📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
前往频道在 Telegram
🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش
显示更多未指定国家未指定类别
204
订阅者
+224 小时
-87 天
-1130 天
帖子存档
💠دوستان و همراهان عزیز شب تابستانیتون بهخیر🍂🍃🍁🍂🍃🍁🌿☘️🍁🍂🍂
🛑 🍃با بخش #شبانه
همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 📻
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 📡
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
☑️مثل سنگ ها
چون سنگریزهای
لابهلای دیگر سنگ ریزهها
آنقدر به سنگ خوردهایم
که هرگز در باورمان نمیگنجید
این همه سر سخت باشیم.
جهان بزرگ است
و این همه رنج مناسب یک انسان نیست
آمدهایم تا در آنتولوژی اِتودهای بدلی
پایان همه قصهها
سنگی را به انسان بَدَل کنند
مثل سنگها
در بستر رودخانهای در حال احتضار
همه تبدیل به خودمان شدهایم
دوباره سنگی شدیم
در معبر هیچ کس
نصیبه حسین آبادی-بهشهر مازندران
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
☑️سرشار از روشنی
تو از قبیله ی عشقی ز نسل گل هایی
که چون لطافت گل ها همیشه زیبایی
ز غنچه غنچه نگاهت بهار می ریزد
تو آن شکوه شکفتن به دشت و صحرایی
شکفته خاطر باغ از نسیم دل انگیز
که منتشر شده از تو سپیده سیمایی
ز چشم های تو آئینه گشت در حیرت
تو ای یگانه ی معصوم من چه غوغایی
خزان برای تو پایان یک شکفتن نیست
که لحظه های تو سبزند و در شکوفایی
خطوط سَیْر تو در آسمان نمودار است
که چون ستاره چنین در مسیر بالایی
نشسته ام به تماشای باغ چشمانت
چه منظری، تو پر از جلوه ی تماشایی
برای من که شدم زنده از نفس هایت
طبیب معجزه گر با دم مسیحایی
طلوع صبح نگاهت ز روشنی سرشار
تو آفتاب درخشان فصل فردایی
زبان الکن من ناتوان ز هر شرحی است
تو واژه واژه بیان، جمله جمله معنایی
ایرج قبادی -صومعه سرا
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
☑️قلمرو آبی
اگر به باغ بگویم ترانه های تو را
به مرزِ غنچه رساند جوانه های تو را
تونیستی که ببینی چقدر کم دارد
به وقت گریه، سرم لطفِ شانه های تو را
به گریه از سرِ زلفِ تو می بَرم تاری
که سینه ریز کنم اشکدانه های تو را
اُتاقِ کوچکِ ما، وسعت چمن زارست
شبی که یاد کند آهوانه های تو را
بهار می رسد «وچلچله به دنبالش»
که پُر شُکوفه کند عاشقانه های تو را
به گرمجوشی خورشید، کرده ام تردید
یقین که وام گرفته زبانه های تو را
چو یک قلمرو آبی نمی شوی محدود
سپاه موجِ نوشته کرانه های تو را
کسی سُراغ ندارد، کسی نمیداند
«غروب» از که به پُرسد نشانه های تو را
جعفردرویشیان«غروب»- کرمانشاه
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
" مشروطۀ چشمات "
امروز رنگ روسریت زرده
چشمات پر از اندوه پاییزه
گم میشه لای پیچش موهات
مشروطهای که توی تبریزه
بارون چشماتم تبرّک بود
جنگل به تو سبزیشو مدیونه
یه جنگلی با برنو و اسبش
نشونیه قزاقو میدونه
تاریخ ، روی صورتت حکّه
ابروت با مشروطه همدسته
میبینمش بالای پیشونیت
روسی که مجلسرو به توپ بسته
داری قشونو میکشی سمتت
با سرخی خون توی لبهات
دلوارو پنهون کردی میدونم
کنج همون خال روی لبهات
اونجا دوتا فنجون روی میزه
با قهوهی تلخ قجر میرم
باروتو میریزم توی سَرپُر
از پیش تو با یه تشر میرم
شعر: پرویز شالی
موزیک و تنظیم : صوفی یار
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
رسید مژده که ایّام غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظرِ یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟
چو بر صحیفهی هستی رقم نخواهد ماند..
