📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
前往频道在 Telegram
🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش
显示更多未指定国家未指定类别
205
订阅者
无数据24 小时
+87 天
-830 天
帖子存档
وقتـی به شعــرم می نشینــی ، دوستـت دارم
از بــس قشنــگ و نـازنینـــی ، دوستـت دارم
معیـــار دلبــــر بـودنــی ، دنیــای احســاســـی
چون شعـــر حـافظ دلنشینــی ، دوستت دارم
گــرچــه پـری واری ، پـر از زیبـایــی خـــاصی
ای عشــق دلخــواه و زمینــی ، دوستـت دارم
از تــو گـــــریـــزی نیســــت ، دلبنـد و دلارامم
چون سرنوشتـــی بر جبینــی ، دوستـت دارم
هـرگز ڪسی در باورم ، چون تو نخـواهد بود
ای آن ڪه بــی شڪ بهترینی ، دوستت دارم .
#نصرالله_عسگری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
سال هاست
به دامن ماه
آویخته ام
بقچه ی ارزوهایم را .
#مریم_وثوقی
#چامک
🌸🌿🍀
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
♦️هنوزم #سادگی را دوست دارم
♦️وفا ، دلدادگی را دوست دارم
♦️بدور از #بغض و #نفرین و گلایه
♦️یقین افتادگی را دوست دارم
#نسرین_پورنقی_باهوش
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
☑️عشق مردادی ( آفرینه ی تازه)
رو به روی
رودخانه ی یادها نشسته ام
و کتاب مرداد را ورق می زنم
با عطشی که
کلمات را می شمارند
تا شاید
بارانی بزند
پیراهنم
با باد مردادی نمی رقصند
هر چه باشد
باید مرداد را عشق کرد
انگار ک،ودکی ام
زیر در ختان انگور تاب می خورد
و انجیرهای محبت
از همسایه های قدیمی
لبخند لبخند مرداد را هدیه می دهند
فرامرز محمدی پور
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
مرگ در قاموس ما از بیوفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصۀ فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تشنگانِ مِهر محتاجِ ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقلِ معاشاندیش، با معنای عشق -
- آشنایم کن، ولی ناآشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است
هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو میگشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من
«آرزوی وصل» از «بیم جدایی» بهتر است
✍فاضل نظری
آوا#هلن _ شکیبا
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
غزل 360 حضرت سعدی
دکلمه : سیمااسعدی
شمع بخواهد نشست، باز نشین ای غلام
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
در سینه عاشقانه سرودن چه خوب بود
یا نغمههای یار شنودن چه خوب بود
امیدوارِ دست تمنای اشتیاق
در بیتبیتِ شعرِ تو بودن چه خوب بود
گاه از هوای سرد زمانه شکستهام
گشتی مرا پناه غنودن٬ چه خوب بود
دلخستهام٬ خموده کناری به یاد تو
زنگار و بار سینه زدودن چه خوب بود
از کنج تلخ زندگی پرواز کردهام
پر را در اوج عشق گشودن چه خوب بود
جانا هوای دیدن روی تو کردهام
از یار عاشقانه سرودن چه خوب بود
#بشردوست
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند
🛑سردبیر فرهنگی و ادبی
🛑دکتر مریم وثوقی
هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر .
دوستان گرامی مردادماه تان همراه با شعر و شور و ارامش .🌺
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈 درود صبح روز چهار شنبه بخیر و شادی
🌈🌸🍃با خبرای خیلی خوب...
🌈🌺🍃روزتون پُر از انرژی مثبت
🌈☕️تمام درها را باز بگذار
❤️تمام پنجرهها را باز بگذار
🌈☕️بگذار خورشید و باران و باد بیایند
❤️بگذار زندگی از هر راه که
🌈☕️میخواهد داخل شود ....
❤️از طریق موسیقی
🌈☕️از طریق شعر
❤️از طریق رقص
🌈☕️از طریق آواز
❤️از طریق عشق
☕️ســــــــــلام👋
❤️صبحتون بخیر و شادی💝
🛑✳️گوینده 🎤، بانو زردشت
🛑✳️همکار رادیو
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
بخشی از شعرهای کوتاه عمران که در فرم نیمایی است، به وزن رباعی گفته شده و پازل دلبستگیِ شاعر را به رباعی، کامل میکند. این رباعیات نیمایی را از دفتر «مرا به نام کوچکم صدا بزن» بخوانید:
یک منطقه با هزارها پرسش سرخ
یک منطقه با هزارها پاسخ سبز
هنگام ورود
با خنده، گلی به ما خوشآمد میگفت.
