ch
Feedback
📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

前往频道在 Telegram

🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش

显示更多
未指定国家未指定类别
206
订阅者
无数据24 小时
+87 天
-530 天
帖子存档
✨💫نیایش شبانه 🎤#ص_زاد‌حبیب الهی☀️ دردهایی هست كه با هیچ گوشی نمیتوان شنيد... گفتنی‌ هایی هست كه هیچ قلبی محرم آن نیست... الهی تلاش‌ هایی هست كه جز به مدد تو ثمر نمی‌ بخشد... تغییراتی هست كه جز به تقدیر تو ممكن نیست...💥 دعاهایی هست كه جز به آمین تو اجابت نمی‌ شود... الهی قدم‌ های گمشده‌ای دارم كه تنها هدایتگرش تویی... افكار آشفته‌ای دارم ، كه تنها سامان دهنده‌اش تویی... الهی مرا تو دعا كن...🙌 شبتون درآرامش 🍃⚡️ 🌈🍃🌸🌈🍃🌸🌈 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🛑🌛✨داستان راه شب ✅وقتی تلفن نبود... ✍ #سید محسن رضوی اصل 🎤گوینده :#بشردوست با رادیو آنلاین همراه ما باشید ✨💫✨💫✨💫 ظهر شده بود و من بی صبرانه منتظر پایان کلاس بودم تا هرچه زودتر به خانه بروم. گرسنگی بدجوری بهم فشار می آورد. زنگ آخر بود و ریاضی داشتیم و من خسته و گرسنه سعی میکردم تا به حرفهای معلم گوش بدهم ولی همه اش گوشم به صدای زنگ مدرسه بود تا پایان این کلاس خسته کننده را اعلام کند. همین که صدای زنگ مدرسه به صدا درآمد، خوشحال و با عجله کتاب و دفترم را جمع کردم و داخل کیفم گذاشتم و همراه بقیه بچه ها از کلاس خارج شدم تا به ... ✨💫✨💫✨ 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🔰💢💯گفتنی‌ها! 🎤گوینده: #صالحی 🌟🌈💫🌟🌈💫 چارلز بوکفسکی می‌گوید زمستان بود. جان میکندم در نیویورک نویسنده شوم. سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم. فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم:"می‌خوام مقدار... گاهی به همین راحتی با یک کلمه، یک جمله، یک نیشخند یا حالتی از یک چهره می‌توانیم مردم را از بهشت خودشان بیرون بکشیم و این واقعاً بی رحمانه ترین کاری ست که انجام می‌دهیم ... 🌈🍃🌸🌈🍃🌸🌈 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🔰💢💯گزیده خوانی 📕 از رمان #سو‌تفاهم ✍#سیمون_دوبووار 🎤گوینده #بشردوست 💐🍃💐🍃💐🍃 زن‌ها، گاهی اوقات حرفی نمی‌زنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود. تنها با نگاهشان حرف می‌زنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف می‌زنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید. 🌺🍃🌸🍃🌺🍃🌸 🛑همراه ما باشید در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🛑 🌈لبخند😇 🛑🌈با هم بخندیم. 🎤گوینده: #بشردوست قشنگ‌ترین بلهٔ دنیا می‌دونید چیه؟!😁 😇💫😇💫😇💫 🛑🌈همراه ما باشید.در👇 🛑🌈📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑🌈📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡

💠دوستان و همراهان عزیز شب تابستانی‌تون به‌خیر🍂🍃🍁🍂🍃🍁🌿☘️🍁🍂🍂 🛑 🍃با بخش #شبانه همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

از عشق گریزی نیست چون نوری که از بندِ شب می‌لغزد و در آغوشِ نیستی شکلِ بودن می‌گیرد من به همان لغزشِ کوتاه به همان لحظه ی روش
از عشق گریزی نیست چون نوری که از بندِ شب می‌لغزد و در آغوشِ نیستی شکلِ بودن می‌گیرد من به همان لغزشِ کوتاه به همان لحظه ی روشن دلبسته‌ ام #فیروزه_سمیعی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

‍ و چندین چرخش سالیان هم گذشت.. حسرت فرو خورده ی با تو و بی تو بودن ام و من پلاسیده تر... پژمرده تر... روز به روز - شب به شب بیدار که می شوم خدا وار موج می زنی در تمامی باخته هایم... مقابل دیدگان ام اندرون و برون ام می پاشی به همه ی هستی ام و این را همه می بینند می شنوند اما به روی نمی آورند... کجا پنهان ات کنم وقتی از لابلای گیسوان آشفته ام در نگاه مشکوک ام به کسانی که حتی جزئی شبیه توست! تبسم شرمناک ام را وقتی کاملا به صورت اتفاقی نام تو را از دهان رهگذری می شنوم کجای قلب ام بگذارم ات تا کسی صدای تپش تو را در من نشنود.... سراینده:✍🏻 #لیلاندایی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