توانگرا! دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواقِ زَبَرجَد نوشتهاند به زر
که «جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند»
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
غزل شماره ۱۷۹
✍#حافظ_شیرازی
🎙#مریم_فاتحی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🌾❤️
داغ و دردی مشترک داریم و همدردیم ما
با همین غمهای رنگین زندگی کردیم ما
گاه چون ابری سیاه و گاه باران بهار
از جفایِ روزگاران چون خزان زردیم ما
حسرت فصل بهاران مانده در دلهای ما
تا که جای گل به دامن خار پروردیم ما
بی وفایان را وفا کردیم از روی وفا
در وفا بر عهد و پیمان و صفا ، مَردیم ما
عاقبت در کنج عزلت سر به دامن داشتیم
در قمار زندگی از بس بد آوردیم ما
#شاهدسنقری
🌷🍃
۳۰ دیماه ۱۳۹۹
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند
🛑سردبیر فرهنگی و ادبی
🛑دکتر مریم وثوقی
هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر .
دوستان گرامی اخرین هفته مرداد ماهتون همراه با شعر و شور و ارامش .🌺
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️🌈همراه ما باشید با شعری از ✍️مژگان تولایی
✳️🌈 تهیه و تنظیم موزیک :#صوفی_یار
همکار رادیو
✳️🌈صبح مى آيد "
🌈صبح می آید ، پیام خیر مقدم می دهد
🌈مژده ی شادابی و لبخند شبنم می دهد
🌈با سلام آفتاب و صحبت گل با نسیم
🌈وعده ی عطر خوش گلهای مریم ميدهد
🌈نم نمک آهسته می آید که بیدارم کند
🌈بوی یاس و " پلک بگشا نازنینم " می دهد.
.
.
.
.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
+1
🔹خوانش واژه هایی “گیلکی” در نشست ادبی ردّ پای بارانِ لنگرود
در سومین نشست ادبی ردپای پاران لنگرود، واژه های گیلکی از جنس عطر گیلان خوانش شد.
🔻خبر تکمیلی 👇
https://kimiyayeshomal.ir/?p=6738
🔻 کیمیای شمال را در ایتا دنبال کنید 👇
https://eitaa.com/kimiyayeshomal1398
🔻ما را در تلگرام دنبال کنید👇
https://t.me/kimiyayeshomal1398
🔻آدرس سایت👇
https://kimiyayeshomal.ir/
💟 با کیمیای شمال در اینستاگرام همراه باشید
https://www.instagram.com/kimiyayeshomal.ir?utm_source=qr&igsh=OGxjNXhiZTR3c2I5
🌐 پایگاه خبری کیمیای شمال
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️فرامرز محمدی پور عزیز را من خارج از همه ی دسته بندی ها انسانی شریف می شناسم ،مردی از تبار درخت و رود و پرنده و شالی...دلی پاک و قلمی شیرین در شعر فارسی ،او هرجا که باشد منبع خیر و برکت است آدمی بی ادعا هنوز هم که هنوز است کارش معرفی شاعران جوان است او در تمام شهرهای گیلان شاگرد مستعد دارد که شاعران بزرگ فردایند.
فرامرزخان امروز غیر از شعر و دفتر نشر آوای غزل و روزنامه نگاری یک شغل درست وحسابی دیگر نیز دارد نه،معلمی را نمی گویم ،نوه داری!ولی گلایه مندم چرا نام نوه اش را در شعرهای جدیدش نمی بینم.