(در غبار برف، دفتر اول: ۳۹۸)
*گلدان سفال
روی رف میخندد
با خاطرهای بنفش.
(همان، ۳۹۵)
*فوّاره عجب رقص قشنگی دارد
با نغمۀ تار
یک نغمه در استکان من میافتد
*با رایحۀ عشق سفر میکردم
در باغ بهشت
یاد تو به من سیب تعارف میکرد
*در سبزیِ خویش غوطهور میشد باغ
روی تنۀ درختها نام تو بود.
(همان، ۳۸۶)
یا این سه قطعه رباعی نیماییِ بههم پیوسته از دفتر «پشت دریچههای جهان»:
*باران آمد، باران، باران، باران
این بوتۀ تشنه همچنان پنهان ماند
یک قطره نیفتاد بر او مثل نگاه
باران آمد، ولی نرویید گلی
*او آمد و یک قطره ز من باران خواست
یک قطره که روی برگ گل مکث کند
یک قطره که بین ماندن و افتادن
تصویرِ مرا نگاه دارد با خویش
*من ابر شدم، قطره شدم، غلتیدم
او برگ گلی نداشت شایستۀ من.
(همانجا، دفتر دوم: ۱۰۵۸)
میترسیدم
دستم بخورَد به شاخۀ سبز درخت
ناگاه درخت
گیلاس گذاشت در دهانم
من سرخ شدم.
(همانجا، ۱۰۶۵)
این رباعی نیمایی، از چاپ نشدههای مجموعه آثار عمران صلاحی است:
در بانگ هزار طبل وحشت، ناگاه
خورشید
به درّهای فرو میغلتد
در باد
کلاغ لانهاش را گم کرد...
(همانجا، ۱۲۲۹)
اکنون که این یادداشت به پایان میرسد، چیزی که جایش را در کتاب «در غبار برف» (مجموعۀ کامل اشعار عمران صلاحی) سخت خالی میبینم، یک کتابشناسی ساده ولی کامل از آثار چاپ شدۀ اوست. این را از آنجا میگویم که فی المثل در هیچ جای این اثر به کتاب «آی نسیم سحری یه دل پاره دارم چن میخری؟» (تهران، دارینوش، ۱۳۷۹) اشاره نشده است و نسبت آن را با سایر مجموعههای عمران صلاحی روشن نکردهاند. در مقدمۀ همین کتاب، عمران صلاحی از دفترهای شعر چاپ شده و چاپ نشدۀ خود نام بُرده است. یکی از آنها، «سایههای برگ» نام دارد که منظومهای است مستقل در وزن هجایی. از این دفتر هم در میان آثار چاپ شدۀ عمران خبری نیست و فرزندان او نیز توضیحی دربارۀ آن ندادهاند.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
صلاحی، از روی ترجمه، اصل رباعیات مولانا را شناسایی کرده و کنار هر ترجمه، اصلش را نیز آورده و مقدمهای طنزآمیز هم بر آن نوشته و شده کتابی که نشر سالی آن را به سال ۱۳۷۹ منتشر کرده است: «روزی رابرت بلای شاعر و منتقد آمریکایی مجموعهای از اشعار مولانا را میدهد به کلمن بارکز و میگوید: این اشعار در این قفس بال بال میزنند. آنها را از قفس آزاد کن! بارکز که فارسیاش مثل انگلیسی من بوده، میرود سراغ جان موین زبانشناس و استاد زبان و ادبیات فارسی و به او میگوید بیا درِ این قفس را با هم باز کنیم. او هم میگوید باشد!». کتاب «باران پنهان»، مجموعۀ دوزبانهای است از ۱۷۰ رباعی برگزیدۀ مولانا. این رباعیات، ممکن است از نظر مخاطبان ایرانی، جزو بهترینهای مولانا نباشد؛ فی المثل رباعی زیر (باران پنهان، ۷۱):
"آن کس که تو را دید و نخندید چو گل
از جان و خرد تهی است مانند دهل
گبر ابدی باشد، کو شاد نشد
از دعوت ذوالجلال و دیدار رسل"
