ch
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

前往频道在 Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

显示更多
未指定国家未指定类别
241
订阅者
-124 小时
无数据7 天
+1230 天
帖子存档
سارا الان جیغ می‌زنم. :)

توی قرآن خوانده‌ام، يعقوب يادم داده است دلبرت وقتی کنارت نيست کوری بهتر است!

با این که از حامد عسکری خیلی خوشم نمیاد اما جا داره این بیت هم بذارم:

دیده را فایده آن است که دلبر بیند ور نبیند چه بود فایده بینایی را؟

Repost from N/a
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو اُفتد، فدای چشم سیاهت..

语音消息01:22

خب دلم خواست بخونمش چون غزل موردعلاقه‌مه.

دریغ می‌کنی از من نگاه را حتی و نیز زمزمهٔ گاه‌گاه را حتی من و تو ره به ثوابی نمی‌بریم از هم چرا مضایقه داری گناه را حتی؟ تو اشتباه بزرگ منی ببخشایم به‌ دیده می‌کشم این اشتباه را حتی به من که سبز پرستم چه گفت چشمانت؟ که دوست‌دارم بخت سیاه را حتی به دیدن تو چنان خیره‌ام که نشناسم تفاوت است اگر راه و چاه را حتی □ اگر چه تشنهٔ بوسیدن توام ای چشم! بخواه، می‌کُشم این بوسه‌ خواه را حتی بیا تلالؤ شعرم بر آب‌ها امشب تراش می‌دهد الماس ماه را حتی #محمدعلی_بهمنی

Repost from •خلوص•
از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی با چون منی به غیر محبت روا نبود

Repost from N/a
چه عاشقانه‌ی تلخی، که جام‌مان دیگر به هم نخورد و همان شد که دل‌بخواه تو بود

نمی‌دونم ولی حس می‌کنم کسی دعام کرد و‌ حالم بهتر شد.

زمان ما اردوی آفتابگردان‌ها بردنمون قم و تهران و اصفهان اون‌وقت اینا رو بردن انزلی تبعیض تا کجا؟

نشود دفتر درد دل مجروح تمام لَوْ اَضافوا صُحُفَ الدَّهْرِ اِلی اَوْراقی...

‌ اهل دردی که زبان دل من داند نیست دردمندم من و یاران همه بی‌دردانند

فردا روز بزرگداشت شهریار و شعر و ادب فارسیه؛ قشنگ‌ترین بیتی که تو ذهنتونه رو بفرستید. https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb

گفت چی خوش‌حالت می‌کنه؟ گفتم نمی‌دونم. هیچی. هیچی مطلق.

بازت ندانم از سر پیمان ما که برد باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد چندین وفا که کرد چو من در هوای تو وآنگه ز دست هجر تو چندین جفا که برد بگریست چشم ابر بر احوال زار من جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد؟ گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ای گفتا کدام دل؟ چه نشان؟ کی؟ کجا؟ که برد؟ سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست ما را غم تو برد به سودا تو را که برد توفیق عشق روی تو گنجی‌ست تا که یافت باز اتفاق وصل تو گویی‌ست تا که برد جز چشم تو که فتنهٔ قتّال عالم است صد شیخ و زاهد از سر راه خدا که برد سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد #سعدی

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری برآید از دلم آهی بسوزد هفت‌دریا را #سعدی

انقدر صدام گریه‌ایه رغبت نمی‌کنم بخونمش.

در انتها تویی و مجلس عزای خودت کسی به غیر خودت نیست آشنای خودت کسی برای تو آهی نمی‌کشد از دل خودت بسوز و بدم در تنور نای خودت به هرصدای خوشی، بی‌گدار، دل مسپار بخواب با غم و اندوهِ لای‌لای خودت به وقت گریه به آغوش خود پناه ببر که نیست گرم‌تر از امنِ شانه‌های خودت زمان رفتن تو، هیچ‌کس کنارت نیست فقط تویی و سر خاک، های‌های خودت صدای فاتحه‌ای از کسی نمی‌شنوی بخواب و فاتحه‌ای هم بخوان برای خودت... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|