این رو رو تکرار پلی کنم و گوش بدم چی؟

بعد شما خونه‌ی ما رو شبا ندیدید دوستان. اون اولای اثاث‌کشی من اشهدمو می‌خوندم دیگه راحت همون اول.

والا چه عرض کنم.

https://t.me/neshani_ha/3421 یعنی جن دیده؟

می‌گن پرنده‌ها یه چیزایی رو می‌بینن که ما نمی‌بینیم. وقتی که لیمو و فندق رو کنار هم نگه می‌داشتیم، فکر می‌کردیم شبا دعواشون می‌شه که لیمو خودشو می‌زنه به در و دیوارِ قفس و بالش خونی می‌شه. چند بار هم تو روز دعوا کرده بودن، ولی هیچ‌وقت ندیدیم چی می‌سه دقیقا و از کجا شروع می‌شه که می‌ترسه و خودشو به دیواره‌ی قفس می‌کوبه. وقتی لیمو رو دادیم خاله کوچیکه، فکر کردیم که قراره چالش بزرگی باهاش داشته باشن. اما حتی یک بار هم نگفتن که لیمو می‌ترسه، یا لیمو شبا خودشو به دیواره‌ی قفس می‌کوبه. امشب که تو اتاق بودم و به این فکر می‌کردم که آهنگِ جدیده رو یک بار دیگه پلی کنم یا نه، صدای بال و پر زدن اومد‌. از سرِ عادت بدو بدو دوییدم پایین و رفتم کنار قفس. فندق بود. بالش خونی شده بود. نفس نفس می‌زد و به این‌ور و اون‌ور نگاه می‌کرد. ردِ نگاهشو گرفتم. رفت، برگشت، رفت، برگشت. می‌گن پرنده‌ها یه چیزایی رو می‌بینن که ما نمی‌بینیم.

والا هر چی هم گشتم تو آشناها خورده شیشه دار پیدا نکردم. بوس بهتون.

(بچه‌ها چون می‌دونم مهربونید بیانش می‌کنم.) راستش این فوری که خورده این پست من رو یاد تروما‌هام‌ می‌ندازه و وحشت‌زده‌م‌ می‌کنه. اگه می‌شه بگید جایی فور زدید که به من مربوط نیست، و یا کلا غریبه‌اید، یا هر چی.

عطرِ شیرین، طعمِ تلخِ بودن.

There is no friend's house.mp37.53 MB

Repost from کنج آسمون
۴/۱/۲۳ #یار_دبیرستانی_من
+1
۴/۱/۲۳ #یار_دبیرستانی_من

لعنت به تو لعنت به تو لعنت به تو. ما بهترین بودیم بهترین. تو کلاسی که دیگه با هم دوست نبودیم معلم با اولین ورودش من و تو رو با هم اشتباه می‌گرفت. چند روز نگذشته بود که گفت: اگه جامعه رو بسپارن دست این دو تا دنیا گلستون می‌شه. همین پارسالش بود که معلم فلسفه دیگه فقط رو به من و تو درس می‌داد و آخر کلاس نگهش می‌داشتیم چون بحث جذابه. تو دستتو می‌نداختی گردنم، تو نگام می‌کردی، تو ولی همیشه وقتی تنها بودیم یادت میفتاد وجود دارم. ما بهترین بودیم و تو تصمیم گرفتی با روباه‌هایی که بزرگشون می‌کردم دوست شی.