صلاحی یک کتاب دیگر هم دارد که من عنوان این یادداشت را با تغییر کوچکی از نام آن کتاب وام گرفتهام: «رؤیاهای مرد نیلوفری، احوال و افکار سعید سرمد کاشانی». سرمد، از یهودیان کاشان بود که به کیش اسلام درآمد و در عهد اورنگ زیب به هند سفر کرد و با شاهزاده داراشکوه آشنا شد و این آشنایی به دوستی انجامید. سخنان شطحآمیز سرمد و حالات و اطوار او (برهنهگردی در ملأ عام) و از همه مهمتر، دوستیاش با داراشکوه (د. ۱۰۶۹ ق) ، برایش گران تمام شد. متشرّع خشکمغزی به نام ملا عبدالقوی، بر موجب یکی از رباعیاتش، حکم به ارتداد او داد و با موافقت اورنگ زیب، در شاهجهانآباد سر از تن او برداشتند. تاریخ این واقعه، سال ۱۰۷۴ هجری قمری است. در یکی از تواریخ آن عصر آمده: «با ملا عبدالقوی حکم شد که او را طلبیده تکلیفِ لباس نماید. چون سرمد را آوردند، ملا گفت: چرا برهنه و عریان میباشی؟ گفت: شیطان، قوی است!» (کاروان هند، ۱: ۵۴۳) . بازی سرمد با نام عبدالقوی هم در مرگ او بی تأثیر نبوده است! زندگی و مرگ سرمد کاشانی، حکایت کسانی است که دیگرگونه میاندیشند و دگراندیشیِ آنها، برایشان دردسر درست میکند. به احتمال بسیار، همین وجه شخصیت سرمد، عمران صلاحی را به سمت او کشاند و رباعیاتش را چاپ کرد.
عمران صلاحی در انتهای کتاب، منظومهای از خودش را نیز چاپ کرده که در مجموعه آثار او هم تجدید چاپ شده است. این منظومه، «رؤیاهای مرد نیلوفری» نام دارد و شعری روایی است در قالب ۵۰ رباعی بههم پیوسته و ابیات و سطرهایی در وزن رباعی که روایت را تکمیل میکند. در جای جای منظومه، به تناسب از رباعیات سرمد استفاده شده است. «رؤیاهای مرد نیلوفری» از لحاظ فرم شعری، یک منظومۀ بدیع است و ظرفیت وزن و قالب رباعی را برای شعر روایی و روایتگریِ رنج انسان امروز نشان میدهد. این شعر بلند، داستان سفر سرمد را از ایران تا هند و مواجهۀ او با ملاعبدالقوی را در ده بخش تعریف میکند. بخش نهم شعر که داستان محاکمۀ سرمد است و در قالب مکالمۀ قاضی و سرمد عرضه شده، بسیار جالب و جاندار است و به فضای روزگار ما نزدیک؛ گفتگوی ریاکاران و ظاهرپرستان با انسانهای آزاده و روشناندیش. چند سال از انتشار کتاب رؤیاهای مرد نیلوفری نگذشته بود که ماجرای قتلهای زنجیرهای اتفاق افتاد و نشان داد که نگرانیهای شاعر، بی مورد نبوده است. بعضی رباعیات این منظومه، جداگانه نیز قابل نقل است؛ فی المثل این رباعیِ منظومه که ماهیت تراژیک دارد، در برخی از آنتولوژیهای شعر طنز به مثابۀ یک طنز جدی نقل شده است (رؤیاهای مرد نیلوفری، ۱۸۸؛ شعر طنز امروز ایران، ۳۲؛ قهوۀ قندپهلو، ۴۱۲). و این همان جادوی طنزآفرینی عمران است که مرزبندی میان شوخی و جدی در آن وجود ندارد:
"دل زمزمه میکرد، هلاکش کردند
با تیغ برهنه، چاک چاکش کردند
دل دهکدهای بود پُر از چشمه و گل
از لوث وجود عشق، پاکش کردند!"
این دو رباعی نیز از همان منظومه است (رؤیاهای مرد نیلوفری، ۱۷۳، ۱۸۰):
*بگذار تمام غنچهها باز شوند
دلها همه با شکفتن آغاز شوند
از پیله درآیند همه پچ پچها
بی واهمه پر زنند و آواز شوند.
*از سایه و از غبار هم میترسند
از پچ پچ جویبار هم میترسند
این یخفکران و این زمستانصفتان
از خاطرۀ بهار هم میترسند!
