𝖶𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝖲𝗈𝗎𝗅 🏳️🌈🏳️⚧️
前往频道在 Telegram
زمزمههایِ روحِ ژولیدهیِ یک ماهیِ غمگینِ دیوانهیِ شب. در پیِ نور، اُمید و عشق. زن، زندگی، آزادی. کوییر، ترنس، رهایی. خانهیِ امنِ ماهیِ دیوانه. ✉️ @starroshabot 🏳️🌈🏳️⚧️
显示更多未指定国家未指定类别
1 098
订阅者
+3424 小时
+2637 天
+48930 天
帖子存档
«از لزبینهای مسک خوشم نمیاد چون استایلشون مردانهست» یعنی دقیقاً داری چی رو تنبیه میکنی؟ گرایش جنسی زن رو، ظاهرش رو، یا اینکه جرئت کرده مطابق کلیشهی جنسیتی تو لباس نپوشه؟
لزبین بودن که باطل نمیشه چون یکی کت پوشیده، موهاشو کوتاه کرده یا استایل مسک داره. «زن لزبینِ فم» و «زن لزبینِ مسک» هر دو لزبینن. تموم. قرار نیست برای اثبات زنبودنشون مدرک ارائه بدن.
این حرف لزبوفوبیکه چون بخشی از زنان لزبین رو صرفاً به خاطر نوع ابراز جنسیتیشون تحقیر و طرد میکنی. جنسیتزدهست چون فرض گرفتی ویژگیهایی مثل لباس، مو یا رفتار «مسک» ذاتاً متعلق به مردانن و کسی با جنسیت متفاوت که اونها رو انتخاب کنه، پس از اون جنسیتش فاصله گرفته. و وقتی به خاطر همین ویژگیها یک لزبین رو هدف میگیری، داری دقیقاً همون فشار هتروسکسیستی و جنسیتی رو بازتولید میکنی که سالها به لزبینها میگفت: «لزبین واقعی باید فم به نظر برسه و فم بخواد.»
و اینکه گفتی «مردانهست، پس ازش خوشم نمیاد» هم خودش بوی هموفوبیا میده، اگر منظورت تحقیر ویژگیهای منتسب به مردان در افراد کوییر یا استفاده از «مردانه بودن» به عنوان چیزی ذاتاً بد و ناپسند باشه.
بامزهتر اینکه مسک اصلاً به معنی «مرد بودن» نیست. یک زن یا فردِ لزبین میتونه از استایل مسک لذت ببره و همچنان صددرصد زن باشه. لباس و مدل مو جنسیت رو تغییر نمیدن.
پس نه، اینجا با «سلیقه شخصی» قایم نمیشی. وقتی میگی «از یک گروه از لزبینها بدم میاد چون نحوهی ابراز جنسیتشون مطابق کلیشهی زنانه نیست»، داری برای لزبینها قانون پوشش و اجرای جنسیت تعیین میکنی.
«از زنهایی که پسر به دنیا میارن بدم میاد» نهتنها زنستیزانهست، بلکه یه جملهی وحشیانهست. چون داری یک زن رو بابت چیزی مجازات میکنی که نه انتخابش کرده، نه کنترلش دست اونه.
زن قرار نیست بابت جنسیت بچهاش جواب پس بده. این همون منطق پوسیدهایه که قرنها زنها رو بابت «پسر نزاییدن»، «دختر زاییدن» یا «وارث نیاوردن» سرزنش کرده. فقط اینبار جای «پسر بیار وگرنه ارزشی نداری» رو کردی «پسر آوردی پس ازت بدم میاد» اسم این پیشرفت نیست. همون زنستیزی با جهت تیر عوضشدهست.
تازه از نظر زیستی هم این حرفت مسخرهست. تخمک همیشه X داره. این اسپرمه که X یا Y میاره و در نتیجه جنس کروموزومی فیزیکی جنین رو تعیین میکنه. که بازم تعیین کنندهیِ جنسیتش نیست. یعنی حتی در سادهترین سطح هم داری مادری رو برای چیزی بازخواست میکنی که اساساً تصمیمگیرندهاش نبوده.
و قسمت وحشیانهاش همینجاست. تو داری زن رو نه به خاطر رفتار خودش، نه عقیدهاش، نه انتخابش، بلکه صرفاً به خاطر وجود یک انسان دیگه محکوم میکنی.
این دقیقاً همون ذهنیتیه که میگه زن باید بابت بدنش، رحمش، بچهاش و نتیجهی بارداریش جواب پس بده.
فقط یک تفاوت کثیف داره. این بار خودت داری چکش رو دست میگیری.
تنبیه کردن یک زن برای اینکه پسر به دنیا آورده، زنستیزی محضه. حتی اگر با ده لایه ادبیات فمینیستی روش روکش کنی.
نه عزیزم. مشکل مردسالاری و مردهای سیسهت هستن، نه استریتبودنِ زنها.
به مردهایِ سیسهت هرچقدر دوست داری توهین کن ماهم حمایتت میکنیم ولی زنها رو به خاطر گرایش جنسیشون مجازات نکن و بعد اسم خودتو نذار فمنیست.
«از مردها بدم میاد، پس از زنهای استریت هم دل خوشی ندارم» لین دقیقاً کجاش قراره ضدِ پدرسالاری باشه؟
اینکه از مردها متنفری، نهایتاً توضیح میده چرا از مردها متنفری. هیچ منطق سالمی پشت این نیست که چون یه زن استریت با مردها رابطه داره، پس باید نسبت به خودش هم بدبین باشی. زن استریت اول از همه زنه، نه «زنِ متعلق به مرد»
این نگاه عملاً زن رو بر اساس گرایش و انتخاب عاطفی و جنسیش درجهبندی میکنه: زنِ کوییر خوب، زنِ استریت مشکوک. یعنی به جای اینکه مردسالاری رو نقد کنی، داری زنی رو که خودش هم میتونه قربانی همون ساختار باشه، بابت گرایشش تنبیه میکنی.
اصلاً این منطق که «من از مردها بدم میاد، پس زنهای استریت رو هم دوست ندارم» یه جور آلودگیِ زنستیزانهست که یواشکی از در پشتی میاد تو. چون داری ارزش یا دوستداشتنیبودن زن رو به رابطهاش با مرد گره میزنی. انگار زنِ استریت بهخاطر اینکه مرد دوست داره یا با مرد رابطه داره، یه چیزی از زنبودنش کم شده.
