"پُرگویی های میانِ جادو"
前往频道在 Telegram
https://t.me/+Zz54Bxp7s89kZTI0 پناهگاه امنی باشد برای من، تو، خیالمان📖 راه ارتباطی : @Theoldradiobotbot
显示更多未指定国家未指定类别
194
订阅者
-124 小时
-17 天
-1530 天
帖子存档
+1
زندگی آب روانی است، روان می گذرد
هر چه تقدیر من و توست، همان می گذرد
-شــعر
هوای امروز: خورشید تصمیم گرفته است دهن مردم را سرویس کند+ وزش باد را داریم+ آسمان آبی بدون ابر
به پرنده بودن بیشتر فکر کردم ؛ درسته است که بال دارند و پرواز میکنند می روند به هرجا کجا که دل کوچکشان میخواهد . آشیانه های کوچیکی دارند و زندگی آنها همراه با درختان است ولی تمام زندگیشان به دنبال فرار اند ، انگار تمام زندگی شان با استرس دست و پنجه نرم میکنند که مبادا بادی بی آید بچه هایشان را به خاک و خون بکشد نکند ماری بیاید و طفل هایشان را تیکه تیکه کند و هزار اگر و اما ، ولی وقتی به آنها نگاه میکنی بازهم میبینی که بیشتر از انسان ها دارند زندگی میکنند .
رادیو مینوسد
+1
غمگینی ؟
حالت بده؟
شکست عشقی خوردی؟
امتحانت رو خراب کردی؟
دعوا کردی با خانواده ؟
گرم ؟
اعصابت خورده؟
هرچی مشکل هست داری؟
چای بخور چایی
در این روز های گرم و طولانی تابستانی تنها کاری میکنم و تنها کسی که احساس میکنم در کنارم مانده است ، انتظارست.
انتظار برای سرد شدن چایی، آمدن برق، روشن کردن کولر و پنکه، تموم شدن این کشت کشتار، رسیدن خون به بیمارستان، آرامش ، امنیت ، تمام شدن این امتحانات کوفتی آموزش و پرورش و خلاصه هرچه که این زندگی را برای نفس کشیدن سخت کرده است. فک میکردم در جنوب بودن بخاطر گرمی و مهربانی دریا همیشه در آغوش و پر مهر و امن انها میمانم ولی انگار همه دست به یکی کرده اند دار و ندار این خانه را به آتش بکشند .
هرچه باشد ماکه هنوز امیدواریم هرچند که ممکن است نفر بعدی منی باشم که در خانه در کنار گرمای طاقت فرسا نشسته ام.
رادیو مینویسد