کتاب «رؤیاهای مرد نیلوفری» و منظومۀ عمران صلاحی، با این رباعی که در وصف سعید سرمد و همۀ شهدای آزادی است، به پایان میرسد (همانجا، ۱۹۰):
"روی تو، سپیدهای در آیینۀ شهر
خونت، فرش نماز آدینۀ شهر
لبخند تو، آشنای دیرینۀ شهر
یاد تو، گلی درشت بر سینۀ شهر..."
وجه دیگر ارتباط شعر عمران صلاحی با رباعی، رباعیاتِ نیمایی اوست. تعبیر «رباعیات نیمایی» را من از دوستم صادق رحمانی وام گرفتهام و منظور از آن، شعرهای کوتاه نیمایی در وزن رباعی است. نیماییهای عمران صلاحی، یکی از بخشهای مهم آثار اوست. گرایش او به شعر کوتاه نیز، با یک دور مرور آثارش کاملاً مشخص میشود.
🛑✳️ شوخی و جدّی در شعرهای او، بههمآمیختگیِ عجیبی دارند. طنزهای او، در عین سادگی، منحصر بفردند؛ آنچنانکه شخصیّت او. در کرمان متوجه شدم که بین عمران صلاحی و آثارش هیچ فاصلهای نیست. دقت او در جزئیات برایم جالب بود و برداشت طنزآمیزش از هر آنچه میدید و میشنید و میگفت. چون علاقۀ مرا به رباعی دید، گفت که یک دفتر رباعیِ چاپ نشده دارد. برخی رباعیاتش را در کتابهایش خوانده بودم.از این ماجرا حدود 15 سال گذشته است و هر دو نفر، اکنون در دل خاک آرمیدهاند.
مجموعۀ آثار عمران صلاحی به همّت دو تن از فرزندانش به چاپ رسیده و طبق آنچه روی جلد و مقدمۀ کتاب آمده، همۀ اشعار او را در بردارد. این کار، یک کار بایسته و ارزشمند است و همّت فرزندان صلاحی در عرضۀ یکجای آثار پدرشان و اهتمام نشر چشمه در این کار، جای قدردانی دارد.
رباعیاتی که در مجموعه آثار کامل عمران صلاحی دیده میشود، به ۱۵ رباعی هم نمیرسد و باید دید که مابقیِ آنها کجاست؟ برای نمونه، میتوانم از این دو رباعی نام ببرم که آنها را در مطبوعات دیدهام و در زمان حیات زندهیاد صلاحی چاپ شده است و در این کتاب، جایی ندارند (گوشۀ تماشا، ۹۹-۱۰۰):
"فریاد به سینهام دل شیدا زد
چون قایق کوچکی به دریاها زد
یک بارِ دگر عشق فرود آمد و شمس
مضراب جنون به ساز مولانا زد"
*زیباست شکوفه را عبادت کردن
از عشق شنیدن و اطاعت کردن
عریان شدن و رخت هوا پوشیدن
بی واسطه با بهار صحبت کردن
عمران صلاحی، خودش را به سبک و قالب خاصی محدود نمیکرد و در اغلب قوالب و فرمهای شعر قدیم و جدید شعر میسرود. رباعی نیز از قالبهای مورد علاقۀ او بود. این دو رباعی او را بسیار دوست دارم (در غبار برف، دفتر دوم: ۸۲۸، ۱۱۰۹):
*این راه چه ماه میتواند باشد
هر گوشه پناه میتواند باشد
از مقصدمان سؤال کردم، گفتی:
مقصد، خودِ راه میتواند باشد.
*در سینه دلم شکفته و رنگین است
مانند مهی، دم زدنم سنگین است
ای دوست! بیا ببین دل سرخ مرا
سیبی که تو دندان زده بودی این است!
این رباعی او (همانجا، دفتر دوم: ۱۲۸۶) اشارتی به سخن معروفِ منسوب به ابوالحسن خرقانی دارد که گویند بر سر در خانقاهش نوشته بود: «هر که بدین خانقاه در آید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید» (رک. نوشته بر دریا، ۷۶).
آن شیخ که نور میدمد از جانش
رویانده زمین تشنه را بارانش
صد بوسه زنم به پای آن پیر که گفت:
نانش بده و مپرس از ایمانش.