غزل ۱۰۸ سعدی اجرا: ادیب 💞 مرا خود با تو چیزی در میان هست و گر نه روی زیبا در جهان هست وجودی دارم از مهرت گدازان وجودم رفت و مهرت همچنان هست مبر ظن کز سرم سودای عشقت رود تا بر زمینم استخوان هست اگر پیشم نشینی دل نشانی و گر غایب شوی در دل نشان هست به گفتن راست ناید شرح حسنت ولیکن گفت خواهم تا زبان هست ندانم قامتست آن یا قیامت که می‌گوید چنین سرو روان هست توان گفتن به مه مانی ولی ماه نپندارم چنین شیرین دهان هست بجز پیشت نخواهم سر نهادن اگر بالین نباشد آستان هست برو سعدی که کوی وصل جانان نه بازاریست کان جا قدر جان هست 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

در من زنی تنهایی‌ام را زل زده در خیالم شاخ‌ وبال بر هجمه‌ی ماتم زده غم به غم می‌بافدش اندوه دل او نمی‌بارد که شب می‌باردش . ر
در من زنی تنهایی‌ام را  زل زده در خیالم شاخ‌ وبال بر هجمه‌ی ماتم زده غم به غم می‌بافدش اندوه دل او نمی‌بارد که شب می‌باردش . رد آن زن خط به روی چهره‌است خط خطی‌های دلش از خط چهره‌ بیشتر است . #آناا_ڪیاجمالی (الهه‌ی‌خیال) 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️✍️با غزل‌های فائزه فتحی( غزل) ✳️‍*رشته ی مهر درسکوت سردوغم افزادعایت می کنم اشک دل جاری به درگاه ِخدایت می کنم خاک راهت س
🛑✳️✍️با غزل‌های فائزه فتحی( غزل) ✳️‍*رشته ی مهر درسکوت سردوغم افزادعایت می کنم اشک دل جاری به درگاه ِخدایت می کنم خاک راهت سرمه کرده می کشم برچشم خویش دل چه ارزدای پدر؟جان رافدایت می کنم رشته ی مهرشماآمیزه باجانِ من است هستیم رانقش بندجلوه هایت می کنم بی توامیدی نمانده درمنِ شوق آفرین درنمازِعاشقی یادازصفایت می کنم توتجلی بخش برهرلحظه ی عمرمنی تاکه یادازبخشش بی منتهایت می کنم گرتوبودی دخترت اینگونه بی یاور  نبود من به هراحوال ودرهرجاصدایت می کنم ✳️*خداوندگار عشق عمرم گذشت درپی مهرووفای تو اماندیده چشمِ دلم جز جفای تو هرگزنخواستی که بمانی کنارِ من آن لحظه لحظه ای که نشستم به پایِ تو آگه نگشته هیچ کس ازاین دلِ غمین جزقلب وروحِ خسته که شدمبتلای تو گفتم که هست قلبّ من آیینه دارِ عشق اماشکسته آینه ام از خطای تو اشگِ قلم به روی ورق موج می زند ازعطر واژه هاکه سرودم برای تو من تکیه کرده ام به خداوندگارِ عشق اورانشانده ام به دلِ خودبه جای تو رفتی برو،سفربه سلامت،ولی بدان آزرده است جان غزل ازجفای تو 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher

✳️اندوه جهان گاه اندوه جهان به سیگاری کشیده می‌شود و گاهی به انحنای استکان کمر باریکی که سال‌ها پیش آن را در کودکی ناگهان شکس
✳️اندوه جهان گاه اندوه جهان به سیگاری کشیده می‌شود و گاهی به انحنای استکان کمر باریکی  که سال‌ها پیش آن را در کودکی                 ناگهان شکسته‌ای تو را می‌کشد به خاطراتِ مبهم و گریزپا که  گاهی می‌آیند زل می‌زنند به تو  اما در گرگ میشِ وضوح و تماشا گم می‌شوند اندوه جهان                  لبریز که می‌شود از ناودان‌های تنهایی پایین می‌آید تمام خیابان‌ها را خیس می‌کند آن‌وقت دلت می‌خواهد با چتر گرد خاطرات خیس هی پرسه بزنی  هی دنبال آن خیال گنگ بگردی که ربط به پیراهن مادر داشت که آرام آرام در زیر آفتاب مبهم روستا  خشک می‌شد 🛑✳️✍️دکتر سینا جهاندیده 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند 🛑سردبیر فرهنگی و ادبی 🛑دکتر مریم وثوقی هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر . در این روزهای گرم تیرماه بهترینهارو برای شما ارزومندم.🌺 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️همراهان عزیز رادیو مجازی راهیان شعر 🛑✳️دقایقی مهمان ما باشید. به شنیدن موزیک ترانه ای زیبا و دلنشین با نام 👇 ✨رقص سماع عاشقان✨ 🛑 از جناب صوفی یار ،همکار رادیو،ساکن تورنتو کانادا 🛑✳️🎵✍️شعر و‌تنظیم موزیک ترانه 🛑✳️#صوفی_یار 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️فروغ از وزن‌های متعارف شعر فارسی به وزن‌های نیمایی و نونیمایی رسید، و سیمین هم از همان وزن‌های مألوف به وزن‌هایی رسید که تا پیش از او یا هیچ شاعری شعری بدانها نسروده بود، یا چند عروضی، محض خالی نگذاشتن عریضه، یکی دو بیت خنک بدانها سروده بودند! مثلاً سیمین به‌زیبایی می‌گوید: در دیده تصویر کن، سیمای مرداب را با اشک تطهیر کن، آلایش آب را و خواجه نصیر در معیارالاشعار، به رغم ریش و سبیل انبوهش، کودکانه به همان وزن می‌فرماید: از عشق آن بی‌وفا، افتاده‌ام در بلا هرگز نگوید مرا، برخیز و یک دم بیا! یا جای دیگر سیمین با تمام لطافتش، سخت و محکم می‌گوید: ایلخان تحفه آوردند، زیر زربفت دیداری خادمان خوانچه بر دستند، چندشان خسته می‌داری و صاحب عروض حمیدی با بی‌مزگی تمام به همان وزن می‌فرماید: خیز تا رو به دشت آریم، با حریفی سمن‌رویی زیر موی شب افشانیم، بوسه بر موی شب‌بویی آن تفاوت معروفی که می‌گویند بین شعرِ شاعر و شعرِ عروضی وجود دارد، همین جاست که آشکار می‌شود! باری سیمین و فروغ ویژگی‌های مشترک دیگری هم داشتند، مثلاً این‌که هر دو، تا پیش از تولد دیگرشان، بی‌پروا از احساسات رمانتیک و عاشقانه و مخصوصاً از تن و خواهش‌های آن سخن می‌گفتند، اما با وزن جدید و در دورهٔ جدیدشان به عوالمی دیگر در شعر خود راه یافتند که گرچه فارغ از تن نبود اما بسیار فراتر و پیچیده‌تر از آن بود. سیمین هیچگاه شعری به طرز نیمایی نسرود اما خود در جایی تصریح کرده که او هم مانند فروغ و بسیاری از دیگر شاعران نیمایی، از همان رودخانه‌ای آب برداشته که نیما خودش را بدان تشبیه کرده بود. سیمین و فروغ به دسته‌ای از شاعران ایرانی تعلق دارند که بنده آنها را شاعران پژوهشگر می‌نامم- شاعرانی که به دنبال نیما کوشیدند تا برای رسیدن به طرز خاص خود دست به پژوهشی عظیم در وزن و ساخت و آرایه‌های گوناگون شعر بزنند و از این طریق بر گنجینهٔ عظیم شعر فارسی بیفزایند و آن را غنی‌تر از پیش سازند. تا چنین شاعران پژوهشگری دوباره در صحنهٔ شعر عروضی فارسی ظهور نکنند و ادوار جدیدی را پدید نیاورند، این شعر درگیر تکرار مکررات، و در سراشیب افول خواهد ماند. 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️سیمین بهبهانی 🛑✳️📚سیمین بهبهانی،گذر از پروای تن و وزن 🛑✳️✍امید طبیب زاده اشعار سیمین را جسته‌وگریخته خوانده بودم اما در
✳️سیمین بهبهانی 🛑✳️📚سیمین بهبهانی،گذر از پروای تن و وزن 🛑✳️✍امید طبیب زاده اشعار سیمین را جسته‌وگریخته خوانده بودم اما در این روزها فرصتی دست داد تا بتوانم یک بار هم کل دیوان اشعار وی را (انتشارات نگاه ۱۳۸۸) بخوانم و لذت ببرم. اشعار سیمین در این مجموعه به ترتیب زمانی از پی هم آمده و وقتی خواننده به بخش خطی ز سرعت و از آتش (۱۳۶۰) می‌رسد، ناگهان با سیمینی دیگر روبرو می‌شود که گویی تازه متولد شده است. زمانی هم که از سه دفتر آغازین شعر فروغ گذشتم و به اشعار تولدی دیگر رسیدم دقیقاً چنین حالی را تجربه کردم، و عجبا که این تغییر در شعرِ هر دوی آنها با تغییر شگرفی در وزن همراه بوده‌است! در ادامه می خوانید👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️و سپس تصویرِ مرکزیِ شعر از راه می‌رسد: «آگهی‌های فوت / روی دیوارها» . چه تصویر آشنایی! همین دیوارهای شهر، بومِ نقاشیِ مرگ‌های روزانه‌اند. آگهی‌های فوت، کاغذهای سیاه‌وسفیدِ چسبیده بر سیمان، هر روز نو می‌شوند، هر روز باد با آنها بازی می‌کند: گوشه‌شان را پاره می‌کند، تا می‌زند، می‌کَنَد، می‌برد. شاعر این بازی را تحمل نمی‌کند. در نگاه او، باد باید احترام بگذارد؛ این کاغذها فقط جوهر و کاغذ نیستند، خلاصه‌ای از یک زندگی‌اند. شکارسری با حذفِ تمامِ اضافات، به ذاتِ تراژیکِ صحنه حمله کرده است. نه توضیحی می‌دهد، نه نتیجه‌گیری می‌کند. فقط پنجره‌ای می‌گشاید رو به لحظه‌ای که باد، بی‌اعتنا به غمِ تازه‌ای بر دیوار شهر، در حال تقلّا با کاغذی سیاه است. شعر، با کوبندگیِ تمام، رابطه‌ی ما با مرگ در فضاهای شهری را افشا می‌کند: مرگ، تبدیل به اطلاعیه‌ای چاپی شده، بخشی از منظرِ روزمره، آنقدر عادی که حتی باد هم حق دارد با آن بازی کند . اما شاعر حق را به باد نمی‌دهد. او از طبیعت می‌خواهد که همچنان طبیعت بمانَد، اما در برخورد با مرگِ ما، شأن نگه دارد. این شعرِ کوتاه، در نهایتِ ایجاز، پرسشی بزرگ را مطرح می‌کند: آیا ما خود، مرگ را به بازیچه‌ای تصویری در شهر بدل نکرده‌ایم که حالا باد، همان رفتار ما را با کاغذهایش تکرار می‌کند؟ جهانِ شعرِ شکارسری، جهانِ حاشیه‌ها، ریزه‌کاری‌ها و دیده‌های دمِ دستی‌ای است که ناگهان از سایه روشنِ معنا آکنده می‌شوند. او به ما می‌گوید که همین نزدیکی‌ها، روی همین دیواری که هر روز از کنارش می‌گذریم، نمایشی از بی‌اعتناییِ هستی به سوگِ ما در جریان است. و باد... آه، این باد... چقدر بچگانه آگهیِ فوتِ امروز را مچاله می‌کند 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

