ch
Feedback
Diamond chingo

Diamond chingo

前往频道在 Telegram

My house with my 13 angel :)) I'm obsessed with seoksoo ☆ @InfiniteJoshuabot

显示更多
伊朗141 872未指定类别
270
订阅者
+224 小时
+47 天
+1930 天
帖子存档
سر این ادیت رسما جیغ زدم جیغع غغغغغغغ

Jealous boy...

روز تولد اعضا شبیه مسابقست بیشتر تا تولد🤣🤣

بچه ها عردا ببینم کی قراره توسط چوی سونگچول کشته شه🤣🤣 ( چون رو زمان تبریک تولد حساسه)

پس برات سونهون هم مینویسم :))

کاپل مورد علاقت ورکوانه؟

sticker.webp0.25 KB

ناناعهههههه😭😭😭🤏🏼🤏🏼🤏🏼🤏🏼 قندهههه، شکرهههه🥹🥹🥹 ژانر مورد علاقه منه🙂‍↕️

احساس میکنم خیلی خوب نشد😭😭

"این پسر رو که میبینید عشق دوران بچگی منه، و هیچ‌وقت بهم محل نمیداد ولی خب منم دست بردار نبودم راستش چون عاشقش بودم، البته از
"این پسر رو که میبینید عشق دوران بچگی منه، و هیچ‌وقت بهم محل نمیداد ولی خب منم دست بردار نبودم راستش چون عاشقش بودم، البته از حق نگذریم خیلی جذاب بود، هر دفعه که میدیدمش قلب-.... خب بگذریم، اره دیگه بچه ها بیاین یه چیزی بهتون بگم من الان نامزد این ادم بداخلاقم اره میدونم که تعجب کردین...واقعا نمیدونم چطوری اتفاق افتاد خودمم هنوز باورم نمیشه" ☁ "دفترچه خاطرات بوو سونگکوان"

این پسر رو که میبینید عشق دوران بچگی منه، و هیچ‌وقت بهم محل نمیداد ولی خب منم دست بردار نبودم راستش چون عاشقش بودم، البته از
این پسر رو که میبینید عشق دوران بچگی منه، و هیچ‌وقت بهم محل نمیداد ولی خب منم دست بردار نبودم راستش چون عاشقش بودم، البته از حق نگذریم خیلی جذاب بود، هر دفعه که میدیدمش قلب-.... خب بگذریم، اره دیگه بچه ها بیاین یه چیزی بهتون بگم من الان نامزد این ادم بداخلاقم اره میدونم که تعجب کردین...واقعا نمیدونم چطوری اتفاق افتاد خودمم هنوز باورم نمیشه ☁ "دفترچه خاطرات بوو سونگکوان"

sticker.webp0.00 KB

بهش فکر میکن-

منم خیلی خوشحالم که تو عاشقش شدی😭😭

😭😭💋

چقد نانااا🥹🥹🥹🥹🤏🏼 بهشون میاااد🥹🥹🤏🏼

چقد نانااا🥹🥹🥹🥹🤏🏼 بهشون میاااد🥹🥹🤏🏼

میشه نظرتون رو بگین؟ البته اگه دوست دارین :((

چوی سونگچول پسری که سال اول دانشگاه بود و به مدت ۳ ساله که شروع کرده به نویسندگی و یه جای مشخص داره واسه نوشتن داستان هاش، کا
+1
چوی سونگچول پسری که سال اول دانشگاه بود و به مدت ۳ ساله که شروع کرده به نویسندگی و یه جای مشخص داره واسه نوشتن داستان هاش، کافه‌ی دوستش هر روز اونجا شروع میکنه به نوشتن کتابش، سونگچول دفتری که توش داستانش رو می‌نویسه رو با خودش نمیبره خونه چون هر روز برمیگرده اونجا روز بعدش که برمیگرده و در دفترش رو باز میکنه که یکی ادامه داستانش رو نوشته تعجب میکنه میره از دوستش میپرسه و دوستش میگه نمیدونم این داستان ادامه پیدا میکنه و هروز که سونگچول در دفترش باز میکنه یکی داستانش رو ادامه داده و میتونه بگه که خیلیی کارش خوبه روز بعدش که سونگچول میره کافه و میخواد شروع کنه به نوشتن میبینه یکی رو صندلیش نشسته و داره تو دفتری که داستانش رو مینویسه به نوشتن داستانش ادامه میده. اون پسر لباس فرم دبیرستان تنش بود سونگچول خودشو پشت دیوار قائم میکنه که پسر نبینتش. از پشت دیوار بهش نگاه میکنه محو زیبایی پسر میشه، با خودش میگه امکان نداره این پسر واقعی باشه بعد از چند دقیقه پسر از سر میز بلند میشه و بعد از حساب کردن از کافه میره بیرون سونگچول میره سر میزش و میبینه که یه تگ اسم اونجا افتاده که روش نوشته «یون جونگهان»🌟

sticker.webp0.00 KB