این رباعی، سبک طنزنویسی عمران صلاحی را در رباعیاتش منعکس میکند (همانجا، دفتر اول: ۲۵۱):
ماندهست چه قصّههای خوبی باقی
بعضی اصل است و بعضیاش الحاقی
از جانب ما، نقل حکایات و قصص
از سوی شما، نتیجۀ اخلاقی!
اما این سه رباعی او که جایشان در کتاب خالی است (شاید در کتاب دیوان ابوطیاره چاپ شده باشند)، بهتر میتواند روحیۀ طنازانۀ او را نشان دهد :
"بگذار تو را لب به تبسّم برسد
راز دل ما به گوش مردم برسد
بنشین بغل آینه تا بار دگر
زیبایی تو به چاپ دوم برسد!"
*مُردیم در این زمانه از دلتنگی
اوضاع زمانه هم شده خرچنگی
خشك است و عبوس هركه بینم، یارب
قدری برسان تهاجم فرهنگی!
*هشدار كه با درفش، نازت نكنند
تولیدگرِ برقِ سهفازت نكنند
اوضاع جهان، دیمی و هركیهركی است
كوتاه بیا تا كه درازت نكنند!
این بخش را با ذکر یک خطای تایپی به پایان میرسانم، در این رباعی عمران (در غبار برف، دفتر دوم: ۱۲۱۰):
"ساز تو حدیث دل من میگوید
از درد سکوت و سوختن میگوید
هر ساز برای خویشتن دارد قلقی
در دست تو سنگ هم سخن میگوید.:
کلمۀ «خویشتن» در مصراع سوم به لحاظ وزنی غلط است، و درست آن، «خویش» است. این کِرم غلطگیری متون، چه قدیم باشد چه جدید، جزو عادات ذهنی من شده است. اهل فن، صورت درست شعر را میفهمند. ولی شاید برای مخاطب دیگر، این یادآوریها بیفایده نباشد.
در کارنامۀ عمران صلاحی، اهتمام در چاپ رباعیات دو تن از شاعران قدیم نیز دیده میشود. کتاب «باران پنهان» منتخبی از رباعیات مولانا جلالالدین رومی است که جان موین و کلمن بارکز آنها را به انگلیسی ترجمه کردهاند.
در ادامه میخوانید👇
صلاحی
🛑✳️📚مرد رؤیاهای نیلوفری /درباره ی رباعیات عمران صلاحی
🛑✳️✍سیدعلیمیرافضلی
در غبار برف، مجموعۀ کامل اشعار عمران صلاحی، تهران، نشر چشمه، ۱۴۰۰، دو جلد
زندهیاد عمران صلاحی را یکبار در کرمان دیدم که به همراه ابوالفضل زرویی نصرآباد آمده بودند تا در جلسۀ شعر طنز شاعرانِ کرمان شرکت کنند. از فرودگاه تا ماهان، مزار شاه نعمت الله ولی، و از آنجا تا هتل همراهیشان کردم. هر دو، شخصیتی ویژه بودند. شعر عمران صلاحی را از دوران دانشجویی دنبال میکردم. منظومۀ بلند اجتماعیِ «من بچۀ جوادیهام» و کتاب «گریه در آب» را در همان ایّام از بساطیهای روبروی دانشگاه خریده بودم و سایر کتابهایش را به مرور، بعد از آن. وجه مهم شخصیت ادبی عمران صلاحی، طنّاز بودنِ اوست.
در ادامه👇
✳️شعر امروز برداشت ماهرانهای است از جهان پیرامون شاعر. شاعرِ اکنون نمیهراسد از بیان آنچه شاعرانه به نگر نمیرسد. شعر رهانیده خود را از انحصار واژههای شاعرانهای چون باران، نسیم، شب، ماه و آفتاب. امروز همانقدر که عشق شاعرانه است، نفرت هم میتواند باشد. شاعر نمیترسد از آوردن بمب و سلاح هستهای در شعرهایش. همانقدر که بلبل حق دارد در شعر باشد، سوسک هم محق است.
هر کلمهای میتواند شعر باشد، به شرط آنکه در بیان شاعرانهای به کار رود. شعر امروز مکاشفه است. شاعر نمیخواهد تنها در افسون گل سرخ شناور باشد، میکوشد تا راز گل سرخ را شناسایی کند؛ دلیلی بیاورد بر موجودیت خود و جهان، هرچند که منطقش کودکانه باشد یا خیالی. تلاش میکند حس و برداشتش از هر پدیدهای را تصویر کند در قالب شعری تا شاید ذرهای دست یابد به لایههای عمیقتر هستی خویش. شاعر امروز کنجکاو است، بسنده نمیکند به توصیف سرسری احوال خود و معشوقش، بلکه راهی میجوید برای شناسایی احساسات و نامگذاری عواطف.