حمیدرضا شکارسری 🛑✳️📚درنگی بر شعری از حمیدرضا شکارسری ✳️جهان در حاشیه ی یک سوگ شهری 🛑✳️✍عباس صادق زاده ،🛑✳️✍️شعر از حمیدرض
حمیدرضا شکارسری 🛑✳️📚درنگی بر شعری از حمیدرضا شکارسری ✳️جهان در حاشیه ی یک سوگ شهری 🛑✳️✍عباس صادق زاده ،🛑✳️✍️شعر از حمیدرضا شکارسری آهای باد! برای بازی نیست آگهی‌های فوت روی دیوارها حمیدرضا شکارسری در این شعر کوتاه، با اقتصادی شگفت‌انگیز در کلمات، جهانی از معنا را پیش چشم می‌گشاید؛ شعری که بیش از آنکه سروده شود، زمزمه‌ای بریده بر دیوارهای شهر است . تنها چهار سطر، بی هیچ نشانه‌ی اضافه، اما آکنده از نشانه‌شناسیِ زندگیِ معاصر. «آهای باد!»  این آغاز خطابی، خواننده را غافلگیر می‌کند. شاعر مستقیماً باد را مورد خطاب قرار می‌دهد؛ عنصری طبیعی، رها، بی‌قید، که حالا پای در قلمروی انسانیِ مرگ نهاده است. اما این خطاب از جنسِ خواهش نیست، از جنسِ هشدار است: «برای بازی نیست» . اینجا باد، همان نیروی بازیگوش همیشگی، از سوی شاعر توبیخ می‌شود. چرا؟ چون با چیزهایی بازی می‌کند که بازیچه نیستند. در ادامه می خوانید👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑🌈درنگی در شعر 🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇 🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود) 🛑همراه
🛑🌈درنگی در شعر 🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇 🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود) 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️ آوایی دلنشین🎵 از شعرزیبای 🛑✳️✍️ سعدی ،تقدیم به شما همراهان گرانقدر💐 🛑همراه ما باشیددر👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