فرامرز محمدی پور با غزل و شعر نیمایی شروع کرد و با شعرنو ادامه می دهد ،هنوز قلم از دستش نیفتاده ،هنوز یکی از شاعران فعال خطه ی شعر خیز لنگرود است در ادامه راه شاعرانی چون شمس لنگرودی،کریم رجب زاده،مهدی اخوان لنگرودی و...
"پرسه در سایه ی شب"نام مجموعه شعر جدید محمدی پور است که آوای غزل در آورده و بوی غزل و مهربانی می دهدبه ویژه بوی مادر:
خاموشی چراغ/در خانه ای که/سادگی آویزان است/ اندوه کمی نیست/تنگدستی دردرا می شمارد/و ما چقدر/از زاویه ی شادمانی دوریم!ص۱۰
زندانی هستیم/ در خانه های آپارتمانی/ حیاطی نیست تا عصرانه را با آفتاب و باران قسمت کنیم / مثل کتاب، سکوت،تنهایی آرام نیستم/وقتی آپارتمان نورمان را گرفت آسمان مان را نمی دهد/حتی پنجره ها را پرده کشیدند/تا چشم مان به خانه های رو به رو نیفتد/نه نه نه نمی شود/باید بسازی / آرامش مان را باد برده است!
فرامرز محمدی پور با آن که درحصار درخت و رود و پرنده و باران است اما در این جهنم سبز،درد را ازیاد نبرده است ،او عاطفی ترین شاعر این سرزمین است،دلش به ظرافت پر سنجاقک هاست وقتی از غربت بهار می سراید:
قرار نیست شمشادها /به خانه بیایند/ بهار نیز خجالت می کشد/چادر سبز بگذارد/ تسلیت/لحظه به لحظه می آید/برای جانِ دل هایی که غریبانه خاک/ تن پوش شان می شود/امسال خاطرمان پریشان است/ وگیسو می افشانند/ لیلایی هایی که غریبی می خوانند!
فرامرز محمدی پور در بخش دوم این مجموعه ،شرقی ترین ترانه ها را به دوستداران شعر نیمایی هدیه کرده است ،شعرهایی روان،عاطفی
از طبیعتی سرشار از شعر و شور و شعور:
سنگ ها بگذارند/ راه من هموار است/نه شکستی دارم نه سرودی جانکاه/ هرچه باشد باز هم به تماشای من اند/ صخره و سنگ همین!/چه بلند آوازم مثل مهتاب لطیف/ و پر از رقص تمنای شباب/زیر پای دلتان/این همه کوه و درخت/ومن هم جاری تر !
برای محمدی پور عزیز در آغاز قرن نو،موفقیت و سلامتی آرزومندم.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️📚تنگدستی درد را می شمارد...
🛑✳️معرفی مجموعه شعر پرسه در سایه ی شب/فرامرز محمدی پور
🛑✳️ ✍اکبر اکسیر
آن هایی که دغدغه ی کار فرهنگی دارند هرگز به مرخصی یا بازنشستگی نمی روند تا پای جان خود را فدایی شعر وادب و فرهنگ و هنر می کنند ،اگر خسته شدند صفحه ای باز می کنند حتی در یک روزنامه ی شهرستانی و جوانان مستعد را معرفی می کنند "ردپای باران"شاعران جوان زیادی را چهره ی روز ادبی ایران کرد ، اعتراف می کنم من حمیدرضا اقبالدوست را با شعر "چه گوارا"در همین صفحه کشف کردم و فهمیدم یک نور هر چقدر ضعیف ام که باشد باز روشنایی است !
در ادامه می خوانید👇
✳️ سیف فرغانی از آنهاست: حالا پیدایَش شده، همین روزها، در انتهای قرن چهاردهم، چرک نسیان از چروک قبایش تکانده و با قصیدهای همه درد و همه آه و همه خون جگر، نشسته کنارمان بر بساطی که بساطی نیست، در درون کومۀ تاریک من که ذرهای با آن نشاطی نیست، و با حلق خسته میخواند:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد...
