-𝘙𝘰𝘮𝘪𝘳𝘭𝘶𝘯𝘢𝘴𝘰𝘭-🪄
前往频道在 Telegram
|تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم بعد از تـو روا باشد نقض همه پیـمان ها.| “🤍🌞🌚🎆” @lunasolbotttbot
显示更多未指定国家未指定类别
464
订阅者
+2124 小时
+817 天
+8130 天
帖子存档
شبی که هلیهلی پخش شد من مهمونی بودم بعد از تو جمع پاشدم رفتم تو دستشویی💔
تو دستشویی هلیهلی گوش میدادم بخاطر برگشت ماکان از خوشحالی گریه میکردم.
الان خودم تصور میکنم اون موقعیت دلم میسوزه
ماکانبند چیکار کردی ماکانبند.🙆♀️
من بخاطرت تو دسشویی لا سوسکا گریه میکردم🥸
من هر پنج ثانیه تو ذهنم:
امیرچجوری با اینا از خنده پاره میشد؟
حاجی واقعا برام سواله.
رهام طبیعت بهت از اون لواشک تلخا داده؟
اخه طبیعی نیستی واقعا داداشم🙏🏻
ادم داداشش طبیعت باشه خودش مصنوعی؟
Repost from N/a
عین پیرزنای خانه سالمندان شدیم دخترا
کسی مارو یادش نیست، کسی کار به کارمون نداره
انگار نه انگار مام دورانی داشتیم که کارای بزرگی کردیم
انگار نه انگار که بخش بزرگی از یه اتفاق بزرگ بودیم.
انگار نه انگار که وجود داشتیم...
انگار بی مصرف ترین موجودات دنیاییم که فقط خودمون حرف خودمونو میفهمیم
همه مارو ول کردن این گوشه و رفتن :))
ببین فکر کنم یه چنل سیو مسیج طوره :)
چون منم یکبار رفتم توش دیدم همهچیو فور میکنه. :)
داداش پرایوت کن ما میبینیم چیو فور میکنی از چنلامون.
Repost from 𝘙𝘰𝘩𝘢𝘮𝘪𝘳𝘎𝘈𝘙𝘋𝘌𝘕;🔮
مشتی حالا که تموم شد همه چیز
تو کیای؟ چیای؟
جعبه سیاهی؟
کاش راز این هرچیزی فور کردنتارو برملا کنی🤣🤣
داش ما الان به خود امیر بگیم میپذیره این موزیک و حال و هواش مخصوص چه کساییه.
ته چه گی خرنی؟(مازنی میگم حق مطلب ادا شه)
Repost from 𝖬𝖾𝗌𝗈𝗅𝖾🌗
شوهرعمم یه بار میگفت یه چیزی نوک زبونمه ولی دهنمو باز کنم از زبونم میوفته و بعد خودش قه قه میخندید و پوکر نگاش میکردم، الان همونم، ببخشید شوهرعمه در حقت بی انصافی کردم فکر نمیکردم بدتر از اینم بشنو-
