شایان آبروشن | شاعر
前往频道在 Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
显示更多未指定国家未指定类别
508
订阅者
无数据24 小时
+337 天
+10130 天
帖子存档
هزار سال دیگه ام
غمت تموم باغچه رو
یه شورِ زار میکنه
برو فقط نگام کن
با خنده هام باصورتم
زمان چیکار میکنه :)
1:11
غم این روزهایم را زلیخا خوب میفهمد
که با رویای یوسف پیش بوتیفار خوابیده
#سجاد_صفریاعظم
باز چشم و قد و بالا و نگاهت برده
دلِ هر عالِم و اهلِ قلم و شعری را
#شایان_آبروشن
Repost from شایان آبروشن | شاعر
من به اندازه دنیای خدا غم دارم
هر شبم بی تو وُ با یاد تو شبنم دارم
روزگارم به مرورت نمِ بارانی شد
کاغذی خشک برای غزلم کم دارم
مینویسم شب بیقافیه را، تکراری است
غزل و شعر و ملالی که در عالم دارم
بیتها را اثر از نام جنابعالی هست
بعد تو عمر به مانند جهنم دارم
از تو دارم گلهای چند در این بدحالی
فکر میکردم از این عشقِ تو مرهم دارم
زخم قلبم که به آسانی شبهایت نیست
درد و رنجی سرِپا، شکل چو آدم دارم
بوی پایان غزل میشنوم باید گفت؛
من به اندازه دنیای خدا غم دارم
#شایان_آبروشن
تا ذرّهای ز درد خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم
همچون نسیم میگذرد تا به رفتنش
چون بوته زار دست برایش تکان دهم
دل برده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمار نباید زیان دهم
یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم
یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم
#فاضل_نظری
بودم جوانی پر خیال و عاشقی های عمیق
تا آمدی دل را کشاندی تو به آتش، به حریق
تا آمدی محو تماشای دو چشمانت شدم
بودش مثالی از شفق بودش، مثالی از عقیق
#امیرعلی_شریفی
چند بیت در مدح امیرالمومنین:
صد جرعه ز خاک تو مرا سیر نکرد
افسوس که هجر تو مرا پیر نکرد
در لیل و نهارم پی تو میگردم
دردا که مسافت ز تو تغییر نکرد
هرکس ز تمنای تو جان بسپارد
ای داد که جانم ز تو تاثیر نکرد
انگور نجف بر ضعفا هم بدهند
آه از قلمت دهر که تعزیر نکرد
اندک نفسی از حرمت جان بدهد
سرتاسر عالم، نفسم سیر نکرد
#محمدجواد_شاهسون
باید برگردم
تا کمی از زیباییت را درجیبهایم بریزم
یک عکس رنگی کنارت بگیرم
و بعد دست عکست را بگیرم
و باهم برویم به یک جای دور
یک جا که آسمانش
زودتراز همه جا تاریک میشود
#امید_آذر
نشد ما مال هم باشیم
جهانم با تو زیبا شه
به احوالت به جای من
حواست قول بده باشه
حواست قول بده باشه
به این شهر و خیابوناش
فراموشت نشه چترت
تو هر پاییز و باروناش
یه کوه از حسرتم بی تو
نشد شعرامو از بر شی
از این هم بیشتر میشد
تو با من بی وفا تر شی؟
منو از یاد تو بردن
از این فکرا منم خستم
تو تو خوابی و من با بغض
چشای بازمو بستم
چشامو بستمو بازم
چشام از گریه ها تر شد
چه شب هایی تو این غربت
که با فکرای تو سر شد
به فکرای تو هی سر شد
شب و روزم همش غم داشت
بگو ای عشق ممنوعه
دلم واسه تو چی کم داشت!
#شایان_آبروشن
سر تو با همه جنگ میکنم
تو فقط رو به روی من نباش
وقتی به نام تو لشکر میکشم
تو صف اول دشمنم نباش
اگه همدستم نشی با دست خودت
ریشه عشقُ یک جا میبُری
عشق مثلِ نبردِ نرماندیِ
نازی ام باشی شکست میخوری:)
