-𝘙𝘰𝘮𝘪𝘳𝘭𝘶𝘯𝘢𝘴𝘰𝘭-🪄
前往频道在 Telegram
|تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم بعد از تـو روا باشد نقض همه پیـمان ها.| -🔮🌞🌙- @lunasolbotttbot
显示更多未指定国家未指定类别
470
订阅者
-124 小时
+297 天
+8930 天
帖子存档
میدونی چیه آخه هرچیم بشه،هرکاریم کنین،هرچقدرم ازتون شاکی و عصبانی بشم.
بازم بــازم جیگرگوشمید.
نمیدونم این چجور عشقیه.
که کم نمیشه..
و نمیدونم شما چجوری از این همه عشق این مدلی گذشتید.
همیشه دی مورد علاقه ترین ماه زندگیم بود.
چون عزیزترینام از جمله امیر تو این ماهه.
اما الان فوبیاشو دارم.
فوبیای ۷دی.
فوبیای ۱۸و ۱۹ دی که اگر اون کشتار عظیم راه نمیوفتاد شاید الان ما تو این حال نبودیم.
زندگی تمام زورشو زد تا از همه چیزای مورد علاقم دورم کنه.
اگر برم همین الان بشینم جلوشون انقدر گریه میکنم که خودشونم دلشون میسوزه که چه بلایی سر این فلک زده ها اوردیم.
دیگه کی عصبی بشه وقتی بهت هیت میدن؟@رهام
رگ گردنش باد کنه رگباری استوری بزاره؟ :))
تو چنل پیام بزاره. :)
بعد از شدت عصبانیت کلی غلط املایی داشته باشه.
چون به “رههام”هیت دادن.
خیلی دوستون داشتیم،خیلی.
بیشتر از همهچیز و همهکس.
شمارو از همه آدما جدا کرده بودیم.
اخه جدا هم بودین واقعا.
نجاتم دادین،دستمو گرفتین.
ولی خب هیچکسم مثل شما نمیتونست اینجوری پرتم کنه ته دره.
یکی از بهترین حسای زندگیم شبی بود که تا شیش صبح ملوبات برای بعد رفتن تو دانلود کردیم که رتبهاش بیاد بالا. :)
کل روز به گوشیمدست نمیزدم،چیزی پلی نمیکردم که استریم رادیو جوان قطع نشه.
من همهی اینارو با جون و دلم انجام دادم.
نمیدونم چرا هرکاریم کردیم نشد که نشد.
بخاطر اینم ازتون ممنونم.
آدمایی که اینجا باهاشون اشنا شدم.
باهم گریه کردیم،خندیدیم،غصه خوردیم،خیلی شبا تا صبح ذوق ماکان و پسراشو کردیم.
و اینا حسای تکرارنشدنی زندگیمن.
اگر بگم نجاتم ندادین دروغ گفتم.
اگر بگم کنارتون حس زندگی رو درک نکردم دروغ گفتم.
اگر روزای قشنگی که اینجا داشتم و فراموش کنم بی معرفتی کردم.
من بهترین و عزیزترین لحظههای زندگیم اینجا بودم.
شما بودین باعثش،من تا همیشه ممنونم ازتون.
برد زندگیم بودین که باختمتون.
من همیشه تو ذهنم همون امیر و رهامی که پسرای ماکان بودن میمونن.
