ch
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

前往频道在 Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

显示更多
未指定国家未指定类别
241
订阅者
无数据24 小时
-27 天
+1330 天
帖子存档
امید رستگاری نیست بی افتادگی، اما کسی کز طاق دل افتاد هرگز برنمی خیزد صائب:)

باید یکیو استخدام کنم غصه‌هامو بخوره تلنبار شده خودمم جا ندارم.

اگر از عرش افتد کس، امید زیستن دارد کسی کز طاق دل افتاد، از جا برنمی‌خیزد! -صائب تبریزی

خب گراهام مرد لطفا خبر بعدی برای ترامپ باشه.🙏🏻

صلوات و دعا برای عزیزان جنوب کشور.

و شب به خیر.

حال مرا از شعرهایم بو نخواهی برد من پشت شعری که نخواهم گفت می‌میرم... -راضیه فولادوند

دیگه واقعا به سقف خیره‌شدن‌های قبل خواب بس است.

در انتظار نمان؛ هیچ‌کس نمی‌آید...
در انتظار نمان؛ هیچ‌کس نمی‌آید...

از ظهر منتظر بودم آخر شب شه گریه کنم الان که وقتش شده بغضم رفته. خب گریه‌جان مگه من مسخرهٔ توام؟

نمی‌دونم چرا این‌جوریه ده برابر گرمای از این بیشتر رو توی عراق تحمل می‌کنیم ولی کف تهران پس می‌افتیم.

🔴شعر رهبر شهید انقلاب خطاب به امام رضا (ع) 🔸فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن 🔸بگشای صفحه‌ای دگر
🔴شعر رهبر شهید انقلاب خطاب به امام رضا (ع) 🔸فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن 🔸بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمال بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن 🔸ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن (ع) گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن 🔸ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ای زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن 🔸بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن 🔸اینک هزار دست تمنّا گشوده بین دست کرم گشاده به رسم کرام کن 🔸دارالشّفای آتش و آب است این سرای سوز دل مرا به نمی التیام کن 🔸دیری است ز آشیانه جدا مانده‌ای «امین» غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن 🔸دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسی از بارگاه فیض رضا (ع) توشه وام کن 🔸و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن 👈دریافت آخرین اخبار: سایت | ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 🆔 @snntv

دستم نمی‌رسد که در آغوش گیرمت ای ماه با که دست در آغوش می‌کنی؟...

آن طرف جمع دوستان جمع است این طرف ما و غربت و دوری...

قسم به وعدهٔ شیرین من یمت یرني که ایستاده رسیدی به وصل مولایت...

شهید، زنده و ماناست، مردگان ماییم...

و آیا وداع را تاب می‌آوری؟

وهل تطیق وداعاً؟ دلت نمی‌آید...