𝖶𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝖲𝗈𝗎𝗅 🏳️🌈🏳️⚧️
前往频道在 Telegram
زمزمههایِ روحِ ژولیدهیِ یک ماهیِ غمگینِ دیوانهیِ شب. در پیِ نور، اُمید و عشق. زن، زندگی، آزادی. کوییر، ترنس، رهایی. خانهیِ امنِ ماهیِ دیوانه. ✉️ @starroshabot 🏳️🌈🏳️⚧️
显示更多未指定国家未指定类别
1 088
订阅者
+3424 小时
+2637 天
+48930 天
帖子存档
البته بنده از علی کریمی به عنوان کسی که هشتگِ #مادرتونو... رو ترند کرد، بیشتر از این انتظار نداشتم.
الحق که زنستیزی فقط وقتی زنستیزی نیست که علیه زنی که خودتون دوستش دارید استفاده بشه.
برای یه بار توی عمرتون هم که شده، برای نقد و توهین به یه مقام سیاسی، به زنش توهین نکنید. برای یه بار هم که شده، وقتی میخواید یه مرد رو بکوبید، از بدنِ زنها و جنسیتِ زنها و فرهنگِ ناموس پرستی علیهِ زنها خرج نکنید. واقعاً انتظار زیادیه؟
«زنخراب» دقیقاً چه ربطی به توهین و نقرِ سیاسی داره؟ چرا برای کوبیدن یه مرد، باید زن رو تبدیل کنید به فحش؟ چرا شرافت و ارزش زن رو میچپونید توی رفتار جنسیش و بعد هم همونو ابزار تحقیر میکنید؟
و «دیوث» هم وقتی با معنای «بیغیرت» و در چارچوب فرهنگ ناموس و غیرت استفاده میشه، دقیقاً داره همون فرهنگ پوسیدهای رو بازتولید میکنه که زن رو ملک مرد و حیثیت مرد رو وابسته به کنترل زن میدونه.
یعنی حتی وقتی دارید با یه سیاستمدار میجنگید هم مغزتون میره سمت زنستیزی و ناموسپرستی.
نقد سیاسی بلد نیستید، پس میرید سراغ زنها بهعنوان ابزار فحش.
زن، ابزار تحقیر مرد نیست.
بدن زن، حیثیت مرد نیست.
زنِ یک مرد، دارایی و ناموس اون مرد نیست.
اگر از رضا پهلوی خوشتون نمیاد، پس هزار تا نقد سیاسی و تاریخی و عملکردی بهش دارید، اگه دارید بفرمایید بکوبیدش. ولی اینکه برای تحقیرش زن کنارش رو میکشید وسط و بعد با افتخار اسمش رو میذارید «فحش» فقط یه چیز رو ثابت میکنه.
حتی وقتی فکر میکنید دارید مردی رو تحقیر میکنید، باز هم این زنها هستن که قربانی ادبیات کثیف شما میشن.
بعد هم طلبکارانه ادعای مبارزه با جمهوری اسلامی و آزادی میکنید. آزادی برای کی دقیقاً؟ چون ظاهراً زن هنوز باید وسیلهی فحشدادن به مردها باشه.
Repost from Iranian Minds
🔴 استوری علی کریمی و حمله به شاهزاده!!!!!
فوش ازاده دوستان خودتونو خالی کنید.@IranianMinds
کنسل کالچر که تویِ ایران مرده. فایده هم نداره. ولی خب گفتم بازم بگم اگه اینجا هستید از چنلش لفت بدید و از بات ناشناسش استفاده نکنید.
@safeCht_bot
این چنلی که روش ریپلای زدم و اینها رو نوشتم. اسپانسرِ این بات ناشناس هست و به شدّت زنستیزه. یعنی تو چنلش که باشی پستهای زنستیزانهاش رو میبینی و من اینکه در جواب توضیح دادنم بهم گفت: " بابا کصننت " رو نمیتونم اسکرینشات بگیرم ولی فردا با یه گوشی دیگه از رویِ صفحه عکس میگیرم و اینجا میذارم.
حتی دفاع کردنتون از زن هم زنستیزانهست، واقعاً شاهکارید.
یه زن جلوی چشمتون میافته، دستوپاش احتمالاً شکسته، طرف هم بهش میخنده، بعد واکنش شما اینه که «مادرجنده»؟ بعد برای دفاع ازش میگی «اگه مادر و خواهرت بود هم میخندیدی؟»
آخه دقیقاً مشکل همینه، نفهمیدی؟
تو برای درد و آسیب اون زن ناراحت نیستی. داری میگی «اگه زنِ خودت بود هم همینقدر بیاحترامی میکردی؟» یعنی زن تا وقتی برات ارزش اخلاقی پیدا میکنه که مادرِ تو، خواهرِ تو، دخترِ تو یا زنِ تو باشه.
اون زن بهعنوان یک انسان برات اهمیتی نداره. چیزی که برات مهمه اینه که به «ناموس» یک مرد توهین شده یا نه. زن رو از خودش جدا میکنی و میچپونیش توی شجرهنامه و مالکیت یه مرد، بعد اسم اینو میذاری دفاع از زن؟
«مادرجنده» هم دقیقاً همون زنستیزیه. چون برای تحقیر یک مرد، مادرش رو تبدیل میکنی به ابزار فحش. یعنی زن حتی وقتی موضوع فحش هم هست، باز بدن و رابطهاش با مردهاست که مصرف میشه.
و اون «مادر و خواهرت بود چی؟» هم عصارهی فرهنگ ناموسپرستیه. نه اینکه «اون یه آدمه و نباید از دردش بخندی»، بلکه «اگه متعلق به تو بود، ناراحت میشدی؟»
نه. زن متعلق به هیچکس نیست.
نه مادر کسی، نه خواهر کسی، نه دختر کسی، نه همسر کسی.
یک انسانه، همینقدر ساده.
اینکه برای فهمیدن زشتی آسیبزدن و تحقیر یک زن، مجبور میشی تصور کنی اون زن «ناموس» خودته، دفاع از زن نیست. فقط نسخهی مردانهتر و شیکتری از همون زنستیزیه. زن رو انسان نمیبینی، متعلَق میبینی.
و این دقیقاً همون گوهیه که فرهنگ پدرسالار سالها به خوردتون داده و شما هم با افتخار بازتولیدش میکنید. واقعاً امان از شما مردهایِ سیسهت زنستیز احمق.
هوش ایرانی عذابم میده. دلار گرون شده، اینا رسیدن به این نتیجه که تقصیر کشتهشدههای ۱۸ و ۱۹ دیه.
یعنی جمهوری اسلامی با اقتصاد به فنا رفته، تحریم، جنایت، سرکوب، مردسالاری، قتل، فساد و هزار تا گوه دیگه هیچ نقشی نداره. مشکل اینه چندتا جوون مردن و دلار تصمیم گرفت گرون بشه. مشکل اینه چندتا آدم دستگیر شدن و هنوز که هنوزه داره ازمون اعدام میکنن. حتی مردههامونم باید تاوان حماقت زندهها رو بدن.
