ch
Feedback
"پُرگویی های میانِ جادو"

"پُرگویی های میانِ جادو"

前往频道在 Telegram

https://t.me/+Zz54Bxp7s89kZTI0 پناهگاه امنی باشد برای من، تو، خیالمان📖 راه ارتباطی : @Theoldradiobotbot

显示更多
未指定国家未指定类别
195
订阅者
-124 小时
-17 天
-1530 天
帖子存档
视频消息00:16

+1
عاشق این هوام

🙂‍↕️🙂‍↕️
+3
🙂‍↕️🙂‍↕️

هوای امروز: تابش گرم نور خورشید + وزش نسیم + آسمان آبی+ نزدیک های ظهر قرار خیلی گرم بشه

داستان دست ها

شب بخیر . . .🌌

🙂‍↕️
+1
🙂‍↕️

هرچند زبانزد شده دیوانگی ما در شهر کسی نیست به فرزانگی ما از طعنه مردم دل مجنون نشود خون ؛ بگذار بخندند به دیوانگی ما . . -احسان انصاری✍🏻‌ | شـعـر

جدا شو از دو عالم تا توانی با خدا بودن که دارد دردسر بسیار، با خلق آشنا بودن بکش در زندگی مردانه جام نیستی بر سر که باشد در بلا بودن، به از بیم بلا بودن دم تیغ قضا از چین ابرو برنمی گردد ندارد حاصلی دلگیر از حکم قضا بودن ثمرهای گرامی در بهشت جاودان دارد درین بستانسرا یک چند بی برگ و نوا بودن به سیم قلب باشد ماه کنعان را خریداری به امید غنای جاودان چندی گدا بودن ز طوفان حوادث لنگر تمکین مده از کف که دریا می کند دل را به تلخی ها رضا بودن میاور رو به مردم تا نگردانند رو از تو که باشد بر خلایق پشت کردن مقتدا بودن چو پل از بردباری بگذران تقصیر خلق از خود نباید تند چون سیلاب با قد دو تا بودن تمنا را ز دل، چون سگ ز مسجد، دور می سازی اگر دانی چه مطلب هاست در بی مدعا بودن سواد فقر می بخشد حیات جاودان صائب درین ظلمت نباید غافل از آب بقا بودن «صائب تبریزی» |شعر

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یار ترین سینه را ساختی از عشقش سرشارترین آنکه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین چه دل آزارترین شد
+1
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یار ترین سینه را ساختی از عشقش سرشارترین آنکه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین چه دل آزارترین شد چه دل آزار ترین - فریدون مشیری

هوای امروز: گرمای شدید+ آفتاب سوزان + هیچ بادی نمیاد + آسمان آبی

هوای امروز: گرمایش از آسمان + وزش نسیم خنک + آسمان آبی+ نور خورشید

هوای امروز>>>>
+3
هوای امروز>>>>

مثل کبریت کشیدن در باد زندگی دشوار است من خلاف جهت آب شنا کردن را ، مثل یک معجزه باور دارم. آخرین دانه کبریتم را میکشم در این
+1
مثل کبریت کشیدن در باد زندگی دشوار است من خلاف جهت آب شنا کردن را ، مثل یک معجزه باور دارم. آخرین دانه کبریتم را میکشم در این باد . هرچه بادا باد . - سهراب‌سپهری | شـعـر