شاعر دورماندۀ قرن هفتم و هشتم انگار نه از فرغانه، که از همین تهران حبری است با منظرۀ تپههای اوین در افق، از همین خوزستان تشنۀ بهگلنشسته، از پایههای محزون سیوسهپل در ترک خاک، از جنگلهای سوختۀ گلستان، از همین خشک، همین خلوت، از خالی همین حالا و حوالی. چطور یک قصیده، قالبی کنارمانده که در روزگار ما جز سرایندگان و دوستدارانی محدود ندارد، پس از قرنها از زیر خاکستر برمیجهد و بر زبان سرخ سوراخ جوان ایرانی قرن چهاردهم مینشیند؟ چطور شعری که سرایندهاش آن را چون تُفی به صورت مغول انداخته بود حالا آب خنک میشود برای جگر سوختۀ ما؟
شفیعیکدکنی این خاصیت اثر یا ﻣﺆثر را نقش تاریخی خوانده و در مقالۀ «نقش تاریخی و خلاقیت فردی» (با چراغ و آینه، انتشارات سخن، 1390، ص 607) آن را شرح داده است. او جاودانگی یک اثر، یا دستکم مطرح بودن آن برای اکنون و آینده، را در گرو دو چیز میداند: نقش تاریخی و خلاقیت فردی. نقش تاریخی است که سبب میشود یک شعر بر زبان مردم بنشیند و در زنجیرۀ تاریخ حیات و جریان داشته باشد. «شاید بشود گفت: «مقتضای حال» بر دو گونه است: مقتضای حال فردی و مقتضای حال اجتماعی. مقتضای حال فردی، آن نیاز روحی و فضای روانشناسانهای است که هرکس بهعنوان مخاطبِ یک خطاب (خواه هنری و خواه غیرهنری) داراست و مقتضای حال اجتماعی آن حال و هوای حاکم بر نیازهای روحی کلّ جامعه است که وقتی یک شعر با آن مقتضای حال هماهنگی داشت، دارای «نقش تاریخی» میشود.»
دیوان سیف فرغانی خیلی دیر چاپ شد: هفت قرن پس از مرگش، در دهۀ چهل شمسی. پس از آن هم، با آنکه به حکم ذبیحالله صفا «از بزرگان لایق احترام عالم» در شمار آمده بود، گویا هیچ دلیل و انگیزهای وجود نداشت که اشعار او به دید و شنید آید. نه در کتابهای درسی مدرسه، نه حتی در واحدهای درسی رشتۀ ادبیات فارسی در دانشگاه. حرفی هم اگر از او در بین بود، از ارادتش به سعدی بود و نوشتوخواندش با او، آن هم با تواضعی تمام که برازندۀ دانشیمردی چون سیف بوده است:
به جای سخن گر به تو جان فرستم
چنان دان که زیره به کرمان فرستم
صفا علت ناشناخته ماندن «این صوفی وارستۀ عالم در نزد آیندگان» را «هجرت از زادگاه و میهن خود و انقطاع از عالم و گوشهگیری از دونان و امتناع از ستایش امیران و صاحبدولتان ظالم و فاسد زمان» میداند. و طرفه اینکه قصیدۀ او باز در دورهای تجدید حیات مییابد که فرزندان ایران گرفتار همین مصیبتاند: آواره و دور از زادگاه و میهن خود و به تنگآمده از ظلم و فساد صاحبدولتان زمان.
اینک قصیدۀ سیف فرغانی واجد نقش تاریخی شده و تز شفیعی مثالی دیگر یافته است. و لابد وقتش حالا بوده، چون «نقش تاریخی را هیچ ناقدی، گیرم افلاطون، بهطور نظری نمیتواند کشف یا پیشبینی کند. این را مردم زمانه و ادوار تاریخ عملاً کشف میکنند و بس.»
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