شعر امروز در بند وزن و قافیه نیست؛ موسیقی در بطنش جریان دارد. قالبها را میشکند و چارچوبها را فرو میریزد. امروز شعر چهرهی سادهای دارد، شاید خلاصه شود در چند کلمه، اما در باطن مفاهیم عمیقی را منتقل میکند. شاعر امروز نمیترسد از ابهام؛ پا میگذارد در مسیرهای تاریک و مواجه میشود با احساساتی که شاید خودش هم نداند چیست. اما آنچه شاعر امروز را به مخاطب متصل میکند، حسی برآمده از تجربهای است مشترک. شاید خواننده تکتک کلمات شعر را نفهمد، اما احساس شاعر را درک میکند. شعر امروز را شاید نتوان خط به خط معنی کرد، باید آن را با گوش جان شنید و فهمید.
*کتاب دفترهای شسته/یدالله رویایی
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 📻
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 📡
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
دکترجاجرمی
🛑✳️📚مکاشفهای بیریا در شعر امروز
🛑✳️✍دکتر میترا جاجرمی
✳️یدالله رؤیایی میگوید: «امروز شعر را شادتر از دیروز (گذشته) میبینم، چون امروز میبینم که شعر میتواند بخندد، بهخصوص به خودش.»*
و من امروز شعر را بیریاتر میبینم؛ بینیاز از وجود معشوق که تمام واژهها را از آن خود کند. شعر امروز شعر شاعر است برای خود و برای شناخت هستیاش. تلقی ما امروز از شعر خوب، سرودهای نیست که لزوماً وصف حال معشوق باشد یا غم دوری از او. شاعر امروز در پی اکتشاف خود و جهان است؛ سرمست از کشفی شاعرانه در درون یا بیرون.
در ادامه می خوانید👇
🛑🌈درنگی در شعر
🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇
🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور
شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود)
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈⭐️به توکل نام اعظمت🌹
🛑🌈🌟بسم الله الرحمن الرحیم🪻
🛑🌈صبح بخیر🌞
🛑🌈روز خوبی برای همه شماآرزومندم☀️🌤
امیدوارم وجودتان سرشار از نور، رویا و🌈 الهام باشد...
و روزتان با گرما، لبخند و شادی آغاز شود!
🛑🌈📻🌞🌹🌞🪻
.
.
.
🛑🌈صبحتون بخیر و دلتون خـوش 🌞🌸🍃
─═इई🍃🌸🍃🌸🍃ईइ═─
🛑گوینده🎤:گرشا
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
نیایش صبحگاهی🤲
ﻋﻄﺎ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﺮ ﺁنچه ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ لبهایشان ﺭﺍ ﺑﺎ ﮔﻞ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﮑﻮﻓﺎ ﮐﻦ 🥰
ﺁﻣﯿﻦ ﺍﯼ برآورنده حاجت ها🤲
آمیـــن یا قاضیالحاحات❤️❤️
🛑✳️گوینده 🎤، بانو زردشت
🛑✳️همکار رادیو
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑☀️🌻🌈بخش صبحگاهی تقدیم می کند
🛑✳️🌈به احترام زندگی
مهربان بمانیم .
🌈هرجا قلبی مهربان
🌈درحال تپیدن است
🌈بهشتی زیبـا
🌈درحال روییدن است
🛑🌈آرامش، مهربانی و عشق را
برایتان آرزومندم♥️
.
🛑✳️ درود به شما همراهان پر مهر رادیو
🛑✳️🌈صبحتون پر از آرامش الهی باشه🪴
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️🗓 امروز چهارشنبه
🛑✳️☀️ ۱۴ امرداد ١۴٠۵ ه. ش
🛑✳️🌙 2۱ صفر ١۴۴۸ ه.ق
🛑✳️ 🌲 ۵ اکست ٢٠٢۶ ميلاد
🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑
✳️✨بسم الله الرحمن الرحیم
✳️✨سلام بر خدایی که هر روز، فرصتی تازه برای زیستن میبخشد.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
